بابام سعی داره برام خوبیای عشقو بگه، منم هی میگم اینا همش الکیه و مامانم فقط اینطوری نگاهمون میکنه که: دغدغه اینارو ببین توروخدا.
وجود بعضی آدما توی دنیا، مثل اینه که یه جوونه از کف آسفالتها بیرون بزنه یا توی آسمون پر از دود و آلودگی یه ستاره چشمك بزنه. وجود بعضی آدما مثل اینه که توی کویر یه رودخونه باشه یا توی یه اقیانوس جزیره. وجود بعضی آدما مثل نعمته، مثل اینه که سر سفره غذای موردعلاقت باشه و سرکلاس بخاطر وجود دوستت دووم بیاری، مثل اینه که بری توی یه بیابون پر از کاکتوسهای خاردار یه گل پیدا کنی، یا توی یه دشت پر گل یه درخت. وجود بعضی آدما متفاوته، پر از حس، عشق و نعمت.
«یاد بعضی نفرات
روشنم می دارد.
...
قوتم می بخشد،
راه می اندازد،
و اجاق ِکهن ِسردِ سرایم
گرم می آید از گرمی ِعالی دم شان.
نام بعضی نفرات
رزق روحم شده است.
وقت هر دل تنگی
سوی شان دارم دست
جراتم می بخشد
روشنم می دارد.»
#نوشتهمن
https://harfeto.timefriend.net/17688524696545
سلام گلخانوما، اسمتون رو برام بنویسید~ یا آیدیتون رو بذارید،
منم توی سه کلمه توصیفتون میکنم=).
(میتونید پیوی هم نقطه بدید @nb...)
منتقل شدند اینجا ✨🪷
نمیدونم. شاید "پذیرفتن" غمگین ترین فعل دنیاست. یعنی من خواستم، تلاش کردم، کلی سگدو زدم ولی نشد که بشه، بعد گریه و زاری کردم و آخر هم پذیرفتم، گذشتم. با یه خلأ.