•دلیل دوم، تأثیر آمیگدال
همونطور که میدونید آمیگدال یه بخش از مغزه مربوط به احساسات و حافظه ی هیجانی .
این بخش از مغز زمانی که ما یه رویداد عاطفی به خصوص همراه با اندوه و اضطراب رو تجربه میکنیم این بخش شروع به کار میکنه و اون رو برای طولانی مدّت توی ذهن ما میکاره..
(به این بخش بادام هم میگن،وون پیون سونگ یه کتاب مربوط به همین موضوع نوشته با همین نام"بادام".)
✶⋆.˚꩜ .ᐟ˙⋆✶
•دلیل سوم، تأثیر تکرار.
دیدید بعضی چیزای کوچیک حتی،انقدر توی ذهنمون بزرگ می شن که تبدیل میشن به یه "تروما" و تمامِ تمرکز ما روی یه موضوع رو نابود میکنن،این میتونه توی این موضوع تاثیر زیادی داشته باشه،وقتی یه اتفاق (هرچقدر هم که ساده)رو انقدر توی ذهنمون مرور میکنیم ،توی حافظه ی بلند مدت ما جا میگیرن و آره خلاصه.
حالا مثلاً میپرسید که چرا خاطره های خوب اینطور نمیشه؟چون خاطره های خوب مسلما ذهن آدمُ به شدت درگیر نمیکنن و خب به اندازه ی خاطره های بد مرور نمیشن.
✶⋆.˚꩜ .ᐟ˙⋆✶
•دلیل چهارم،تأثیر استرس و اضطراب
استرس و اضطراب نیز میتونه نقش مهمی در ماندگاری خاطرات بد داشته باشه مثلا وقتی فردی تحت تأثیر استرس یا اضطراب قرار میگیره، بدن او هورمونهای استرس رو ترشح میکنه. این هورمونها باعث میشن که مغز به تهدیدها و تجربیات منفی توجه بیشتری داشته باشه و آنها را بهتر در حافظه ذخیره کنه . به همین دلیل، افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی یا استرس پس از سانحه ممکنه که خاطرات بد را به طور مکرر و با شدت بیشتری تجربه کنن🙏.
✶⋆.˚꩜ .ᐟ˙⋆✶
شما نمیتویند باد رو کنترل کنید ، ولی میتونید بادبان های خودتونو تنظیم کنید=)
این دربارهی این نیست که چه اتفاقی برای شما میافته،درباره اینه که شما چطور واکنش میدید!