🌺نیت امروزم:
#زندگی_نیتمند
خونه شریان زندگیه، همونجایی که خستگیهاتو رو مبلش میندازی، پناه خندهها و گریههاته.
خونه نفسِ زندگیه!
امروز بیا یهذنوازشی به خونه برسونیم و حسابی مرتبش کنیم. خونه نامرتب نشونه مغز شلوغه. مرتب که بشه مغزتم سبک میشه.😉
@aznobato
🌿🌿🌿
#آمنه_نوشت
اختلاف یا تفاوت ؟!
تفاوت داشتن بین آدما یه چیز طبیعیه! مثل همون موقع که ما میخواستیم برنامه کودک زنان کوچک ببینیم و داداش عزیز میخواست با سِگا بازی کنه و دعوامون میشد.😅
معلومه اختلاف نظر هست.
ولی اون زن و شوهرایی میبرن، هر دو احساس خوشبختی میکنن که آزادی متفاوت بودن رو به همسر بدن!
کنترل کردن، از موضع زور حرف زدن صمیمیت رو از بین میبره. 🤦♀
معلومه که خیییییلی جاها نظر همسرت با تو متفاوته رفیق! معلومه که اخلاقای متفاوتی داره.😄
معلومه که یه چیزایی از نظر تو توهین محسوب میشه، اما از نظر همسرت یه رفتار ساده است.
تا وقتی کنترل کنی، انگار یقه لباسش رو محکم گرفتی، اجازه نفس کشیدن بهش نمیدی. و خب نتیجه این میشه که دروغ پیش میاد، داد و هوار پیش میاد. 🤦♀
کی بیشتر آسیب میبینه؟!
من میگم خودِ تویی که میخوای همه چی باب میلت باشه و نمیشه.🤦♀
نمیشه که بشه. آدما ماشین نیستن که کنترلشون کنی.
@aznobato
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
واقعی چرا اینجوریه؟😂
فک کنم چون وقتی بچه ها میخوابن شبیه یه فرشته معصوم میشن، انگار نه انگار همین نیم ساعت پیش یکی از ظرفای قشنگ جهیزیه ات رو شکوندن، انگار نه انگار دیوارای خونه رو رنگی رنگی کردن.😂
#فرزندپروری
@aznobato
از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
🌺نیت امروزم: #زندگی_نیتمند خونه شریان زندگیه، همونجایی که خستگیهاتو رو مبلش میندازی، پناه خندهه
🌿🌿🌿
میگما👀
اون نیت صبحم بود کلا کنسل شد. چون که داشتم پادکست دوره ضبط میکردم.😅
در حدی کنسل شد نیتم که ناهارم خودمو انداختم خونه مامانم و به کوب دوره ضبط کردم.🙊
خودسرزنشی دارم؟ بله😟
ولی خب نگاه که میکنم وقتم بیهوده تلف نشد. الکی تو فضای مجازی نچرخیدم.
داشتم یه کار مفید میکردم برای خانوادهها. و خب آره نیتم محقق نشد.☹️
اما آدمیم دیگه ربات که نیستیم.😅
خلاصه رفیق جان اگه تو هم مثل من به برنامههای امروزت نرسیدی هیییچ اشکالی نداره.
فقط حواست باشه وقتتو صرف بیهوده کاری نکنی. 😉
@aznobato
🌿🌿🌿
#خاطرات_یک_نو_مامان
تو راه مهمونی هستیم.
مسیرمون یکساعته حدودا. از اول با شعر خوندن ایلیا رو سرگرم کردیم تا نگه برنامه کودک میخوام.☹️
ایلیا گفت تاب تاب عباسی تو میوه گیلاسی رو بخون.
گفتم باشه مامان، خوندیم تموم که سد میگه بزن صفحه بعد
میگم بهش مامان جان دارم از حفظ میخونم کتابت که نیست!
اوشونم میگه چرا یه صفحه رو فقط حفظ کردی، بزن صفحه بعد😟
قبول دارم تو ماشین بچه ها خسته میشن، باید مدارا کرد، سرگرمشون کرد.😕
ولی خب حق دارم بخوام خودمو از ماشین بندازم بیرون و پیاده برم. والا☹️😣
مغزم در حال حاضر شبیه یه بمب در حال انفجاره. نکته آموزشیمم نمیاد!
من هر چی بلد بودم انجام دادم.☹️
میخوام بگم بچه ها ماشین نیستن که همیشه نکاتی که بلدیم روشون جواب بده! آدمن، آدم! بعضی وقتا هم ممکنه هر چی بلدی به کار نیاد! به هزار و یک دلیل. مثل شب زود نخوابیدن، صلح زود بیدار شدن، کم بودن ظرف بازی و و و
اما یه کاری میتونی بکنی، نفس عمیق بکشی، سعی کنی آروم باشی و داد نزنی.
این نیز بگذرد.🤪
هشتگ یه مامان خسته ☹️
🌺نیت امروزم:
#زندگی_نیتمند
بزرگترین میراثی که میتونی برای خانواده به جا بذاری آرامش و امنیت هست. پس اول خودت رو آروم کن، به خودت اهمیت بده تا بتونی آدم امن همسر، فرزند و بقیه باشی.☺️
امروز وسط کارها زمان های ده دقیقهای برای خودت بذار. فقط ده دقیقه ای که تو رو شارژ میکنه و حس بودن و ارزشمندی بهت میده.☺️
هستی با نیتم؟😍
@aznobato
🌿🌿🌿
#آمنه_نوشت
صبح ایلیا رو بردم حموم چون دیروز باغ بودیم و پر از خاک بود.😅
الانم دارم غذای مورد علاقه مهدی رو درست میکنم، چون که اینجوری میتونم علاقم رو بهش نشون بدم.🙊
میدونی رفیق یه وقتا ما چون دوس داریم همسر بگه دوستت دارم و از این حرفا توقع داریم اونا هم با همچین کلماتی لپاشون گل بندازه.🤣
نخیر! آقایون بیشتر با خدمت کردن عشقشون رو نشون میدن و دوسم دارن توی کارهایی که میکنیم عشقمون رو نشون بدیم.
مثلا بیدار بشه ببینه واوووو یه میز صبحانه چیدی چیگد قشنگ😋.
لطفا به تفاوتها توجه نمایید. اینستاگرامی فک نکید.😜
@aznobato
🌿🌿🌿
#خاطرات_یک_نو_مامان
روزای سختی بود، زایمان کرده بودم، منی که همه کارام رو خودم انجام میدادم به هیچ کاری نمیرسیدم دیگه!😢
نمیتونستم یه غذا بپزم، و به جز خستگیهای مادری و خواب کم ایلیا، یه غم دیگه هم داشتم.😔
منی که تازه بذر تلاشم جوونه زده بود، حالا تو نقطهای بودم که نمیتونستم یک صفحه کتاب بخونم، حتی بخوابم! 😭
و اونجا اوج غم بود برام، یک جا نشستن! کاری نکردن...
این نقطه غم و ناامیدی رو خیلیا تجربه میکنن بعد مادری!
مخصوصا بعد از برای بار اول مادر شدن و مخصوصا بانوانی که فعال بودن.
تو هم اینجوری بودی؟!....
چه احساسی داشتی؟! میخوای از حال و روزت برام بگی؟
اینجا بگو👇
https://daigo.ir/secret/71314967817
🌿🌿🌿
#پیام_مخاطب
خیییییلی حس بدی بود
من تازه تحصیلم رو شروع کرده بودم و یه آیندهی درخشان رو جلوی خودم میدیدم که با اومدن بچه متوقف شده بود.
تنهایی و غربت و سختیهای بچهی اول هم که مزید بر علت
خلاصه روزهای بد و سختی بود
افسردگی گرفتم
شیرم به خاطر حماقت یه دکتر قطع شد و بچهم شیرخشکی شد و اینخودش فشار مضاعف داشت برام چون حس میکردم دارم به بچهم ظلم میکنم با شیرخشک
با مادرشوهرم به بدترین شکل دعوام شد به خاطر دخالتهای بیجاشون و مجبور شدم به خاطر همسرم ازشون عذرخواهی کنم و همین باعث شد دیگه رابطم باهاشون مثل قبل نشه
خلاصه روزهای بد و سختی بود
ولی الحمدلله گذشت
همین سختیها باعث شد دو سه سالی مشاوره روانشناختی برم که خیلی مزایا برام داشت
الانم یه سالی هست بچه میخوام نمیشه
راستی پسرم تقریبا هم سن آقا ایلیاس
ـــــــــــ
میدونی بدیش چیه؟! اینکه عذاب وجدانم میگیری، فک میکنی مامان بدی هستی که میخوای برای خودت وقت بذاری!😢
@aznobato
🌿🌿🌿
#پیام_مخاطب
بعد از ۳ سال بی نتیجه بالاخره مادر شدم دوماهم بود ولی بی خبر پرده پروژکتور ۳۵ کیلویی رو به تنهایی بلند میکردم و آویزون میکردم سه طبقه دانشگاه تو امتحانات بماند...
با کلی سختی بدنیا اومد تا یکسال افسردگی شدید و کولیک خیلی شدید دخترم
تازه یکسال و نیم شده بود داشتم خودمو پیدا میکردم که متوجه شدم باردارم و دختر دومم پا به دنیا گذاشت
الان ۳ ماهشه
نمیدونم کی ام کجام چرا چطور و....
کلی کتاب نخونده
کلی دوره
کلی هدف
اما سعی میکنم توقف نکنم از کارای کوچیک شروع کردم که خودمو نبازم
دیروز پنیر خامه ای درست کردم امروز هم ماست و کیک شکلاتی
ذوقشونو کردم چون اولین بار بود درست میکردم
دارم تمرین میکنم مادری رو، محبت به بچه هام و خانواده ام💓
ــــــــــ
چقد خوبه که داری واسه حال خوبت تلاش میکنی☺️. و میدونم جاتو توی دنیا پیدا میکنی! قراره در کنار مادری یه عالمه موفقیتم کسب کنی.
@aznobato
🌿🌿🌿
#پیام_مخاطب
من هم اولین بار طعم زیبا وسخت مادری رو میچشم..چندروز زایمان کرده بودم که با بخیه اثاث کشی کردیم وبعد از ده روز همسرم رفتن ماموریت و مامان راهی سفر حج شدن ...من موندم و پسرم .پاشدم کارهامو کنم .اثاث بچینم بخیه هام باز شدن وووو
جنگ دوازده روزه همسرم آسیب دید و اصلا نمیتونه من رو کمک کنه و مامان هم بیماری سختی داشت و پسرم رو نمیتونه حتی بغل کنه و الان هم در بستر مریضی
ولی خداروشکر من میرسم به کارهام ..گاهی از خستگی وقت نمیکنم مو شونه کنم ولی به مامان میرسم .به همسرم میرسم ..خداروشکر بخاطر توانایی ها
ــــــــــــ
خدا قوت بهت، و میدونی چیه؟ بعد این روزا یه آدم متفاوت میشی، قویتر، محکمتر و آرومتر. 🙂
یه گوشه از قلبتم همیشه شاید بغض باشه واسه سختیهایی که کشیدی💔
@aznobato
🌿🌿🌿
#پیام_مخاطب
منم تجربه ش کردم. پسر بزرگم دقیقا وقتی به دنیا اومد که یک نویسنده موفق در رادیو تهران شده بودم و بعد از اون دیگه نتونستم ادامه بدم و برای همیشه اون کاری که خییییلی دوستش داشتم رو از دست دادم. حالا هم امسال بعد از اینکه نقاشیم خیلی خوب پیشرفت کرده ، دخترم به دنیا اومد و اصلا فرصت ندارم. هرکاری میکنم نمیشه. و خیلی غمگینم
ــــــــــ
من دقیقا میخواستم به همین برسیم، این نقطه اشتباهه! اینکه به خاطر بچه آرزوها رها بشن! بخاطر بچه کلی حسرت رو دلمون بمونه!😢
تهش چی میشه؟! یه دنیا ناکامی میمونه. و بعد تو بزرگسالی بچه ها شاید انتظار داشته باشیم بچه ها هم خیلی از خودگذشتگی کنن.😐
@aznobato