داشتم فکر میکردم که چرا اکثر مواقع خاطراتِ "بد" توی ذهنِ ما ماندگارن؟
چرا من از اون سفرِ هفت سالِ پیش که خیلی هم خوب بود فقط اون تیکهی تصادف رو یادمه؟ یا چرا به جای اینکه کارها و حرفای خوب بقیه توی ذهنم بمونه بیشتر حرفایی که احساسمو جریحه دار کردن رو یادم میمونه؟
صد در صد بی دلیل نیست.
✶⋆.˚꩜
آیـرِن✧
داشتم فکر میکردم که چرا اکثر مواقع خاطراتِ "بد" توی ذهنِ ما ماندگارن؟ چرا من از اون سفرِ هفت سالِ پ
•اوّلین دلیل برای این موضوع میتونه این باشه که ذهن ما در هنگام تجربهی اون اتفاق،براش تا حد زیادی جدید و هیجانی بوده و یه حس آمیخته به ترس باعث شده که این بیشتر توی ذهن ما بمونه، یا ذهنمون به طور ناخودآگاه اون رو حک کرده توی مغزمون تا ما اگر با موقعیتی مثل اون مواجه شدیم آشناییت داشته باشیم +تجربه.
✶⋆.˚꩜ .ᐟ˙⋆✶
•دلیل دوم، تأثیر آمیگدال
همونطور که میدونید آمیگدال یه بخش از مغزه مربوط به احساسات و حافظه ی هیجانی .
این بخش از مغز زمانی که ما یه رویداد عاطفی به خصوص همراه با اندوه و اضطراب رو تجربه میکنیم این بخش شروع به کار میکنه و اون رو برای طولانی مدّت توی ذهن ما میکاره..
(به این بخش بادام هم میگن،وون پیون سونگ یه کتاب مربوط به همین موضوع نوشته با همین نام"بادام".)
✶⋆.˚꩜ .ᐟ˙⋆✶
•دلیل سوم، تأثیر تکرار.
دیدید بعضی چیزای کوچیک حتی،انقدر توی ذهنمون بزرگ می شن که تبدیل میشن به یه "تروما" و تمامِ تمرکز ما روی یه موضوع رو نابود میکنن،این میتونه توی این موضوع تاثیر زیادی داشته باشه،وقتی یه اتفاق (هرچقدر هم که ساده)رو انقدر توی ذهنمون مرور میکنیم ،توی حافظه ی بلند مدت ما جا میگیرن و آره خلاصه.
حالا مثلاً میپرسید که چرا خاطره های خوب اینطور نمیشه؟چون خاطره های خوب مسلما ذهن آدمُ به شدت درگیر نمیکنن و خب به اندازه ی خاطره های بد مرور نمیشن.
✶⋆.˚꩜ .ᐟ˙⋆✶
•دلیل چهارم،تأثیر استرس و اضطراب
استرس و اضطراب نیز میتونه نقش مهمی در ماندگاری خاطرات بد داشته باشه مثلا وقتی فردی تحت تأثیر استرس یا اضطراب قرار میگیره، بدن او هورمونهای استرس رو ترشح میکنه. این هورمونها باعث میشن که مغز به تهدیدها و تجربیات منفی توجه بیشتری داشته باشه و آنها را بهتر در حافظه ذخیره کنه . به همین دلیل، افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی یا استرس پس از سانحه ممکنه که خاطرات بد را به طور مکرر و با شدت بیشتری تجربه کنن🙏.
✶⋆.˚꩜ .ᐟ˙⋆✶