به مهدی گفتم باید واسه باشگاه توپ بخرم ، ایلیا گفت برات توپ گذاشتم، رفتم دیدم اینو برام گذاشته.😂
@aznobato
🌿🌿🌿
وفات حضرت ام البنین رو تسلیت میگم. یه داستان(قبلیه عصیان ) در وصف حضرت ام البنین و نقش یهود در شهادت ائمه خوندم که خیلی جالب بود. دوست داشتید بخونیدش.
👇
https://eitaa.com/mohamadrezahadadpour/20962
799.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از خودم میپرسم چطور مادری باشم همچون ام البنین؟!
@aznobato
#دوره_مامان_یا_هیولا
#جلسه_نهــم
تو هیولا نیستی، یه آدمی که خشم رو تجربه میکنه! ☺️
تو هیولا نیستی، حتی وقتی داد میزنی پناهی! 🥲
پناه یه موجود کوچولو که دنیاش در تو خلاصه میشه...🤗
تو پناهی...
@aznobato
آمنه حبیبیدوره مامان یا هیولا-جلسه نهم.mp3
زمان:
حجم:
21.2M
🌿🌿🌿
#دوره_مامان_یا_هیولا
#جلسه_نهم
جلسه پایانی
جعبه ابزار مدیریت خشمت رو کامل کن....😍
یه والد آگاه چه مراحلی رو طی میکنه در ابراز خشم؟🤔
@aznobato
🌿🌿🌿
#خاطرات_یک_نو_مامان
رفتیم خونه دوستم، بچه ها هم سن هستن، کلی بازی کردن، تهش یه دعوا هم کردن.😁
اما خب مگه میشه از دعوای بچه ها اجتناب کرد؟ 😅
دور هم میوه خوردن، یه عالمه! در حالی که تو حالت عادی ایلیا کم میوه میخوره، بازی کردن، خندیدن! اینا همه کیف هست و یادگیری😁.
حالا تهش یه دعوا هم بین دو تا از بچه ها پیش اومد، طبیعیه! اینم توش کشف و یادگیری هست، یاد میگیرن با جیغ زدن، با کتک زدن به خواستههاشون نمیرسن! یاد میگیرن حرف زدن معجزه میکنه.☺️
@aznobato
از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
🌿🌿🌿 #دوره_مامان_یا_هیولا #جلسه_نهم جلسه پایانی جعبه ابزار مدیریت خشمت رو کامل کن....😍 یه والد آ
🌿🌿🌿
#دوره_مامان_یا_هیولا
دقت کردید ۹ جلسه دوره براتون طراحی کردم؟
بیاید نظراتتون رو در مورد دوره مامان یا هیولا اینجا بهم بگید😍👇
@ameneh_habibi
🌿🌿🌿
میخوام به هدیه بدم به کسایی که دوره رو کامل گوش کردن و خلاصه ازش نوشتن😎
دلتون بسوزه اگه گوش نکردید 😝
@aznobato
🌿🌿🌿
داریم واسه عروسا جهیزیه درست میکنیم، خانم شجری مسئول خیریه همیشه لطف میکنن و ما رو هم شریک میکنن.☺️
عروسای گلمون بعضی وسایل ضروری رو ندارن و دم عروسیشون هست.😢
نیت کنید و هر چقد میتونید پرداخت کنید.
هر سهم به نیت حضرت ام البنین و آقا ابوالفضل ۱۰۰ هزارتومان.
البته شما میتونید کمتر یا بیشتر هم پرداخت کنید.
6104337979691290معصومه شجری من روی شما حساب کردم، بیاید با هم آبروی این عروسا که جز خدا کسی رو ندارن بخریم. 😢
🌿🌿🌿
#خاطرات_یک_نو_مامان
امروز خیلی خوب گذشت، با هم بازی کردیم، خندیدیم، آشپزی کردیم.
حتی وقتی ایلیا نمیتونست منظورش رو به بابا مهدی برسونه و جنگ جهانی راه انداخت و وسایلش رو پرت میکرد، تونستم مدیریت کنم شرایط رو.😐
اما موقع خواب یه کم صدام رفت بالا😢. چون که یکساعت مقاومت میکرد و نمیخوابید و بهونه میگرفت.
مهدی ام خسته بود و زودتر خوابید.
بعد نفس عمیق کشیدم و گفتم مامان ببخشید، من چون خیلی طولانی شده خوابیدنت خسته شدم، بغلش کردم، ترمیم کردیم. 🤦♀
بعدش عذاب وجدان گرفتم😢.
نشستم نوشتم تو دفترم که چی شد خشمم انقد بالا اومد! دیدم خیلی امروز خسته شدم، همزمان سر کلاس بودم عصری، آشپزی میکردم، با ایلیا هم بودم.🤦♀
اینکه همش با پا میکوبید به تخت و نمیخوابید کلافه ام میکرد.
قدم پیش روم اینه که وقتی ظهر خوابید شب به هیچ وجه بهش نگم بریم بخوابیم، صبر کنم تا خودش پیشنهاد خواب بده. سعی کنم ظهر نخوابه دیگه.
@aznobato