انگار این جسم کشش این روحِ خسته رو نداره، روحی که هر دقیقه حس متفاوتی رو تجربه میکنه، روحی که رنجوره و زود آسیب میبینه.
-اینکه تاحالا پشتت نبوده بخاطر اینه که نگفتی! اونم فکر کرده میتونی تنهایی از پسش بربیای.
-چیزی که به زبون آورده بشه و درخواست بشه، دیگه ارزشی نداره.
تو اگه برات مهم بود قبل اینکه من بگم میگفتی.
هیچوقت هیچکدوم از دیلیهام بیشتر از یه هفته دووم نمیارن چون اینجا عملاً خونهی منه.
تمام چیزایی که برای یه روز خوب نیاز داری:
-تعریف شنیدن از معلم موردعلاقت، خوب دادن امتحانت، تعریف کردن روزت برای دوست مجازیت، حمومِ بعد مدرسه، کنسل شدن پرسش وقتی نخوندی،فول شارژ بودن گوشیت بعد مدرسه، خوردن غذای موردعلاقت و...
هدایت شده از هاله ی نور.
چند وقت پیش که درمورد ستاره ها میخوندم، نوشته بود که بعضی از ستاره های بزرگ وقتی دارن کم کم برای همیشه خاموش میشن، درخشان ترین حالتشونو نشون میدن و بعد میمیرن.
چندروز پیش وقتی زمین شناسی میخوندم درمورد این نوشته بود که دایناسور ها دقیقا تو اواخر آخرین دوره ای که وجود داشتن خیلی متنوع و بزرگ و سنگین بودن.
قبلا خوندم که بعضی از درختا درست قبل از اینکه بمیرن بزرگترین شکوفه هارو میدن و بعضی از کوه های آتشفشانی درست قبل از خاموشی، فوران بزرگ و شدیدی دارن.
انگار که اوج، پایانه.
برمزار مردگان خویش نالیدن چه سود؟
زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید
ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود ؟
گر نرفتی خانه اش تا زنده بود خانه صاحب عزا خوابیدن چه سود؟