eitaa logo
دانلود
Oath of the Horatii 1785.
در نقاشی سه گروه اصلی می‌بینیم: سمت چپ: برادران هوراتی/ قاطع و نیرومند وسط: پدر شمشیرها را نگه داشته/نماد رهبری مقتدر و منطقی سمت راست (بخش مورد علاقه من): زنان زنانی شکننده و سوگوار. آنها از قبل می‌دانند این نبرد ممکن است خانواده‌شان را نابود کند این بخش، نشان دهنده تضاد احساس و وظیفه ست.
اجازه بدید به کامیلا خواهر سه برادر و دختر تازه عروس خانواده نزدیک تر بشیم.
اجازه بدید به کامیلا خواهر سه برادر و دختر تازه عروس خانواده نزدیک تر بشیم.
کامیلا' یکی از پیچیده‌ترین و غم‌انگیزترین شخصیت‌های این نقاشی ست. همان زن سمت راست تصویر، در کنار مادر و باقی زن ها، در آغوش هم فرو رفته‌اند و با ناامیدی به فاجعه‌ای که در پیش است نگاه می‌کنند.
از تراژدی کامیلا، همین که نه تنها خواهر سه برادر هوراتی (جنگجویان روم) است، که او تازه عروس یکی از آن سه برادرِ «کوریاتی» (جنگجویان دشمن از شهر آلبا لونگا) بود. اجازه بدید من برای این قسمت سکوت کنم.
و کامیلا/داغدار توفیق. کامیلا در میان یک دوراهی غیرممکن گیر کرده است. اگر برادران کامیلا پیروز شوند، همسر او کشته می‌شود. اگر همسر او پیروز شود، برادرانش کشته می‌شوند. او هم باید به برادرانش وفادار باشد و هم به عشقش. غم و اندوهی که در چهره و افتادگی بدن زنان در نقاشی می‌بینید، دقیقا ناشی از همین بن‌بست عاطفی است.
حالا تصور کنید جنگ تموم شده.
حالا تصور کنید جنگ تموم شده.
در پایان جنگ، دو تن از برادران هوراتی کشته شدند و یکی از برادران که زنده بود به خانه برمی‌گردد و می‌بیند کامیلا سوگوار عزیز کشته‌شده‌ خودش است. وقتی می‌بیند خواهرش به جای خوشحالی برای پیروزی روم، برای دشمن آنها که نامزد او بود گریه می‌کند، عصبانی می‌شود و کامیلا را با شمشیر می‌کشد و می‌گوید هر زنی که برای دشمن روم اشک بریزد، همین سرنوشت اوست.
Oath of the Horatii 1785.
کامیلا در نقاشی، صدای عاطفه ست که در برابر سیاست و جنگ نادیده گرفته شده. در حالی که سه برادر هوراتی در حال انجام وظیفه هستند، کامیلا در حال تجربهٔ سوگ است. لویی داوید اینطور به تصویر کشیدست که قهرمان بودن چقدر می‌تواند با قربانی کردن ظریف‌ترین عواطف انسانی همراه باشد.
Oath of the Horatii 1785.
از اینجا بخونید.🔺
پارسال روز عرفه رفتم رو پشت بوم زیارت عرفه امام‌حسین رو تا نصفش همونجا خوندم. بیش از هر چیز برای آینده ام نگران بودم و به این فکر می‌کردم سال دیگه این موقعا دارم چیکار می‌کنم؟ -جنگ همیشه معادلات آدم رو بهم میزنه. اما تغییر من نسبت به سالهای قبل همینه که مقاومت بیشتری برای نفس کشیدن و نمردن می‌کنم. بنظرم همین خودش بزرگترین نعمت بود که قدرشو بدونم.