«او از میان واژهها گذشت،
از میان نگاههایی که گاهی پر از قضاوت بودند
و گاهی خالی از معنا.
اما هیچوقت خالی از خودش نشد.»
با کسایی بودم که حداقل هفت سال ازم بزرگتر بودن😭، ولی این جور جمعا معمولاً بیشترم خوش میگذره😭
یک ثانیه سکوت که برقرار میشه، ذهنم شروع میکنه به پرسیدن چراهای بیانتها، چرا اینطوری شد؟ چرا نشد؟ چرا نموند؟ چرا انجامش ندادم؟ چرا ؟ چرا هیچوقت پشیمون نمیشم؟
د آخه عزیز دلم، فقط یک ثانیه بذار به کنفرانس گوش بدم، بذار ببینم طرف مقابل چی میگه، چته هی سوال سوال.
این روزا از دبیرای مختلف، همکلاسیام و خیلیای دیگه میپرسم: «بنظرتون در آینده من چه شغلی دارم؟»
و جوابای جدید میشنوم. پرستار، نویسنده، معلم و... الا چیزی که میخوام.