#روضهی_دو_نفری!
🌷من و شهید عبدالحمید اکرمی تازه به مقر شهید دست بالا در شیراز برای کارهای عقیدتی آمده بودیم. از اقبال خوبی که داشتیم در چادر فرمانده ساکن شدیم. دیری نپایید که زهد و تواضع و رفتار نیک فرمانده (یعنی سردار محمد اسلامی نسب) ما را مجذوب شخصیت وی ساخت. انگار نه انگار که فرمانده است، خاکی و خودمانی بود در عین حال دوست داشتنی.
🌷هنوز چند روز بیشتر از حضورمان در مقر نمیگذشت که متوجه شدیم سردار اسلامی نسب و شهید باقری ـ آن دو یار همدل ـ هر روز عصر از چادر فاصله میگیرند و تا چند ساعت برنمیگردند. حس کنجکاوی تحریکم کرد که از کارشان باخبر شوم. روز بعد به اتفاق اکرمی سراغشان رفتیم. پشت تل کوچکی از خاک زمزمه هایی شنیدیم. متوجه شدیم....
🌷متوجه شدیم شهید باقری رو به قبله نشسته و روضه میخواند و شهید اسلامی نسب در سجده است. شور و حال خاصی داشتند و هر دو به شدت اشک میریختند. لحظاتی بعد شهید باقری به سجده رفت و شهید اسلامی شروع به مداحی کرد. الحمدللّه هر دو مداح اهل بیت بودند و مصیبت حضرت زهرا (س) میخواندند. برای من سؤالی پیش آمد که آخر چرا دو نفری؟ من روضه دو نفری ندیده بودم.
🥀🕊 @baShoohada 🕊
۲۹ شهریور ۱۴۰۲
۲۹ شهریور ۱۴۰۲
رفاقت با شهدا
سلام دوستان مهمون امروزمون داداش محمد هست🥰✋ *توسل به شهید*✨ *شهید محمد اسلامی نسب*🌹 تاریخ تولد:
#عمل_جراحى_با_رمز_يا_زهرا....
🌷چشمش آسيب ديده بود. دكترها گفتند: محمد بينايى اش رو از دست داده، ديگه نمى شه كارى كرد و جراحى هم بى فايده است. امّا محمد اصرار مى كرد كه شما عمل كنيد و كارى با نتيجه اش نداشته باشيد، اينم به دكترها مى گفت كه؛ فقط با ذكر يا زهرا عليها السلام عمل رو شروع كنيد.
🌷....بعد از عمل دكترها از نتيجه جراحى حيرت زده شدند. عمل جراحى موفقيت آميز بود با رمز يا زهرا عليها السلام.
🌹خاطره اى به ياد سردار شهيد محمد اسلامى نسب
📚 كتاب "رواق خونى سنگر" صفحه ٦٦
#شهدا_را_ياد_كنيم_با_ذكر_صلوات
🥀🕊 @baShoohada 🥀🕊
۲۹ شهریور ۱۴۰۲
۲۹ شهریور ۱۴۰۲
هدایت شده از آرامش حس حضور خداست
21.38M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴اعترافات بی نظیر !
🔹️شبکه تلویزیونی iran US -2020TV (به تازگی)
از زبان اندیشمند ایرانی مقیم #آمریکا؛ آنچنان تحلیلی درباره آیت الله خامنه ای ارائه میده که قطعاً از شنیدنش حیرت می کنید!!!
[دوستان لطفاً دقیق تا آخر این گفتگوی ویدئویی را ببینید] تا در جریانِ دیدگاهی که در حالِ گسترش بینِ ایرانیانِ تحصیلکرده و مستقل مقیمِ خارج است، قرار بگیرید!!!
🔴 #بیداری_ملت
🍃
🦋🍃 @takhooda ✨
۲۹ شهریور ۱۴۰۲
۳۰ شهریور ۱۴۰۲
♥️✦ #میخواهم_مثل_تو_باشم
🌹بسم رب الشهدا والصدیقین
#معجــــزه_شهید_همـــــت
از زبان یک استاد دانشگاه
یه شب خواب بودم که تو خواب دیدم دارن در میزنن . در رو که باز کردم دیدم شهید همت با یه موتور تریل جلو در خونه وایساده و میگه سوار شو بریم .
ازش پرسیدم، کجا؟ گفت یه نفر به کمک ما احتیاج داره . سوار شدم و رفتیم . سرعتش زیاد نبود طوری که بتونم آدرس خیابون هارو خوب ببینم . وقتی رسیدیم از خواب پریدم.
از چند نفر پرسیم که تعبیر این خواب چیه گفتن خوب معلومه باید بری به اون آدرس ببینی کی به کمکت احتیاج داره .
هر جوری بود خودمو به اون آدرس رسوندم . در زدم . دررو که باز کردن دیدم یه پسر جوون اومد جلوی در . نه من اونو میشناختم نه اون منو .
گفت بفرمایید چیکار دارید . ازش پرسیم که با شهید همت کاری داشته ؟ یهو زد زیر گریه .
گفت چند وقته میخوام خودکشی کنم . دیروز داشتم تو خیابون راه می رفتم و به این فکر میکردم که چه جوری خودم رو خلاص کنم که یه دفعه چشمم افتاد به یه تابلو که روش نوشته شده بود اتوبان شهید همت.
گفتم میگن شماها زنده اید اگه درسته یه نفر رو بفرستید سراغم که من از خودکشی منصرف بشم و الان شما اومدید اینجا و میگید که از طرف شهید همت اومدید...
🌹🌹🌹
پیامبر اکرم صلي الله عليه وآله:
اگر خداوند بوسیله تو یک نفر را هدایت کند برای تو بهتر است از دنیا و هر آنچه در آن است.
📚 بحارالانوار، ج2، ص2
🥀🕊 @baShoohada 🥀🕊
۳۰ شهریور ۱۴۰۲
۳۰ شهریور ۱۴۰۲
هدایت شده از آرامش حس حضور خداست
7.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۳۰ شهریور ۱۴۰۲
۳۰ شهریور ۱۴۰۲
هدایت شده از چرم دستدوز ડꪖꪀꪖ
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
۳۰ شهریور ۱۴۰۲
🌹 دم دمای عروسی، که پدرم داشت لیست مهمانان را آماده می کرد، عده ای از آنها خانواده هایی بودند که خانم هایشان بدحجاب بودند. احترام پدرم را داشت و جلویش چیزی نگفت؛ اما دو روز خانه مان نیامد.
در همین دو روز زنگ زده بود به پدرم که:
«من مریم را در ۲۹ سالگی پیدا کردم. اگه این مسئله باعث بشه که شما بگین مریم را بهت نمیدم، بدونید تا آخر عمرم زن نمی گیرم؛ اما اجازه هم نمیدم خانم بدحجاب تو مراسم عقد و عروسی من بیاد و گناه تو مراسم بشه».
🔸 پدرم هم راضی شده بود. من هم راضی بودم. من دلم با مهدی بود. پنج شنبه که آمد گفت: «بیا بریم قم هم زیارتی بکنیم و هم مددی بگیریم از حضرت معصومه (س) برای بقیه کارها».
🔹 حرم که بودیم. زنگ زد به یکی از علما تا از قرآن مدد بگیریم. آیه ای درباره زوج های بهشتی آمد که آن دنیا هم کنار همدیگر خواهند بود. آنجا با همدیگر عهد بستیم که با هیچ خانواده بدحجابی رفت و آمد نکنیم.
موقع برگشت، النگویم را از دستم درآوردم و هدیه کردم به حرم حضرت معصومه (س).
راوی: مریم عظیمی؛ همسر شهید
📚 برگرفته از کتاب «دیدار پس از غروب »
نشر روایت فتح
#شهید_مهدی_نوروزی
#شیر_سامراء
#شادی_روح_پاکش_صلوات
🥀🕊 @baShoohada 🕊
۳۰ شهریور ۱۴۰۲