خوشگلا پیام تقدیمی رو پاک کنید فردا بعد مدرسه بهتون تقدیم میکنم، ببخشید معطل شدید💗🪽.
بذارید تابستون بشه حتی یه روز هم توی خونه نمیمونم، هر روز میرم بیرون عکس میگیرم
اون روز به بچهها میگفتم عید؟ کدوم عید؟ با این وضعیت اقتصادی هیچی ممکن نیست. ولی دیدم مامان با اینحال هر روز یه گوشه از خونه رو تمیز میکنه، هر روز مراسم لگد کردن پتوهای خیس رو داریم و هر روز هم درختا سبز تر و نازتر میشن. گفتم بوی عید نمیآد اما امروز که توی حیاط مدرسه روی نیمکت صورتی دراز کشیده بودم، صدای پرندهها رو شنیدم و دیدم که درختها میخندن. دیدم که نسیم بهاری صورتم رو لمس کرد و نور خورشید هم به زیباییِ حیاط اضافه میکرد، دیدم و میگم بهاره. بهار اومد و گلها میخندن، ابرها خودشون رو به باد میسپرن و درختها با تکونهای باد همدیگه رو توی آغوش میگیرن، بهاره چون پرنده ها آواز میخونن و همه جا دوباره داره سبز میشه. و من امید دارم به پایان فصل سرد🩷