eitaa logo
کاربرگ و آزمون دوم 2
5.4هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
108 ویدیو
630 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
👈🏼🔥 سیر رو اگه اینجوری مصرف کنی تا ۱۲۰ سالگی بیماری سراغت نمیاد 😳❌ ‌ ⬅️ فیلم نحوه مصرف ➡️
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از کانال نخبگان سوم
«چراغی که با راست‌گویی روشن می‌شد» در یک محله‌ی آرام، پسربچه‌ای به نام آرین زندگی می‌کرد. آرین پسر مهربانی بود، اما یک مشکل داشت: گاهی برای اینکه تنبیه نشود یا کارش راحت‌تر شود، دروغ می‌گفت. یک روز بعد از مدرسه، کنار درخت بزرگ پارک، چشمش به یک جعبه‌ی چوبی عجیب افتاد. روی آن نوشته شده بود: «چراغ جادویی مخصوص بچه‌های راست‌گو» آرین با کنجکاوی درِ جعبه را باز کرد. داخلش یک چراغ کریستالی کوچک بود که مثل یک قطره‌ی نور می‌درخشید. چراغ با صدای آرام گفت: «سلام آرین… من چراغ راست‌گویی هستم. فقط وقتی روشن می‌مانم که تو راست بگویی.» آرین با تعجب چراغ را برداشت و به خانه رفت. شب، مامان پرسید: «آرین، امروز مشقت را نوشتی؟» آرین که مشقش را ننوشته بود، سریع گفت: «بله نوشتم.» همان لحظه، چراغ فوری خاموش شد. نه کم‌نور… نه کوچک… کاملاً خاموش! آرین جا خورد. چراغ را تکان داد، فوت کرد، حتی زیر پتو برد، اما چراغ روشن نشد. دلش گرفت. آهسته گفت: «ای کاش راستش را گفته بود صبح روز بعد، آرین تصمیم گرفت امتحان کند. مامان پرسید: «آرین، چرا میزت این‌قدر شلوغه؟» آرین گفت: «راستش… دیشب بازی کردم و جمع نکردم.» چراغ یک نقطه‌ی کوچک نور از خودش نشان داد. آرین لبخند زد. روز بعد، در مدرسه توپ را محکم زد و گلدان کلاس شکست. دوستش گفت: «بیا بگیم ما نبودیم.» آرین به چراغ نگاه کرد. هنوز خیلی کم‌نور بود. آرین گفت: «نه… باید راستش را بگیم.» وقتی پیش معلم رفت و حقیقت را گفت، چراغ کمی روشن‌تر شد. معلم گفت: «آرین، راست‌گویی همیشه بهترین کاره.» روزها گذشت. هر بار که آرین راست می‌گفت، چراغ پرنورتر می‌شد. گاهی مثل نور یک شمع… گاهی مثل نور یک لامپ کوچک… و یک روز، وقتی آرین حقیقت سختی را گفت، چراغ آن‌قدر روشن شد که اتاق مثل صبح زود نور گرفت. چراغ گفت: «آرین، تو یاد گرفتی که راست‌گویی فقط یک کار خوب نیست… این یک قدرت جادویی است که دنیا را روشن می‌کند.» آرین چراغ را در دست گرفت و فهمید: نور چراغ، نور راست‌گویی خودش است. و از آن روز، چراغ همیشه روشن ماند… چون آرین تصمیم گرفته بود همیشه حقیقت را بگوید. میرطالبیان ارسال مطالب کانال بدون ذکر نام کانال اشکال شرعی دارد ╭───┅🍃🌸🍃┅────╮ https://eitaa.com/joinchat/994771732C86667e3d2a ╰───┅🍃🌸🍃┅────╯
هدایت شده از کانال نخبگان سوم
1. آرین چه مشکلی داشت که باعث می‌شد چراغ خاموش شود؟ 2. چراغ جادویی چه شرطی برای روشن ماندن داشت؟ 3. اولین بار آرین چه دروغی گفت که باعث شد چراغ کاملاً خاموش شود؟ 4. وقتی چراغ خاموش شد، آرین چه احساسی پیدا کرد؟ 5. چه چیزی باعث شد چراغ دوباره یک نقطه‌ی کوچک نور بدهد؟ 6. آرین در مدرسه چه کاری انجام داد که نیاز به راست‌گویی داشت؟ 7. دوست آرین چه پیشنهادی داد و چرا آرین قبول نکرد؟ 8. معلم بعد از شنیدن راست‌گویی آرین چه واکنشی نشان داد؟ 9. چراغ چگونه کم‌کم روشن‌تر شد؟ 10. آرین در پایان داستان چه چیزی درباره راست‌گویی یاد گرفت؟ میرطالبیان ارسال مطالب کانال بدون ذکر نام کانال اشکال شرعی دارد. ╭───┅🍃🌸🍃┅────╮ https://eitaa.com/joinchat/994771732C86667e3d2a ╰───┅🍃🌸🍃┅────╯