eitaa logo
از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
22.3هزار دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
418 ویدیو
42 فایل
ازنوباتو: همسرداری/فرزندپروری از نو با ما زندگی خانوادگیت رو بساز.😍 آمنه حبیبی (روانشناس ،زوج درمانگر) شماره پروانه تخصصی 10972 و تسهیلگر خانواده با مدرک QCB ایتالیا ارتباط با من @ameneh_habibi مشاوره حضوری و تلفنی
مشاهده در ایتا
دانلود
🌿🌿🌿 یه هفته‌ای درگیر مریضی ایلیا بودیم و کارام مونده رو هم! خونه هم منفجر شده بود.🤦‍♀ صبح داشتم تو ذهنم غر میزدم که هیچ کمکی ندارم آه! چقد دست تنهام، همینجوری کار میکردم و پارچ پارچ غم و غصه میخوردم و آه خانمان سوز! ☹️ فکرام این بود که ملت کمک مامان و مادرشوهرشون رو دارن، تو مامانت و مادرشوهرت کلی کار دارن خودشون همیشه، دست تنها از بیخوابی انقد سردرد کشیدی و و و 🥺 چقدم با این فکرا مظلوم بودم🥺 @aznobato
🌿🌿🌿 که یهو گفتم بسه دیگه آمنه! واقعا کمک نداری؟! 🤨 یادم اومد همین دیروز دو سه ساعتی مامانم اومد تا من با مراجعم تلفنی صحبت کنم! ظرفامم شسته بود برام. 🥴 خیلی وقتا سبزی خوردن پاک شده رو از خونه مامانم میارم، بدون اینکه بگم بهم میده! 🤭 بابا گاهی میاد با ایلیا بازی میکنه و من به کارام میرسم. 😌 @aznobato
🌿🌿🌿 همین دیشب وقتی گفتم دلم میخواد سیرترشی درست کنم، مادرشوهرم گفتن نمیخواد درست کنی، من بهت میدم.😅 یه ماه پیش وقتی فهمیدن آبغوره نخریدم، بهم یه بطری آبغوره داد. 🤭 و خیلی کمک‌های دیگه که هر دوتا خانواده تا جایی که بتونن هستن! 🤭 مثل همه پدر مادرها... @aznobato
🌿🌿🌿 دیدم چون این یک هفته اخیر خیلی خسته شدم و کم خوابی داشتم تو ذهنم از کاه کوه ساختم. 🥲 وقتی فکرم رو به چالش کشیدم، حالم خوب شد، حس قدردانی داشتم بعدش از اطرافیانم. 😇 تو چی؟ چقد داری از کاه کوه میسازی و خشم و غم تجربه میکنی؟ ☹️ @aznobato
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌺نیت امروزم: یه چیزی تو دنیای تو شاید چیپ و بی معنا باشه! هیچ اهمیتی نداشته باشه، اما همون تو دنیا و زندگی یه نفر دیگه خیلی مهم باشه! 💖 همین یه نکته رو تو رابطه با دیگران رعایت کنیم، درکمون خیلی عمیق‌تر میشه از هم و چالش‌ها کمتر.☺️ هستی با نیتم؟ @aznobato
🌿🌿🌿 سلام از ایستگاه نقاب‌.😁 ما راهی مشهد شدیم، البته دعا کنید برسیم.😂 از دیشب هزار مدل بلایای طبیعی و آسمانی سرمون اومد. @aznobato
🌿🌿🌿 دیروز از صبح در حال خونه تمیز کردن بودم که میرم مسافرت برمیگردم خونه برق بزنه!😂 حتی غروب ایلیا رو فرستادم خونه مامان اینا، که اوشون پشت سرم همه جا رو بهم نریزه.😁 دلم میخواست خونه رو تافت بزنم همینجوری بمونه تا ابد.😅 اما خب با خودم گفتم همین که خونه مرتب بمونه برای دو ساعتم خودش خیلیه.😅 @aznobato
🌿🌿🌿 قضیه از اونجا شروع شد که عصر یه کار داشتم، ماشین رو برداشتم برم بیرون، که دیوار پارکینگ عمدا اومد خورد به ماشین‌😎. من اصلا نخوردم بهش. اون اومد خورد به من.😎 خداروشکر یه ذره فقط رنگ در ساییده شد و چون عجله داشتم فقط موجودی حسابم رو چک کردم ببینم چی به مهدی بگم!😂 @aznobato
🌿🌿🌿 اتفاق هست دیگه! این همه آقایون تصادف میکنن یه بارم ما! @aznobato
🌿🌿🌿 گذشت این قضیه شب تصمیم گرفتیم با ماشین بریم راه آهن، اونجا تو پارکینگ طبقاتی پارک کنیم، خیلی اینکارو انجام میدادیم و مشکلی نبود. اما این سری پارکینگ ها جا نداشت! فقط ده دقیقه مونده به حرکت قطار آقایون به بدبختی یه جایی پیدا کردن و رفتیم سوار قطار بشیم.😐 اینجا اوج بلایا بود... @aznobato
🌿🌿🌿 انقد دیر شده بود، فقط یه خط چهار دیدیم و رفتیم بدو بدو. هر جا رو نگاه میکردیم همه خط ها بود به جز خط چهار! 😢 یه بار خودمون اشتباه رفتیم راننده خطار گفت این قطار مشهد هست ولی اونی که شما میخواید نیست!😂 دفعه دوم و سوم راهنمای مسافر اشتباه راهنماییمون کرد.😐 بدو بدو با چمدان و شونصدتا ساک و ایلیا به بغل پله ها رو رفتیم بالا دیدیم خط چهار کلا تو یه سالن دیگه بوده. اقوام عزیز قطارو نگه داشتن تا ما برسیم.😂 خلاصه که وقتی رسیدیم تو قطار من نفسم بالا نمیومد دیگه.😐 اگه فک کردید تموم شد اشتباه کردید! @aznobato
🌿🌿🌿 قطار راه افتاد، ایلیا که نمیخوابید و نردبون بازی میکرد، همین که خوابش کردیم متوجه سردی قطار شدم تازه!😅 فهمیدیم قطار عزیزمان خراب شده و راننده میخواد با کمترین فشاری به قطار فقط راه ببرش!😅 هیچی دیگه تا صبح یخ زدیم، منجمد شدیم در واقع! صدبارم قطار وایساده .😕 نماز صبحم دیگه دم دمای طلوع آفتاب نگه داشت خوندیم!🤦‍♀ بعد خانوما تو دستشویی جلسه تشکیل داده بودن که راننده عمدا تو راه وایساده همش که نمازمون قضا بشه!😂 میگم آخه مگه آزار داره خودشم به دردسر بندازه! این قضاوت ها چیه، قطار خراب بود.😂 خلاصه قراره با چهار ساعت تاخیر برسیم.😐 @aznobato