✨﷽✨
🔥 آثار شوم #گناهان
💠خدای عزوجل در قرآن ميفرمايد :
♥️•⇦هر مصيبتی که به شما مي رسد برای کاری است که به دست خود کرده ايد و خدا از بسياری ( از معصيت ها ) هم گذشت ميکند.
📖 سوره شوری ،آیه۳۰
💠امام صادق (ع) فرمودند :
♥️•⇦هيچ رگی نزند و پائی به سنگ نخورد و سر درد و مرضي پيش نيايدمگر به جهت گناهی که انسان مرتکب شده است.
💠 امام (ع) فرمودند :
♥️•⇦آنچه خدا از آن مي گذرد از آنچه از آن مواخذه ميکند بيشتر است.
✍🏻يعنی آن گناهاني که خدا از آن ميگذرد بيشتر است از آن گناهانی که خدا بوسيله آن گناه عذاب ميکند.
✍🏻مجازات کردن در همین دنیا،نشانه لطف و رحمت خداوند به بندگانش هست که با مجازاتهای دنیایی مارا تنبیه و گناهانمان را ذوب میکند تا بار پرونده برای قیامت سنگین نباشد.
📚اصول کافي،ج۳،ص370
┏━━✨✨✨━━┓
❤️ ❤️
┗━━✨✨✨━━┛
✨✨✨
🌸 @ba_khodabash1 🌸
✨✨✨
👌 دنیا پنج نوع تاریڪی،پنج نوع روشنایی دارد.
🍃محبت دنیاتاریڪی است تقواوپرهیزگاری
چراغ و روشنایی آن است.
🍂گناه ظلمت و تاریڪی است توبه و ندامت
چراغ و روشنایی آن است.
🍃قــبر تاریڪ است چـراغ آن:(لاَ إِلٰهَ إلَّا اللهُ
مُحَمَّدُ رَسُولُ اللهِ)است.
🍂پل صراط تاریڪ است یقین چراغ آن است.
🍃آخرت تاریڪ است عمل صالح و نیکوکاری
چراغ آن است...
┏━━✨✨✨━━┓
❤️ ❤️
┗━━✨✨✨━━┛
✨✨✨
🌸 @ba_khodabash1 🌸
✨✨✨
درباره دزدي كه با عيال صاحبخانه زنا كرد وپسر اورا كشت
دزدي وارد خانه مردي شد كه متاع انها را بدزدد وعيال صاحبخانه را مشاهده كردكه خوابيده است خود را بروي ان انداخت كه با او جماع كند زن فرياد زد وپسرش از خواب بيدار شد ودر مقابله مدافعه برامد دزد با حربهاي كه با خود داشت پسر رابه قتل رسانيد ان زن جلدي كرد دزد را غافلگير كرده به هر وسيله اي بود اورا به قتل رسانيد فرداي صبح اولياي سارق امدند تا خون صاحب خود را طلب كنند امير المومنين انها را گرفت وديه پسر ان زن كه صاحب انها به قتل رسانيده بود از انها ماخوذ داشت و بعلاوه چهار هزار درهم از براي ان زن كه صاحبانش بااو در فرجش مكابر كرده بود غرامت گرفت وخون صاحب انها را باطل نمود وان حضرت چهار هزار در هم را گرفت وبه زن تسليم داد
┏━━✨✨✨━━┓
❤️ ❤️
┗━━✨✨✨━━┛
✨✨✨
🌸 @ba_khodabash1 🌸
✨✨✨
🌷امام حسن مجتبي عليه السلام فرمودند:
✍🏻هلاكت و نابودي دين و ايمان هر شخص در سه چيز است:
▪️تكبّر
▪️حرص
▪️حسد
🔺تكبّر سبب نابودي دين و ايمان شخص ميباشد و به وسيله تكبّر شيطان با آن همه عبادت ملعون گرديد.
🔺حرص و طمع دشمن شخصيّت انسان است، همان طوري كه حضرت آدم عليه السلام به وسيله آن از بهشت خارج شد.
🔺حسد سبب همه خلافها و زشتيها است و به همان جهت قابيل برادر خود هابيل را به قتل رساند.
📚اعيان الشّيعة، ج ۱، ص ۵۷
┏━━✨✨✨━━┓
❤️ ❤️
┗━━✨✨✨━━┛
✨✨✨
🌸 @ba_khodabash1 🌸
✨✨✨
ارتباط نوعروس‼️
داستانک یا بهتر بگم این خبر اجتماعی که براتون قرار داده شده تو این پست واقعا تکان دهنده ست و خواندن این خبر شاید درس عبرتی بشه برای ما جوان ها. ارتباط نامشروع عروس ۱۶ساله با پسر جوان …
نوعروسی در حالیکه فقط چند ماه از ازدواج اجباریاش با مرد مکانیک میگذشت، به خاطر رابطه پنهانی با پسر جوانی بازداشت شد.
این دختر تنها ۱۶ سال دارد. او تن به ازدواجی داده بود که اصلاً نظرش را درباره آن نپرسیده بودند. در خانه آنها حرف آخر را پدر میزد.
مدتی پیش مرد جوانی به نام عزیز با مراجعه به پلیس آگاهی ادعا کرد همسرش بهطرز اسرارآمیزی ناپدید شده است. او در این باره افزود: تنها چندماه پیش بود که ما با هم ازدواج کردیم. من همه تلاشم را انجام دادم تا او در زندگی کم و کسری نداشته باشد. این اواخر رفتارش عجیب شده بود، دائماً خود را در اتاقش حبس میکرد.
باتوجه به اطلاعاتی که از نشانیهای ظاهری این دختر در اختیار مأموران قرار گرفته بود آنها تجسسهای گستردهای را برای بهدست آوردن ردی از نوعروس ناپدید شده آغاز کردند.
در حالیکه چند روزی از این ماجرا میگذشت بررسی روی تلفن همراه وی مشخص کرد او روزهای آخر پیش از ناپدید شدن در شبکههای اینترنتی عضو شده و با افراد مختلفی چت کرده است.
بررسیهای تخصصی روی این اطلاعات نشان داد پسر جوانی با مشخصات محمد با او تماس تلفنی هم داشته است. بدین ترتیب تلاشها برای بهدست آوردن ردی از این پسر دانشجو آغاز شد تا اینکه مخفیگاه او در یکی از خانههای ویلایی حاشیه شهر بهدست آمد.
مأموران برای بازداشت او وارد عمل شدند . نوعروس ۱۶ ساله به همراه پسر جوان بازداشت شدند.
عروس نوجوان درباره ماجرای ازدواج و فرارش از خانه گفت: به اصرار خانوادهام با عزیز که ۲۷ ساله بود و در یک مکانیکی کار میکرد ازدواج کردم چون او کسی نبود که من دوستش داشتم زندگی برایم تیره و تارشده بود و برای دور بودن از وی صبح به مدرسه میرفتم و بعد از آن هم به اتاق خوابم پناه میبردم و خانوادهام را چون خائنی میدیدم که مرا در آتش ناخواسته انداختهاند و مرا درک نمیکنند.
امتحانات سال دوم را خراب کرده بودم، اندوهگین و کسل بودم، دیگر از این زندگی خسته شده بودم، احساس تنهایی و بیکسی به سراغم آمده بود، نمیتوانستم خودم را به کاری مشغول کنم، نیاز به کسی داشتم که در کنارش احساس آرامش کنم این در حالی بود که از عزیز متنفر بودم، او هر کاری میکرد که دل مرا بهدست آورد من هر روز از او دورتر میشدم.
یک روز در مدرسه از طریق دوستانم و به پیشنهاد آنها برای اینکه از این حالت کسالتبار رها شوم با شبکه مجازی« لاین» آشنا شدم. ابتدا نمیدانستم چطور شبکهای است اما چون دختری تنها بودم این فرصت را غنیمت شمردم تا بتوانم از طریق آن اوقات و فکرم را مشغول کنم.
با گوشی که داشتم عضو شبکه لاین شدم و این ابتدای کشیده شدن من به منجلابی بود که از آخرش بیاطلاع بودم.
در این شبکه با افراد مختلفی آشنا شدم. در میان آنها پسر جوانی که خود را دانشجو معرفی میکرد توجه را جلب کرد. وقتی او با چربزبانی به من ابراز علاقه کرد ناخواسته در دامی که برایم پهن کرده بود گرفتار شدم. با حرفهایش مرا به خود وابسته کرد. آنقدر حرفهای خوب میزد که فکر میکردم او شاهزاده قصههای من است و شوهرم را کاملاً فراموش کرده بودم.
در هر فرصتی با او تماس میگرفتم و با هم ساعتها حرف میزدیم. یک روز او پیشنهاد داد که با هم بیرون برویم. ابتدا ترسیدم اما وقتی احساس کردم ناراحت شده است، پذیرفتم. به اتفاق هم ساعتی را در خیابانهای شهر چرخیدیم، ناگهان او مرا به خانه ویلایی در حاشیه شهر برد. نمیخواستم داخل خانه بروم اما او با اجبار مرا به داخل برد. دیگر فهمیده بودم که در چه دامی گرفتار شدهام اما کاری از دستم برنمیآمد. او تهدید کرده بود اگر به خواستهاش تن ندهم همه صحبتها و عکسهایی که از من دارد را در اختیار خانواده و شوهرم قرار خواهد داد.
وی در پایان گفت: اگر مادر و پدرم با من رفیق بودند و به جای کتک زدن و استفاده از حرفهای رکیک که مرا به جنون نزدیک میکرد، تن به ازدواج اجباری نمیدادند، زندگی من اینچنین نبود و چون در خانوده من ایمان و معنویت رنگی نداشت، من به بیراهه کشیده شدم و دوستی از طریق لاین فقط تنهایی مرا پر کرد که اول بهصورت تفننی بود که با هوسرانی شکل گرفت.
┏━━✨✨✨━━┓
❤️ ❤️
┗━━✨✨✨━━┛
✨✨✨
🌸 @ba_khodabash1 🌸
✨✨✨
✨﷽✨
✅داستان واقعی نامه نگاری مرد دهاتی با امام زمان عج
✍اسمش علی بود و از سادات، صدایش می کردند آ سید علی، دهاتی بود و کم سواد، اما عجيب صفای باطنی داشت، همشهری و هم دهاتی همین شیخ حسنعلی نخودکی خودمان خودش تعریف می کند جمعه صبحی اول طلوع خورشید به بالای تپه ای رفتم کنار چشمه ای و عریضه ای، نامه ای،نوشتم برای امام زمانم که آی آقا جان! سنم دارد بالا می رود و هنوز صاحب فرزندی نشدم...
کاغذ را که نوشتم پرت کردم سمت چشمه، باد گرفت و نامه را چسباند به عبایم، دو سه باری آمدم کاغذ را به داخل چشمه بیاندازم اما هر بار نمی شد، به دلم افتاد کاغذ را بردارم و بخوانم، برداشتم، نگاه كردم ديدم كه جواب من همان وقت آمده است؛ قبل از اينكه به آب برسد؛ داخل کاغذ نوشته است: خداوند دو فرزند نصيب شما ميكند كه يكي از آن ها منشأ خدمات خواهد بود.
💥قربانشان رَوَم برایشان فرقی نمی کند مدیر باشی، تاجر باشی یا یک روستایی بی سواد، دلت که پاک باشد تحویلت می گیرند و آبرومندت می کنند،در این قحطیِ محبت یک رفيقِ بی غلُّ غش می خواهند امام زمان تا رفاقت را در حقش تمام کنند. چقدر نگاه زهرایی تان را می خواهم آقا جان
دلم برایِ کسی می تپد بیا ای دوست
بیا که من به تو بیش از همیشه محتاجم
📚برداشتی آزاد از سخنان استاد اخلاق شیخ جعفر ناصری
┏━━✨✨✨━━┓
❤️ ❤️
┗━━✨✨✨━━┛
✨✨✨
🌸 @ba_khodabash1 🌸
✨✨✨
┅┄🍃┄┄💕💕┄┄🍃┄┅
#بانوی #مصری ک خیلی حاجت هارو روا میکنه
نفیسه،خاتون کیست؟
#سیده نفیسه خاتون از سادات جلیل القدر است که به زهد و عبادت و صیام روزها و قیام شبها مشهور روزگار خود بود .وی حافظ کل قرآن بود، لذا به تلاوت دائم آن مشغول میشد و چون مال فراوانی داشت، به درماندگان ، مریضان و عموم مردم احسان میکرد . وی سی مرتبه به حج مشرف شد که بیشتر آن با پای پیاده بود. در مسجد الحرام در حالی که پردههای خانه خدا (کعبه) را میگرفت، اشک میریخت و ناله و فریاد میکرد و این جملات را میگفت: « إلَهی وَ سَیِّدی وَ مَوْلاَیَ مَتِّعْنی وَ فَرِّحْنی بِرِضَاکَ عَنّی ... ».
روش های ختم 📢💥
👈#طریقه توسل به نفیسه خاتون نواده ی امام حسن مجتبی (ع)
#با هدیه ۱۰۰ صلوات به پیشگاه مبارک
حضرت نفیسه خاتون (نواده امام حسن مجتبی علیهماالسلام)
👈#هم اثر #عجیب آن را در برآورده شدن حاجتهای خود ببینید . ان شاءالله
👈#طریقه دوم یک حمد یازده مرتبه توحید ویازده مرتبه سوره ی اعلی هدیه به پیشگاه مقدس ایشان
✨✨✨
🌸 @ba_khodabash1 🌸
✨✨✨
#تلنگــــــــــر
✍🏻پدر میگفت:
ﭘﺴﺮ ﺟﺎﻥ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺑﺎ ﺁﺑﺮﻭﯼ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯽ!!!
ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺩﺧﺘﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺸﻪ ﭼﮏ ﻧﻮﯾﺲ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺗﺖ!!!
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﻧﺼﯿﺤﺖ ﻫﺎﺵ، ﻧﯿﺸﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ:
ﺍﯼ ﺑﺎﺑﺎ؛ ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻓﺎ ﮔﺬﺷﺘﻪ
ﺩﺧﺘﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﺭﻩ ﺯﻣﻮﻧﻪ
ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﭼﺮﺍﻍ ﺳﺒﺰ ﻣﯿﺪﻥ...
ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﺷﻮﻧﻪ ...
✍🏻ﭘﺪﺭﻡ ﺗﻮ ﭼﺸﻤﺎﻡ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﭘﺴﺮ ﺟﺎﻥ ﺯﻟـﯿـﺨـﺎ ﺯﯾﺎﺩﻩ ،
ﺗﻮ " ﯾـﻮﺳـﻒ "ﺑﺎﺵ
ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺭﻭ ﺷﻨﯿﺪﻡ
ﻣﻮ ﺑﻪ ﺗﻨﻢ ﺳﯿﺦ ﺷﺪ ﺯﺑﻮﻧﻢ ﺑﻨﺪ ﺍﻭﻣﺪ
ﺩﯾﮕﻪ ﻫﯿﭻ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﺪﻡ
ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻫﻢ ﺣﻖ ﻣﯿﮕﻔﺖ
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺯﻟـﯿـﺨـﺎ ﺯﯾﺎﺩ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻫﺴﺖ؛
ﺍﻭﻥ ﻣﻨﻢ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ " ﯾـﻮﺳـﻒ " ﺑﺎﺷﻢ.
تو زندگیت مرد باش... نامرد زیاده ....
┏━━✨✨✨━━┓
❤️ ❤️
┗━━✨✨✨━━┛
✨✨✨
🌸 @ba_khodabash1 🌸
✨✨✨
7.42M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما آدم ها استادِ قضاوت کردنِ دیگرانیم...
جواب ندادنِ پیام را مغرور بودنشان تلقی میکنیم
و زود جواب دادن ها را هم میگذاریم به پایِ بیکار بودن...
به کسی که با همه گرم میگیرد انگِ بیش از حد آزاد بودن میزنیم،
و کسی که حریمش را حفظ میکند متهم میکنیم به گوشه گیر بودن....
.کمتر یکدیگر را قضاوت کنیم و کمتر فلب هم رابشکنیم💔💔💔
.
لطفا لایک کنید و نظرتون رو کامنت کنید ممنونم🌹🌹🌹🌹🌹🌹
.❤️
✨✨✨
🌸 @ba_khodabash1 🌸
✨✨✨
استادی تعریف می کرد که یک نوجوان ۱۴ ساله را از یکی از شهرستانها به تهران اعزام کردند تا اساتید دانشگاه تهران در مورد ادامه تحصیلش نظر بدن. تمام فرمولهای پیشرفته ریاضی و هندسه رو بلد بود، و قدرت محاسباتی عجیبی داشت. این نوجوان یک ساعت و نیم تست شد و قرار شد که جهت ادامه تحصیل با حمایت تعدادی از اساتید، به کانادا اعزام بشه. بعد از جلسه به استاد گفتند: چرا شما نظر ندادید؟ گفت: ایشون نمیتونه ادامه تحصیل بده! همه تعجب كردند و دلیل رو پرسیدند؟ استاد گفت: در طول چند ساعتی که اینجا بود، حتی یکبار هم نخندید. فقط فرمول حل کرد! این بچه زندگی نکرده، فقط فرمول یاد گرفته. این نوجوان برای ادامه تحصیل به کانادا اعزام شد و ٣ سال بعد نامهای دریافت کردند که به زندگی خودش پایان داده.
با خوندن متن بالا، یاد این جمله ساده افتادم که به اندازه یک کتاب مفهوم داره: موفقیت در زندگی، با حذف انگیزههای شادی، بدترین نوع شکست است …
❤️
✨✨✨
🌸 @ba_khodabash1 🌸
✨✨✨
امروزهم به پایان رسید
الهی
اگر بد بودیم یاریمان کن
تا فردایی بهتر داشته باشیم
خدایا به حق مهربانیت
نگذار کسی با ناامیدی و ناراحتی
شب خود را به صبح برساند
#شبتون_بخیر🌙
✅به جملات زیبا بپیوندید👇
🆔:
@rooman222