- در من دخترکی امیدوار اما زخمی ، خسته ، با نهایت بیحوصلگی فریادِ زندگی سر میدهد .
فقط و فقط اگه یک سال دیگه با خانوادهام زندگی کنم و همینجوری ادامه بدم کاملا مستقل میشم، مستقل توی یک آسایشگاه روانی.
آیـرِن✧
درایی برات باز میشن که حتی نزده بودی.
ولی من میخواستم اون دری که شبانه روز میکوبیدمش باز بشه.
ما به بارون نیاز نداریم، چشمای من برای منبع آبِ یه کشور که سهله؛ یه دنیا هم کافیه. میباره فقط.