eitaa logo
از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
22.2هزار دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
418 ویدیو
42 فایل
ازنوباتو: همسرداری/فرزندپروری از نو با ما زندگی خانوادگیت رو بساز.😍 آمنه حبیبی (روانشناس ،زوج درمانگر) شماره پروانه تخصصی 10972 و تسهیلگر خانواده با مدرک QCB ایتالیا ارتباط با من @ameneh_habibi مشاوره حضوری و تلفنی
مشاهده در ایتا
دانلود
🌿🌿🌿 سلام سلام من اومدم، خوش اومدم. دیشب میخواستم بنویسم آقای همسر گوشیم رو کار داشت نشد.😁 امروز ما با جنگ شروع شد، نیتم اینه شاید گند زدی ولی ترمیم کن، نذار مابقی روزت هم با اعصاب خوردی سپری بشه.😕 @aznobato
🌿🌿🌿 جریان از این قرار بود که آقای محترم از کله سحر بیدار شدن، و گیر داده بودن بریم مهد کودک، حالا هر چی میگفتم مامان جان مهد ساعت نه و نیم باز میشه، جیغ و داد که نخیر همین الان باز شده بریم.😩 خلاصه که کفری شده بودم، گذشت یه کم بازی کردیم دیگه وقت مهد رفتن بود آقای محترم حاضر نمیشد میگفت بذار یه کم دیگه بازی کنم.😭 منم حرصم در اومد بهش گفتم خب اصلا نمیریم مهد کودک، اوشونم گریه کرد.😔 رفتم تو اتاق آروم شدم اومدم لباسش رو پوشید، بعد بغلش کردم گفتم ببخشید عصبی شدم، من نگران بودم دیر برسی ورزش رو که دوس داری از دست بدی. ایلیا هم گفت شما هم میبخشید.☺️ چهارتا بوس آبدار و خنده و بغل هر دومون رو آروم کرد. و روزمون رو ازنو شروع کردیم.☺️ @aznobato
🌿🌿🌿 این قسمت کتاب مثل نهنگ نفس تازه می‌کنم خیلی قشنگ بود. ❤️‍🩹 لکه‌ها هیچوقت پاک نمیشوند، گاهی جزو هویت آدم می‌شوند. گاهی خود آدم می‌شوند.💔 مثلا وقتی خانوا‌ده‌ای داشتی که همش با هم بحث و دعوا داشتن، مثلا وقتی آسیب جنسی تو کودکی دیدی، مثلا وقتی مامان یا بابا ترکت کردن، مثلا وقتی دائم سرزنش شدی....😔 درد داره، شبیه یه زخم کهنه هر بار موقعیت مشابه پیش بیاد، سرباز میکنه...😢 اما مهمه تسلیمش نشی، هر روز بیشتر تلاشی کنی تا اون چیزی نباشی که جبر برات رقم زده! تو نمیتونستی رفتار خانوادتو تغییر بدی، ولی میتونی سعی کنی آدم متفاوتی باشی، میتونی تغییر کنی🌱 اما اون زخم چرکی تا پایان عمر گاهی سر باز میکنه، درد داره، خیلی....💔 ولی بازم تو تلاشت رو کردی و قطعا کیفیت زندگیت خیلی بهتر شده...☺️ @aznobato
🌿🌿🌿 من واقعا از جلسات خونه سبز لذت بردم..خیلی مفید و جامع بود و پشتیبانی و تکالیفشم نقطه قوتش بود..خیلی وقتا دلم میخواست مطالبی که آمنه جون میگفت رو برای خانوادمم بفرستم انقد که خوب بود..و تو ذهنم بود حتما به خواهرام توصیه کنم که تو ثبت نام بعدی شرکت کنن..ولی احتمال میدم دیگه به این زودیا ثبت نام نداشته باشید.. ــــــــــــــــــــــــ اعتراف میکنم خونه سبز غنی‌ترین دوره‌ای هست که برگزار میکنم.😍 @aznobato
🌺نیت امروزم: یه وقتا زندگی خیلی سخت میشه، چالش ها خیلی پررنگ میشه، انگار قلبت سنگین میشه، اینجا خدا میگه صبوری کن به حکم من، تو در حفاظت کامل ما قرار داری.🥺 امروز بیا صبر رو تمرین کنیم. صبور باش ... @aznobato
یه بید (پیشنهاد ارتباط و اتصال)واضح و شفاف بفرست💝 ماها معمولا غیر مستقیم درخواستمون رو میگیم. مثلا خسته و هلاک شدی دوس داری همسر پاشه یه کمکی برسونه، به جای درخواست کمک میگی، اه هلاک شدم، این زندگی هیچوقت کاراش تموم نمیشه، آدم گرگ بیابون بشه، مادر نشه.😅 در حالی که میشد بگی عزیزم من خیلی خسته شدم، ممکنه شما مثلا جارو بزنی؟ 🤪 @aznobato
🌿🌿🌿 مستقیم حرف بزن جانم، مستقیم!😁 مگه به صراط مستقیم بودن سخته که هی تیکه میندازی، هی قیافه میای؟ لج میکنی میری تو گوشی! 😅 زبونت رو حرکت بده و حرفتو بگو! عیشه😅 @aznobato
یادتونه واسه جهیزیه پول جمع کردیم؟☺️ عکس یخچال‌هایی که برا عروسامون خریدیم. ممنون از همتون که همکاری کردید.☺️ این سومین باری بود که با کمک هم قدمی برای نو عروس ها برداشتیم.😍 @aznobato
🌿🌿🌿 دو هفته پیش بود که در اتاق باز شد و نوید و سحر اومدن داخل. البته با پسرشون سهند. پسرک تا منو دید شروع کرد به جویدن ناخنش، معلوم بود خیلی ترسیده، بهش گفتم سلام عزیزم حالت چطوره؟ ☺️ پشت مامان قایم شد و مامانش گفت ما به خاطر پرخاشگری سهند اومدیم اینجا خانم حبیبی‌.😢 سریع گفتم من که یه پسر فوق العاده اینجا میبینم، سهند میخوای بیرون با بابا منتظر باشی؟ 🤔 مامان گفت نیاز نیست باشه؟ گفتم سهند دلیلی نداره اینجا باشه! بذار راحت باشه. خوشحال با یه حجم از استرس با بابا رفت بیرون و مامان نشست رو به روم!...☺️ میام بقیشو میگم😉... @aznobato
🌿🌿🌿 مامان سحر شروع کرد: سهند به شدت پرخاشگره، یکسره انگشت دستشو میخوره، بغل انگشت ها زخم شده. واقعا لازم نیست اینجا باشه ؟ 🤔 میخوام نقاشی بکشه بفهمید مشکلش چیه؟! همه بچه ها رو میزنه. مهربون گفتم اینکارو نکنه، دعواش کردم، تهدیدش کردم جواب نمیده. 😭 پرسیدم: خودت فکر میکنی علتش چیه؟! مثلا تنشی اطرافتون بوده این مدت؟ چون میگی پسر آروم بوده یهو اینطور شده.🤔 گفت: خب راستش منو باباش گاهی بحث میکنیم ولی اصلا کاری به سهند نداریم، بهش میگم برو تو اتاق اینجور مواقع.😔 @aznobato
🌿🌿🌿 گفتم: سحر جان سهند بحث شما متوجه نمیشه وقتی میره تو اتاق؟! گفت: خب صدامون خیلی میره بالا، میفهمه. یعنی تاثیر داره؟! گفتم: این مدت تنش ها بیشتر شده؟ گفت: آره، خیلی زیاد. یه روز در میون بحث داریم. ما اصلا بخاطر سهند داریم ادامه میدیم. شوهر من به شدت خودخواهه و بی فکر. 😭 گفتم: ما نیاز به سهند نداریم تو جلسات سحر، میخوای سهند خوب بشه بیاید رو رابطتتون کار کنید. رابطه شما خوب نشه، این بچه روز به روز بیشتر آسیب میبینه. بهش گفتم اون پرخاشگری و کتک زدن بچه ها از درونِ ناامن سهند میاد، میگی بخاطر سهند موندم، اگه واقعا بخاطر سهند هست، باید رابطتتون درست بشه. وگرنه موندنت هم لطفی به سهند نمیکنه.😢 @aznobato
🌿🌿🌿 جلسه بعد سحر و نوید با هم اومدن، دو ساعت حرف زدیم،سه جلسه دیگه هم با هم داشتیم. امروز پیام داد👇 «خانم حبیبی سلام، خواستم تشکر کنم، این چند روز اخیر که حال منو نوید خوبه، سهند کمتر ناخن میجوه، آروم تر شده، بیشتر بازی میکنه. منو نویدم حالمون بهتره. باورم نمیشه تو این مدت کم انقد سهند تغییر کرده. کاش از اول مشاوره میگرفتیم و مهارت یاد میگرفتیم.» و من خوشحالترینم...😉 « اسم ها و بعضی مشخصات برای حفظ حریم شخصی تغییر کرده»☺️ @aznobato