سرخ میشوی وقتی میشنوی دوستت دارم
زرد میشوم وقتی میشنوم دوستش داری
چهارشنبه سوری راه انداختهایم
سرخی تو از من، زردی من از تو!
همیشه من میسوزم
و همیشه تو میپری
“حسین پناهی“
اگر آمدی
خبرم کن
در خانه بمانم
که از اندوه نمیرند
شمعدانیهای منتظر و ماهیهای حوض
و لبخندی که به شوق بر لبانم میبندد
که تو بیایی و کسی خانه نباشد
“سیدعلی صالحی”
زندگی زیباست، تماشاییست!
چرا زیبا نمی بینیم؟
چرا گاهی به پای این همه خوبی نمی شینیم؟
چرا با هم نمی خندیم؟
مگر دنیا چه کم دارد؟
ببین این آسمان آبی ست
ببین دنیای ما آکنده از پاکی ست
و خوبی تا ابد پاینده می ماند…
تو باور کن
همین کافیست…!
باشد، که زندگی
زندگیست
امروز در دست من و
دوش در دست تو و
فردا… مالِ دیگریست،
تنها به یاد آر که رویاها نمیمیرند