هدایت شده از دختر ِپرتقال🇵🇸 .
ولی نشد
که رو به روی وضوح کبوتران بنشیند
و رفت تا لب هیچ
و پشت حوصلهٔ نور ها دراز کشید
و هیچ فکر نکرد
که ما میان پریشانی تلفظ درها
برای خوردن یک سیب
چقدر تنها مانده ایم.
_سپهری
*ببخشید این خیلی طولانی بود و خب،حیف بود فقط یکمش رو بگم:)