🌿🌿🌿
#خاطرات_یک_نو_مامان
تو راه مهمونی هستیم.
مسیرمون یکساعته حدودا. از اول با شعر خوندن ایلیا رو سرگرم کردیم تا نگه برنامه کودک میخوام.☹️
ایلیا گفت تاب تاب عباسی تو میوه گیلاسی رو بخون.
گفتم باشه مامان، خوندیم تموم که سد میگه بزن صفحه بعد
میگم بهش مامان جان دارم از حفظ میخونم کتابت که نیست!
اوشونم میگه چرا یه صفحه رو فقط حفظ کردی، بزن صفحه بعد😟
قبول دارم تو ماشین بچه ها خسته میشن، باید مدارا کرد، سرگرمشون کرد.😕
ولی خب حق دارم بخوام خودمو از ماشین بندازم بیرون و پیاده برم. والا☹️😣
مغزم در حال حاضر شبیه یه بمب در حال انفجاره. نکته آموزشیمم نمیاد!
من هر چی بلد بودم انجام دادم.☹️
میخوام بگم بچه ها ماشین نیستن که همیشه نکاتی که بلدیم روشون جواب بده! آدمن، آدم! بعضی وقتا هم ممکنه هر چی بلدی به کار نیاد! به هزار و یک دلیل. مثل شب زود نخوابیدن، صلح زود بیدار شدن، کم بودن ظرف بازی و و و
اما یه کاری میتونی بکنی، نفس عمیق بکشی، سعی کنی آروم باشی و داد نزنی.
این نیز بگذرد.🤪
هشتگ یه مامان خسته ☹️
🌺نیت امروزم:
#زندگی_نیتمند
بزرگترین میراثی که میتونی برای خانواده به جا بذاری آرامش و امنیت هست. پس اول خودت رو آروم کن، به خودت اهمیت بده تا بتونی آدم امن همسر، فرزند و بقیه باشی.☺️
امروز وسط کارها زمان های ده دقیقهای برای خودت بذار. فقط ده دقیقه ای که تو رو شارژ میکنه و حس بودن و ارزشمندی بهت میده.☺️
هستی با نیتم؟😍
@aznobato
🌿🌿🌿
#آمنه_نوشت
صبح ایلیا رو بردم حموم چون دیروز باغ بودیم و پر از خاک بود.😅
الانم دارم غذای مورد علاقه مهدی رو درست میکنم، چون که اینجوری میتونم علاقم رو بهش نشون بدم.🙊
میدونی رفیق یه وقتا ما چون دوس داریم همسر بگه دوستت دارم و از این حرفا توقع داریم اونا هم با همچین کلماتی لپاشون گل بندازه.🤣
نخیر! آقایون بیشتر با خدمت کردن عشقشون رو نشون میدن و دوسم دارن توی کارهایی که میکنیم عشقمون رو نشون بدیم.
مثلا بیدار بشه ببینه واوووو یه میز صبحانه چیدی چیگد قشنگ😋.
لطفا به تفاوتها توجه نمایید. اینستاگرامی فک نکید.😜
@aznobato
🌿🌿🌿
#خاطرات_یک_نو_مامان
روزای سختی بود، زایمان کرده بودم، منی که همه کارام رو خودم انجام میدادم به هیچ کاری نمیرسیدم دیگه!😢
نمیتونستم یه غذا بپزم، و به جز خستگیهای مادری و خواب کم ایلیا، یه غم دیگه هم داشتم.😔
منی که تازه بذر تلاشم جوونه زده بود، حالا تو نقطهای بودم که نمیتونستم یک صفحه کتاب بخونم، حتی بخوابم! 😭
و اونجا اوج غم بود برام، یک جا نشستن! کاری نکردن...
این نقطه غم و ناامیدی رو خیلیا تجربه میکنن بعد مادری!
مخصوصا بعد از برای بار اول مادر شدن و مخصوصا بانوانی که فعال بودن.
تو هم اینجوری بودی؟!....
چه احساسی داشتی؟! میخوای از حال و روزت برام بگی؟
اینجا بگو👇
https://daigo.ir/secret/71314967817
🌿🌿🌿
#پیام_مخاطب
خیییییلی حس بدی بود
من تازه تحصیلم رو شروع کرده بودم و یه آیندهی درخشان رو جلوی خودم میدیدم که با اومدن بچه متوقف شده بود.
تنهایی و غربت و سختیهای بچهی اول هم که مزید بر علت
خلاصه روزهای بد و سختی بود
افسردگی گرفتم
شیرم به خاطر حماقت یه دکتر قطع شد و بچهم شیرخشکی شد و اینخودش فشار مضاعف داشت برام چون حس میکردم دارم به بچهم ظلم میکنم با شیرخشک
با مادرشوهرم به بدترین شکل دعوام شد به خاطر دخالتهای بیجاشون و مجبور شدم به خاطر همسرم ازشون عذرخواهی کنم و همین باعث شد دیگه رابطم باهاشون مثل قبل نشه
خلاصه روزهای بد و سختی بود
ولی الحمدلله گذشت
همین سختیها باعث شد دو سه سالی مشاوره روانشناختی برم که خیلی مزایا برام داشت
الانم یه سالی هست بچه میخوام نمیشه
راستی پسرم تقریبا هم سن آقا ایلیاس
ـــــــــــ
میدونی بدیش چیه؟! اینکه عذاب وجدانم میگیری، فک میکنی مامان بدی هستی که میخوای برای خودت وقت بذاری!😢
@aznobato
🌿🌿🌿
#پیام_مخاطب
بعد از ۳ سال بی نتیجه بالاخره مادر شدم دوماهم بود ولی بی خبر پرده پروژکتور ۳۵ کیلویی رو به تنهایی بلند میکردم و آویزون میکردم سه طبقه دانشگاه تو امتحانات بماند...
با کلی سختی بدنیا اومد تا یکسال افسردگی شدید و کولیک خیلی شدید دخترم
تازه یکسال و نیم شده بود داشتم خودمو پیدا میکردم که متوجه شدم باردارم و دختر دومم پا به دنیا گذاشت
الان ۳ ماهشه
نمیدونم کی ام کجام چرا چطور و....
کلی کتاب نخونده
کلی دوره
کلی هدف
اما سعی میکنم توقف نکنم از کارای کوچیک شروع کردم که خودمو نبازم
دیروز پنیر خامه ای درست کردم امروز هم ماست و کیک شکلاتی
ذوقشونو کردم چون اولین بار بود درست میکردم
دارم تمرین میکنم مادری رو، محبت به بچه هام و خانواده ام💓
ــــــــــ
چقد خوبه که داری واسه حال خوبت تلاش میکنی☺️. و میدونم جاتو توی دنیا پیدا میکنی! قراره در کنار مادری یه عالمه موفقیتم کسب کنی.
@aznobato
🌿🌿🌿
#پیام_مخاطب
من هم اولین بار طعم زیبا وسخت مادری رو میچشم..چندروز زایمان کرده بودم که با بخیه اثاث کشی کردیم وبعد از ده روز همسرم رفتن ماموریت و مامان راهی سفر حج شدن ...من موندم و پسرم .پاشدم کارهامو کنم .اثاث بچینم بخیه هام باز شدن وووو
جنگ دوازده روزه همسرم آسیب دید و اصلا نمیتونه من رو کمک کنه و مامان هم بیماری سختی داشت و پسرم رو نمیتونه حتی بغل کنه و الان هم در بستر مریضی
ولی خداروشکر من میرسم به کارهام ..گاهی از خستگی وقت نمیکنم مو شونه کنم ولی به مامان میرسم .به همسرم میرسم ..خداروشکر بخاطر توانایی ها
ــــــــــــ
خدا قوت بهت، و میدونی چیه؟ بعد این روزا یه آدم متفاوت میشی، قویتر، محکمتر و آرومتر. 🙂
یه گوشه از قلبتم همیشه شاید بغض باشه واسه سختیهایی که کشیدی💔
@aznobato
🌿🌿🌿
#پیام_مخاطب
منم تجربه ش کردم. پسر بزرگم دقیقا وقتی به دنیا اومد که یک نویسنده موفق در رادیو تهران شده بودم و بعد از اون دیگه نتونستم ادامه بدم و برای همیشه اون کاری که خییییلی دوستش داشتم رو از دست دادم. حالا هم امسال بعد از اینکه نقاشیم خیلی خوب پیشرفت کرده ، دخترم به دنیا اومد و اصلا فرصت ندارم. هرکاری میکنم نمیشه. و خیلی غمگینم
ــــــــــ
من دقیقا میخواستم به همین برسیم، این نقطه اشتباهه! اینکه به خاطر بچه آرزوها رها بشن! بخاطر بچه کلی حسرت رو دلمون بمونه!😢
تهش چی میشه؟! یه دنیا ناکامی میمونه. و بعد تو بزرگسالی بچه ها شاید انتظار داشته باشیم بچه ها هم خیلی از خودگذشتگی کنن.😐
@aznobato
🌿🌿🌿
#پیام_مخاطب
با ورود دختر کوچولوی نازم، تدریس دانشگاه را کنار گذاشتم و شدم یه مامان اولی توی غربت و تنهایی، که همسرم حتی جای خوابش هم عوض کرد به خاطر شرایط سخت کاری که داره و تایم کم خواب و استراحت،همه چیز از جمله کتاب خواندن و کلی فایل صوتی و کلاس های مجازی که هزینه هم براشون داده بودم همه کنار رفتن و حسرت یه خواب راحت به دلم موند
الآنم که فرشته کوچولوم ۲/۵ سال شده، نتونستم به حال قبلم برگردم.
حس میکنم اون همه سال درس و دانشگاه و مقاله و کتاب و ... تو یه قرن دیگه خواندم 😄
نگاه میکنم به شما که اینقدر انگیزه و انرژی دارید و این همه فعالیت میکنید و پرتلاش هستید، بعد خودم میبینم که این همه از همه چیزم فاصله گرفتم.
هیچکس نبود که چیزی یادم بده یا کمکم کنه بعضی وقتا سردخترم داد میزنم یا کتکش میزنم
ــــــــــــ
میدونی چرا کتک میزنی؟😢
چون خشم داری از رها کردن علایقت. اما تا کی سکون؟ نمیشه کار دیگهای انجام بدی؟ مثلا رفتن به فضای کارهای اشتراکی مادر کودک، مهد کودک خوب پیدا کنی یا از پرستار کمک بگیری؟🤔
ما بیشتر از حمایت دیگران، نیاز به کمی شفقت به خود داریم، اینکه یه جا تصمیم بگیریم برای خودمونم وقت بذاریم، دستمون رو بذاریم رو زانو و بلند شیم و با وجود عشق مادری یه کاری هم برای خودمون انجام بدیم.☺️
اینکه همونقد که برای بچه مادری میکنیم به خودمونم عشق بورزیم. برای همسرم وقت بذاریم.☺️
@aznobato
🌿🌿🌿
#پیام_مخاطب
من بعد از بدنیا اومدن دخترم کارمو گذاشتم کنار
بعد مدتی افسردگیگرفتم
یه اخلاق بدی که داشتم از هیچ کس کمک نمیگرفتم
فک میکردم باعث اذیت شدنشون میشم
دخترم یکسال و شش ماهش بود که بچه دوممو باردار شدم و بازم به کسی چیزی نگفتم و حتی وقتی سقط شد هم از کسی کمک نگرفتم
همشون تلنبار شد رو هم و شد خشم که گاهی سر دخترم یا همسرم خالی میشد
ولی الان بعد از دوماه سختی و خشم و بیخوابی بخاطر درس خوندن ،حالم بهتره
چون دارم واسه آینده کاریم درس میخونم و تلاش میکنم واسه آزمون پیش رو
دخترمو گاهی مسپرم به مامانم
و خوشحالم که یه هدف دارم
حتی اگه توی این راه موفق نشم
ــــــــ
اصلا این مستقل بودن زیاد، کمک نگرفتن نهایت آسیبه! کی گفته کمک نگیریم. میفهمم چقد بار روانی زیادی روی دوشت بوده. عالیه که موفق شدی بارت رو تقسیم کنی.☺️
@aznobato
🌿🌿🌿
#آمنه_نوشت
#خاطرات_یک_نو_مامان
حدودا ایلیا سه و نیم ماهه بود که به اصرار مهدی یه کلاس تخصص اسم نوشتم، وسط کلاس به ایلیا شیر میدادم، ایلیا تو بغلم جزوه مینوشتم.😂
یه جاهایی ایلیا تو بغلم بود مهدی برام جزوه مینوشت.😁
مامانم میومد خونمون تا من این کلاس رو بگذرونم.
اون موقع من حس زنده بودن کردم، حس مهم بودن. حس ارزشمندی.🥲
و بعد از اون با وجود ایلیا مسیر رشد من باز شد، تا همین الان که براتون مینویسم میخوام بدونید نسبت به بعضی خانوما کمتر میخوابم، کمتر استراحت میکنم ، و طبیعتا گاهی خونه بهم میریزه. 🙂
اما حالمم بد نیست با این شرایط. لذت میبرم از مسیرم.
میدونی رفیق مادری رو بد برامون جا انداختن! مادری رو مساوی با از خودگذشتگی کامل جا انداختن!
این مادری پر از ناکامی هست.
نه اینکه خونهداری بد باشه! نه اینکه همه خانوما پول دربیارن. منظور من اینا نیست!
منظورم احساس ارزشمندی هست گه خیلی وقتا تو وجود زن بعد از تولد فرزندش میمیره. 🥺
انگار تمام جامعه ازش توقع دارن فدا بشه، قوی باشه!
اما یه نو مامان ضعیفتر و شکنندهتر از هر زمانی هست. حمایت میخواد ، قراره انسان ساز باشه! قراره انسان پرورش بده نه یه ربات!
کسی که مربی هست، یه مادر باید اول خودارزشمندی داشته باشه، تا بتونه به فرزندشم این حس رو بده که تو مهمی و عزیز.☺️
حالا یه مامان با درس و شغل این حس رو پیدا میکنه، یه مامان با گلدوزی یکی با نقاشی.☺️
@aznobato
🌿🌿🌿
برقامون نرفته، نگران مسئول مربوطه هستم.😂
میگم نکنه قراره نه شب برق بره تا یازده؟
کاش برق میرفت خیالموم راحت میشد. 😐
وای از این ابهام که برامون ساختن.😐
@aznobato