🌿🌿🌿
#خاطرات_یک_نو_مامان
امشب اولین مهمونی افطار ماه رمضان رو رفتیم، توی حسینیه خونه همکار مهدی مهمونی گرفته شده بود. اکثرا همکارها بودن که البته فامیل هم هستن بغضیا.
اما میدونی چی جالب بود؟ اینکه آقای میزبان بیشترین سرگرمی رو برای بچهها تدارک دیده بود.
بچه ها میکروفن دست گرفتن، قرآن خوندن، شعر خوندن،مداحی کردن
آقای میزبان کف زمین خوابید، بچه ها تو صف وایسادن همه رو، رو پاش سوار کرد و الاکلنگ بازی کرد باهاشون.😂
در نهایت همه باباها اومدن وسط و در انتهای مراسم بابا سواری کردن.😂
داشتیم فکر میکردیم با خانوما که چقد فضا تغییر کرده، ده سال پیش اگه یه بچه وسط جمع حرف میزد میگفتن هیس زشته مامان وسط حرف بزرگترا نپر.😒
الان همه تلاش میکنن تو مهمونی به بچهها خوش بگذره...😅
الحمدلله از این تغییر، از اینکه بچهها دیده میشن. از اینکه اعتماد بنفس پیدا میکنن.😇
انقد نگیم زمونه بد شده! پس این تغییرات مثبت چیه؟ ماییم که داریم فرزندپروری میکنیم! خب تلاش کنیم جامعه رو ما بسازیم.😅
تلاش کنیم فرزندانی بزرگ کنیم که باری نشن تو جامعه امام زمان! بلکه باری رو از جامعه بردارن! 🙃
راستی مامان، بابا شما دارید چطور فرزندپروری میکنید؟! بنویس عیبن و نقصها رو و براش گامی بردار😍
@aznobato
🌻🌻🌻🌻
#چالش_خونه_و_رابطه_تکونی
#روز_هفتم
🪠🪣بخش اول
#خونه_تکونی
امروز اتاقها رو دستمال کشی کنید و اگه ملحفه، پرده و چیزی برایشستشو دارید بندازید توی ماشین. اگه اتاقها خورده کار بخصوص دیگه داره هم انجام بده و در نهایت فضا رو با خوشبو کن.مثلا اود روشن کن یا خوشبو کننده بزن.☺️
💕❤️بخش دوم:
#رابطه_تکونی
همسرتون رو بشناسید. 🥰
شما میتونید یک عمر درباره دنیای درونی همسرتون کنجکاوی کنید و انقد شجاع باشید که در مورد دنیای خودتون به همسرجان بگید و هرگز هم کشف کردن در مورد هم تموم نشه.« جان گاتمن»💞
ما برای داشتن رابطه پایدار باید اول نقشه عشق رو بکشیم .نقشه عشق مدلیه که همسر شما دنیا رو میبینه، امیدها و آیندهنگری ها و علایقش رو شامل میشه.🤩😻
این تست کوتاه رو انجام بدید ببینید جواب سوالا رو میدونید یانه؟!
😟همسر شما از چه غذایی متنفر هست؟!
🥰چه سرگرمی دوست داره؟!
🤪چه رویایی داره؟!
😟در مورد چی نگرانه؟!
این سوالا یه بخش کوچولو از نقشه عشق هست.از همسرتون کمک بگیرید و پاسخ بدید. 😎
حالا جمله رو کامل کن:
✍من و همسرم روی دونستن در مورد دنیای هم سرمایهگذاری میکنیم یکی از چیزایی که در مورد همسرم میدونم اینه که.... 🤗
@aznobato
🌿🌿🌿
سلام بر شب زندهداران😍😎
امروز کلاس قرآن داشتم، هیچی هم از کلاسم نفهمیدم، اول کلاس رفتم تنها جایی که خالی بود نشستم چون اسنپ دو بار کنسل کرد و دیر رسیدم.😐
و دقیقا کنار یه خانوم شاگرد زرنگ نشستم که میانسال بودن، ایلیا هم خیلی حوصله نداشتم امروز و نرفت بازی، هی با پا زد به خانومه، گفت لقمه میخوام،پلاستیک لقمهاش رو تکون میداد صدا اذیت میکرد خانومه رو.
خلاصه که رفت یه جای دیگه نشست.😂
ایلیا هم بلافاصله رو مبل دراز کشید انگار قلعه رو فتح کرده.😅
@aznobato
🌿🌿🌿
الان میخندم ولی اونجا خیلی حرص میخوردم، یه خط با کلاس پیش میرفتم باز نمیفهمیدم بقیه چی شد. 😐
خجالتم کشیدم که اون بنده خدا فرار کرد رفت، همش تو ذهنم میگفتم خب میشستی پایین حتما باید رو مبل میشستی.😑
اما یه جایی یه نفس عمیق کشیدم و گفتم همین که اومدی تو این کلاس خداروشکر، سه تا جمله هم یادبگیری خوبه.🙃
بعد کلاسم با مطهره اینا رفتیم پارک نشستیم تو سرما افطار کردیم و بچهها هم یه کم بازی کردن. 🤗
آخرم علی آقا( شوهر مطهره) کلی به ما تیکه انداخت که چرا حرفامون تموم نمیشه، راستم میگه تموم نمیشه، تازه یه موضوع نصفه موند.😂
خلاصه که این پارک رفتن یه کم حرصی که تو کلاس قرآن خوردم رو شست برد.😂
@aznobato
🌿🌿🌿
اینا همه رو نوشتم که بگم یه جاهایی یا به پذیرش میرسی با مادر بودن و تمام محدودیتهاش و حظ میبری از پرورش یک انسان.
حرصم میخوری.
دردم داره.
عشقم میکنی.
مورچهای پیش میری، ذره ذره به اهدافت میرسی، درسم میخونی، باز مامان میشی و و و
یا اینکه فقط درد میکشی، میگی نمیشه هیچ کاری کرد، میگی خونه نشین باید بشی. وقف میشی، وقف میشی و پیر میشی بدون حس خوب ....
@aznobato
🌻🌻🌻🌻
#چالش_خونه_و_رابطه_تکونی
#روز_هشتم
🪠🪣بخش اول
#خونه_تکونی
امروز وقتشه یه سرزندگی به آشپزخونه بدیم.نیمی از کابینتها رو امروز مرتب کن. اگه ظرفی نیاز به شستشو داره بشور اما سعی نکن تمام ظرفها رو بشوری. اونا تو کابینت بودن نیاز به شستشو ندارن.🙆♀
لطفا اگه ظرفی هست که مدتها به کارتون نیومده بسپریدش به صاحب جدیدش.🥰
💕❤️بخش دوم:
#رابطه_تکونی
به روز باشید.😍🥰
خیلی وقتا به داشتن اطلاعات فسیل شده اوایل ازدواج بسنده میکنیم. اما آدما تغییر میکنن. لازمه نقشه عشقمون رو به روز کنیم و هر روز از دنیای درونی همسر اطلاعات کسب کنیم.☺️
💟بیاید با این سوالا شروع کنیم.
🔹اهداف امسال همسرتون چیه؟!
🔸بهترین دوست ایشون کیه؟!
🔹اگه بیمار شد دوس داره چطور ازش مراقبت کنید؟!
✍این جمله رو کامل کن: من و همسرم نقشه قوی در مورد هم داریم یکی از چیزای جدیدی که در مورد همسرم یاد گرفتم اینه که....☺️
@aznobato
بیاید تو گروه راجع به چالش صحبت کنید😍👇👇
https://eitaa.com/joinchat/501809876Cea20b34244
741.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌿🌿🌿
اینو مهنوش فرستاد😂
واقعا چرا خونه تکونی میکنیم؟ امروز به این نتیجه رسیدم واسه اینکه به غلط کردم بیفتیم.🤣
@aznobato
آقا قبول!
ما قوم آخر الزمان! همانهایی که خیلی هم بندگی را بلد نیستن،خیلی هم خوب عبادت نمیکنن. خیلی هم مسلمانی کردن بلد نیستن.
اما آقای خوب من! در این دنیایی که خیلیها مسلمان نبودن را انتخاب کردند ما جان میدهیم برای شما، برای شهادت در رکاب شما.🥺
اصلا آقا جانم ما همان بندههای بد خدا! اما امت شماییم، ما اصلا بلد نیستیم چه کنیم برای ظهور شما، اما شما پدری کنید و بیایید🌱
آقا بیا، ما دیگر طاقت نداریم. ما بندههای بد خدا، بی تو داریم میمیریم بیا.
بیا بخاطر بچههای مظلوم غزه، بخاطر کودکان مظلوم جزیره اپستین. بخاطر کودکان ما که دارن قد میکشن و اسلام داشتن در این زمانه گناه شده....😭
@aznobato
🌻🌻🌻🌻
#چالش_خونه_و_رابطه_تکونی
#روز_نهم
🪠🪣بخش اول
#خونه_تکونی
امروز مابقی کابینتها رو مرتب کن.🤪🥰
💕❤️بخش دوم:
#رابطه_تکونی
سوالات باز پاسخ بپرس.
🔹روز قبلی چالش فهمیدیم برای داشتن یه رابطه عاشقانه لازمه نقشه عشق داشته باشیم.یعنی همدیگه رو بشناسیم. لازمه اینکار سوالات باز پاسخ هست.🥰
به جای پرسیدن سوالاتی مثل امروز خوب بود؟!بیاید سوالاتی بپرسید که گفتگو ادامه دار بشه. 🤪
مثلا اگه بخوای چیزی رو در مورد خودمون تغییر بدی اون چیه ؟!🤔
نترسید و در لایه های فکری همدیگه کاوش کنید.امروز چند تا سوال باز پاسخ طراحی کنید تا از همسرتون بپرسید.😊
این جمله رو کامل کن :من و همسرم از طریق گفتگو ارتباط خوبی ایجاد میکنیم .یکبار که در گفتگو بودیم اتفاق جالبی افتاد ...( اون اتفاق رو بنویس)💝
@aznobato
🌿🌿🌿
سلووم بعد از یه روز نبودن.🥴
دیروز دوشنبه بود و مراجع حضوری داشتم، بعدش خرید داشتم و یه کم کار، بعدش رفتیم خونه با ایلیا غش کردیم، بعدش بابا مهدی اومد رفتیم زیباشهر افطاری خونه دوست کربلامون.(تقریبا یک و نیم ساعت تو راه بودیم).
دو نصف شب رسیدیم خونه، سحر بیدار شدیم باز، یکساعت بیدار بودیم، خوابیدیم هشت دوباره بیدار شدیم با سرشلوغی فراوان.☹️.
خسته ام؟ بله هلاکم! 😝
اما خب یه روزایی گره میخوره همه چی! خسته کننده میشه.
زندگی واقعی اینطوریه
@aznobato
🌿🌿🌿
#آمنه_نوشت
#روایت_۷۰سال
حدودا هفتاد سالش هست، چروکهای صورتش نشون دهنده زخمهای زیاد روزگاره. فقر و نداری، همسر بی عاطفه و زحمات و رنج بسیار....😢
یهو شروع کرد برام تعریف کردن. از این گفت که با نه تا بچه شش سال مستاجر یه خونه نیمه ساز بودن و آب رو از خونه همسایه میاوردن. برق نداشتن.🥺
بعد شش سال یکی پیدا میشه دلش میسوزه بهشون یه زمین میده اطراف کرج، یه زیر زمین توش میسازن و شش سال هم اونجا بوده. بعد طبقه اولش رو باز دیوار میزنن میرن طبقه اول.
گفتم حاج خانوم خداروشکر با اون همه سختی خونهدار شدی، مستاجری سخته. بغض کرد، تو تمام حرفاش بغض نداشت و براش خاطرههایی بود که گذر کردن، اما اینجا که رسید بغض کرد.😔
فهمیدم رنجی هست که حل نشده! یه دمل چرکی که هنوزم قلبش رو میسوزونه.
گفت هعی خانوم خونه چیه، ۲۸ سال از عمرم رو تو راه دادگاه گذروندم. گفتم چرا؟😔😳
گفت شوهرم ۲۸ سال مون کشوند دادگاه که میخواد طلاقم بده، اما هر بار که دادگاه حکم میداد طلاق نمیداد میرفت یه مدت بعد دوباره...
@aznobato