بیاید تو گروه راجع به چالش صحبت کنید😍👇👇
https://eitaa.com/joinchat/501809876Cea20b34244
741.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌿🌿🌿
اینو مهنوش فرستاد😂
واقعا چرا خونه تکونی میکنیم؟ امروز به این نتیجه رسیدم واسه اینکه به غلط کردم بیفتیم.🤣
@aznobato
آقا قبول!
ما قوم آخر الزمان! همانهایی که خیلی هم بندگی را بلد نیستن،خیلی هم خوب عبادت نمیکنن. خیلی هم مسلمانی کردن بلد نیستن.
اما آقای خوب من! در این دنیایی که خیلیها مسلمان نبودن را انتخاب کردند ما جان میدهیم برای شما، برای شهادت در رکاب شما.🥺
اصلا آقا جانم ما همان بندههای بد خدا! اما امت شماییم، ما اصلا بلد نیستیم چه کنیم برای ظهور شما، اما شما پدری کنید و بیایید🌱
آقا بیا، ما دیگر طاقت نداریم. ما بندههای بد خدا، بی تو داریم میمیریم بیا.
بیا بخاطر بچههای مظلوم غزه، بخاطر کودکان مظلوم جزیره اپستین. بخاطر کودکان ما که دارن قد میکشن و اسلام داشتن در این زمانه گناه شده....😭
@aznobato
🌻🌻🌻🌻
#چالش_خونه_و_رابطه_تکونی
#روز_نهم
🪠🪣بخش اول
#خونه_تکونی
امروز مابقی کابینتها رو مرتب کن.🤪🥰
💕❤️بخش دوم:
#رابطه_تکونی
سوالات باز پاسخ بپرس.
🔹روز قبلی چالش فهمیدیم برای داشتن یه رابطه عاشقانه لازمه نقشه عشق داشته باشیم.یعنی همدیگه رو بشناسیم. لازمه اینکار سوالات باز پاسخ هست.🥰
به جای پرسیدن سوالاتی مثل امروز خوب بود؟!بیاید سوالاتی بپرسید که گفتگو ادامه دار بشه. 🤪
مثلا اگه بخوای چیزی رو در مورد خودمون تغییر بدی اون چیه ؟!🤔
نترسید و در لایه های فکری همدیگه کاوش کنید.امروز چند تا سوال باز پاسخ طراحی کنید تا از همسرتون بپرسید.😊
این جمله رو کامل کن :من و همسرم از طریق گفتگو ارتباط خوبی ایجاد میکنیم .یکبار که در گفتگو بودیم اتفاق جالبی افتاد ...( اون اتفاق رو بنویس)💝
@aznobato
🌿🌿🌿
سلووم بعد از یه روز نبودن.🥴
دیروز دوشنبه بود و مراجع حضوری داشتم، بعدش خرید داشتم و یه کم کار، بعدش رفتیم خونه با ایلیا غش کردیم، بعدش بابا مهدی اومد رفتیم زیباشهر افطاری خونه دوست کربلامون.(تقریبا یک و نیم ساعت تو راه بودیم).
دو نصف شب رسیدیم خونه، سحر بیدار شدیم باز، یکساعت بیدار بودیم، خوابیدیم هشت دوباره بیدار شدیم با سرشلوغی فراوان.☹️.
خسته ام؟ بله هلاکم! 😝
اما خب یه روزایی گره میخوره همه چی! خسته کننده میشه.
زندگی واقعی اینطوریه
@aznobato
🌿🌿🌿
#آمنه_نوشت
#روایت_۷۰سال
حدودا هفتاد سالش هست، چروکهای صورتش نشون دهنده زخمهای زیاد روزگاره. فقر و نداری، همسر بی عاطفه و زحمات و رنج بسیار....😢
یهو شروع کرد برام تعریف کردن. از این گفت که با نه تا بچه شش سال مستاجر یه خونه نیمه ساز بودن و آب رو از خونه همسایه میاوردن. برق نداشتن.🥺
بعد شش سال یکی پیدا میشه دلش میسوزه بهشون یه زمین میده اطراف کرج، یه زیر زمین توش میسازن و شش سال هم اونجا بوده. بعد طبقه اولش رو باز دیوار میزنن میرن طبقه اول.
گفتم حاج خانوم خداروشکر با اون همه سختی خونهدار شدی، مستاجری سخته. بغض کرد، تو تمام حرفاش بغض نداشت و براش خاطرههایی بود که گذر کردن، اما اینجا که رسید بغض کرد.😔
فهمیدم رنجی هست که حل نشده! یه دمل چرکی که هنوزم قلبش رو میسوزونه.
گفت هعی خانوم خونه چیه، ۲۸ سال از عمرم رو تو راه دادگاه گذروندم. گفتم چرا؟😔😳
گفت شوهرم ۲۸ سال مون کشوند دادگاه که میخواد طلاقم بده، اما هر بار که دادگاه حکم میداد طلاق نمیداد میرفت یه مدت بعد دوباره...
@aznobato
🌻🌻🌻🌻
#چالش_خونه_و_رابطه_تکونی
#روز_دهم
🪠🪣بخش اول
#خونه_تکونی
امروز یخچال،گاز و هود رو تمیز کن. اگه خوراکیای تو یخچال هست که مدتهاست استفاده نشده اونو بدید به کسی که استفاده کنه.🥰
💕❤️بخش دوم:
#رابطه_تکونی
😍🥰به همدیگه توجه کنید.
💝ما معمولا دائم یه سری درخواستها کوچولو از هم داریم. ☺️
طبق تحقیقات زوجین خوشبخت به درخواست های هم توجه مثبت نشون میدن🤗.
توجه کردن به معنی این نیست یه سری تکون بدید یا بگید اهوم.😕
✅یعنی با بند بند وجودتون همسر رو دریافت کنید. مثلا داری تلویزیون میبینی،همسرت میاد حرفی بزنه، کامل باید سرت رو به سمتش بچرخونی، نشون بدی که داری میشنوی،و عکس العمل نشون بدی به حرفاش.
💝حالا این جمله رو کامل کن: من و همسرم به درخواستهای هم توجه میکنیم یکی از راههایی که من به همسرم نشون میدم دارم بهش توجه میکنم اینه که...
@aznobato
زمان:
حجم:
989.1K
توضیح
#چالش_خونه_و_رابطه_تکونی🥰
روز دهم
✍تسهیلگر: آمنه حبیبی
🌿🌿🌿
#آمنه_نوشت
#روایت_۷۰سال
میگفت : بعد ۲۸ سال بچه آخرم با پدر دعواش شد، گفت بسه دیگه حق نداری این کارو ادامهاش بدی و انگار مرد به خودش اومد. سه سال بعدم از مریضی فوت کرد.😢
این زن رنج تنهایی و بی محبتی شوهرش، احساس دوست داشتنی نبودن هنوز یقهاش رو ول نکرده بود.🥺
زندگی تو یه چهار دیواری که گچ هم نشده و آب و برق نداشتن، زندگی تو بدترین شرایط که ماهها با تخم مرغ سیب زمینی و کار کردن تو خونه های مردم سپری شده این زن رو از پا در نیاورد.
اما درد و زخم همسری که غریبه بود، هنوز رهاش نکرده.
اینه درد و رنج نساختن و پیر شدن به دست هم! کاش به پای هم، برای هم پیر بشیم نه به دست هم! 😔
اینا رو گفتم که یه نکته مهم رو بگم، باز آخر شب میام. 😁
@aznobato
🌿🌿🌿
ننه کتف درد گرفتم انقد سابیدم، خونه تکونی عید خر است، فقط رابطه تکونی کنید .😂
سخنی از پرفسور خسته 😂
@aznobato