اپیزود 2⃣
سمانه خواهر سعیده. امسال کنکور داره و به شدت دختر درسخون و پر تلاشیه.
ولی جدیدا یکم از خودش ناامید شده. فکر میکنه تنبل شده. هروقت میره تو اتاق خواب شخصیش تا درس بخونه، خوابش میگیره و چرت میزنه. وقتی هم بیدار میشه اینقدر حس عذاب وجدان داره که دیگه اعصابش خرد میشه و نمیتونه درس بخونه.
اپیزود 3⃣
حاج آقا، بابای خونه. مرد خیلی زحمتکشیه. خیلی خانواده دوسته ولی مامان فاطمه فکر میکنه همسرش تازگیا بهش توجه کافی نداره. فکر میکنه اصلا همسرش نمیبینش. هردفعه هم که با حاج آقا صحبت کرده و ازش خواسته بیشتر بهش توجه کنه، حاج آقا گفته من مثل قبلم و اصلا تغییری نکردم.
ولی مامان فاطمه مطمئنه از وقتی اومدن این خونه یه اتفاقات عجیب غریبی افتاده و خانواده گرم و صمیمیش مثل قبل نیست.
اپیزود 4⃣
مامان فاطمه پیش خودش حدس زده که این تغییرات خانواده ناشی از چشم و نظر ممکنه باشه. چون جدیدا خیلی تو چشم بودن. مخصوصا که خونشونو عوض کردن و یه خونه خیلی بزرگتر و قشنگتر خریدن.
هییییییییی دل غافل. وقتی از طراح دکوراسیون درخواست کردن که داخل خونه رو طراحی کنه، مامان فاطمه اینقدر ذوق داشت که قراره خونه جای بهتری برای فرزندانش بشه. نگو که این خونه کلا بدشگونه. با خودش فکر کرد شاید بهتره بره پیش یه دعانویس تا بدشگونی خونه رو از بین ببره.
تمام این اتفاقات و چالش ها به خاطر بستر نادرسته.
مامان فاطمه باید بتونه بستر درست رو بوجود بیاره.
تیم ما یه شعار داره
«همهچیازخونهشروعمیشه»
یعنی اگه رفتار نامناسبی دیدی بگرد دنبال منشا اون رفتار تو خونه🏡
و
همینطور اگه میخوای رفتار و کردار درستی رو در خانواده پایه گذاری کنی برای این کار باید بسترسازی کنی و مهم ترین بستر خونه است.🏠
میگما یکی مامان فاطمه رو بگیره تا نرفته پیش دعانویس 😁
با یه تغییر کوچیک میتونه خیلی از مشکلات رو حل کنه👇👇👇👇