6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فهمیدن به سن نیست...!
این کلیپ را از صفحه شیخ فرهاد برداشتم. فهم این بچه ( به قول خودش ) از اینکه باید از خدا ترسید و خلاف امر او عمل نکرد، برای جامعه ما باید تبین شود.
خدایی که رحمان و رحیم است.
✍️ محمدجواداصغری | بابا آدم
( بر آنیم که فکر کردن، عادتمان نشود )
🌱کانال رسمی
@babaadam
🌱 ویراستی بابا آدم
https://virasty.com/baba1adam
🌱 تلگرام
https://t.me/baba1adam
🌱 تویتر
https://twitter.com/Babaadamt
🌱 یوتوپ
https://youtube.com/@asghari118
بابا آدم
قسمت چهارم ماجرای طلبه شدنم در مورد سربندان و ایام کودکی و نوجوانی گفتم بقیه اشو هم به مناسبت در اد
قسمت پنجم طلبه شدنم
کمی فاصله افتاد تا خاطرات طلبه شدنم را نقل کنم. برای یادآوری می توانید به لینک زیر مراجعه کنید که قسمت های قبلی را بخوانید.
https://eitaa.com/babaadam/541
معلم ریاضی بهم پیشنهاد داد اگر واقعا دوست داری بری حوزه اصلا درس نخون و تجدیدی بیار. منم گوش دادم البته نه اینکه تجدیدی نداشتم و اون سال اولم بود، نه اما مصمم تر شدم و ...
بگذریم که بعدش چه اتفاقی افتاد اما وقتی سماجت من رو دیدن که دوست دارم برم حوزه، یکم عقب نشینی کردن و گفتند برو و سه سال راهنمایی که الان بهش می گن متوسطه اول رو بخون فلان روز هم باید بری کنکور بدی و آنها مطمئن بودند که من قبول نمیشوم.
منتظر شدم تا زمان ثبت نام شروع شود، زمان رسید و رفتم مخابرات روستا پیش آقا سید موسوی برام ثبت نام کرد و منم خوشحال از اینکه به آرزوم دارم می رسم.
ثبت نام تمام شد و منم کتابهای سه سال راهنمایی را تهیه کردم و شروع کردم به خواندن مثل یک دانش آموز خوب.
نگم براتون ... من که اصلا درس خون نبودم روزی شاید ۷ ساعت کتاب می خوندم تا روز آزمون.
مادرم صبح جمعه یا پنج شنبه منو بیدار و کرد و رفتیم لب جاده سوار اتوبوس شدیم و رفتیم تهران و از اونجا شهر ری مسجد مادر.
مادرم دم در نشست و من رفتم برای آزمون، داشتم می رفتم مادر تسبیح در آورده بود و صلوات می فرستاد.
قدرم مادرم را خیلی می دانم ... خیلی
وقتی رفتم داخل مسجد دیدم کلی آخوند ایستادن و سریع آب میوه کیک آوردن و یک نفر قرآن قرائت کرد و منم متعجب از اینکه یک طلبه می خواد از من امتحان بگیره.
برام جالب بود آخه تا حالا پیش یک آخوند امتحان نداده بود.
سئوالات تستی آماده و منم شروع کردم به تست زدن. تست زدن نه ها، تست زدن.
بعد از اتمام آزمون با مادرم رفتیم به سمت بازار که مادرم برام یک لباس سفید یقه آخوندی خرید و بهم گفت بیا حاج آقا تنت کن.
برخورد های مادرم منو می ترسوند که نکنه من قبول نشم و مادرم ناراحت بشه. بعد از خرید لباس تا انتهای بازار رفتیم یهو وارد یک امامزاده شدیم و من برای اولین بار رفتم به زیارت شاه عبدالعظیم حسنی.
ادامه دارد...
✍️ محمدجواداصغری | بابا آدم
( بر آنیم که فکر کردن، عادتمان نشود )
🌱کانال رسمی
@babaadam
🌱 ویراستی بابا آدم
https://virasty.com/baba1adam
🌱 تلگرام
https://t.me/baba1adam
🌱 تویتر
https://twitter.com/Babaadamt
🌱 یوتوپ
https://youtube.com/@asghari118
بسم الله الرحمن الرحیم
حاج ولی الله فتاح دماوندی،بقیه السلف مداحان ِنسل اول دماونددرهنگام مغرب و پس از مجلس توسل به صدیقه کبری علیهاالسلام دعوت حق رالبیک گفت.
انسانی مومن و بی ادعا که با کدّ یمین وعرق جبین و لقمه حلال با کارگری و بنّایی روزگار گذراند و در گچ کاری استادکاری ماهر شد.شوهرخاله اش مرحوم حاج نصرالله کیاماری استاد نسل اول مداحان دماوند بود که از فرزند و دامادها ی خود و نیزاز خواهرزادگان همسرش مداحانی بنام ساخت.
مرحوم استاد محمدتقی و استاد احمد کرمانی و حاج عباس کیاماری و حاج ولی الله فتاح دماوندی و حاج حسین فتاح دماوندی به اضافه دیگرانی چون کربلایی اسدالله اسدحیدری و حاج غلامحسین اکبریان و حاج اکبرصفوی و ..از شاگردان استاد نصرالله بودند.
جالب اینکه استاد نصرالله با فراست و زرنگی ازفرصت شغل گچ کاری و بنّایی استفاده کرد و شاگردان خوددرا
با مداحی و ذکر اهلبیت آشناساخت.هنگام کار دربالای داربست ها باهم شعرحفظ می کردند و به هم تحویل می دادند و بعدها درهیات ها می خواندند.
حاج ولی الله بخاطر حافظه سرشارش بیش از ۳۰هزار بیت شعر حفظ بود.استاد نصرالله میگفت در حفظ شعر حاج ولی الله شاگرد اولش بود.گاهی اوقات مثلا در مدح و مرثیه حضرت مسلم یک قصیده ۶۰بیتی را بامضامین بالا می خواند که متعجب می شدم.کتابهایی چون خزائن الاشعار را تقریبا حفظ بود.
کم ادعا و بی سروصدا بود.اهل تهجد و سه وعده نماز در مسجد و اهل نماز جمعه بود.هیات خانگی اش ترک نمی شد.بسیاری اوقات روضه خوان منازل می شد با یک یا دو نفر! بی ریا و بی ادعا می آمد و می خواند و می رفت.
صدایی ریز داشت و زیر می خواند.تحریرهای خاص خود را داشت.چهچه نمی زند.داد و فریاد نمی کرد.شاید نسل کنونی اینگونه صداها را نپسندند اما کافی بود کسی کمی از شعر و ادبیات و نازک طبعی های شاعرانه بهره مندباشد؛ بیش از هرچیز محو محتوای اشعار بلند او می شد.
خدایش بیامرزاد که کم آزار و کم حرف و کم ادعا بود.
۷۵سال برای موالیانش نوکری نمود و زمزمه کرد.
سرانجام در واپسین روز فاطمیه و پس از اقامه عزای فاطمی در منزلش در هنگام مغرب و نماز زمزمه لقاء را از لسان دوست شنید و بال در ملکوت گشود.
عاش سعیدا و مات سعیدا
به برادر عزیزمان جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ کاظم فتاح دماوندی این مصیبت را تسلیت و تعزیت عرض می کنم و برای ایشان و پدر بزرگوارشان- که از اخیار دماوندهستند- آرزوی سلامتی و طول عمر دارم.
(استاد حجت الاسلام شیخ حمید آقایی
خطاب به گروه طلاب و روحانیون حوزه علمیه دماوند)
پدر جان چه درخواستی داری؟
پدر: از چه لحاظ (لبخند)
فرماندار شهرستان دماوند در شب یلدا به دورترین روستای شهرستان رفتند و از نزدیک جویای احوال مردم کفتاردره شدند.
روستایی که دو بار ( بنابر آنچه در کلیپ بیان شد) پذیرای مسئولین بوده است.
وقتی از پیرمرد اهل روستای گرمابسرد پرسیده میشود، چه درخواستی داری، پاسخی هوشمندانه که نشان از دقت نظر او است میدهد: [ از چه لحاظ].
کفتار دره را ۲بار مسئولین آمده اند، انتظار دارید کاری در آن انجام شده باشد، جناب فرماندار!! اول روستا تا انتهای روستا خود سخن می گوید که درخواستش چیست؟!
کفتاردره با بی مهری مسئولین ج.ا.ا و نبود فرصت تبلیغاتی برای همان مسئولین حال روز غریبی دارد.
من اگر جای مسئولین بودم در مرحله اول تمام فرمانداران، نمایندگان مجلس، شهرداران، ائمه جمعه و ... را به کفتار دره می بردم و از آنان می خواستم بوسه بر دستان اهالی این روستا بزنند و به خاطر تمام بی مهری ها، عذر خواهی کنند.
جناب فرماندار! خدا قوت،آفرین بر شما، کار شما تحسین [ +باباآدم] را برانگیخت.
اما...
می ترسم این آخرین خبر از کفتاردره در رسانه ها باشد، امید داریم حضرتعالی پیگیر معیشت و وضعیت زندگی این مردم غیرتمند باشید و فعالیت های خوبی در این منطقه صورت گیرد.
جناب فرماندار! پیگیر این نباشید چه کسانی به این روستا رفته اند، زیرا شرمساری آن بر جبین تمام مسئولین شهرستان نقش خواهد بست.
+باباآدم
https://eitaa.com/babaadam
فعالیت +باباآدم در تلگرام ادامه پیدا می کند. درست می فرمایید که تلگرام نیز مخاطبان ارزشمند دارد، لذا اگر مطلبی در تلگرام نمی گذارم بنا بر بی ادبی قشر فرهیخته آن نیست. فیلتر شکنم خوب کار نمیکند!
اما از امروز برای تعداد محدود کاربرانم در تلگرام نیز در خدمتم.
🔺+باباآدم
🔻رسانه مردم
🔗 https://t.me/baba1adam
کلاس اولی از درس خود می پرسد!
ویژه تلگرام +باباآدم
در مسیر رشد ساده است که بدانیم پله پله باید جلو رفت، تا پله اول ( درس اول ) خب فهمیده نشد، بر پله دوم ( درس دوم ) ایستادن خطا است.
رادمردان عرصه فتوت و فرهیختگی اول موضوع را فهم می کنند، سپس حلاجی و پس از آن اگر سئوالی باقی ماند برای فهم از استادان متخصص آن علم پرسش می کنند تا بفهمند!
می دانم...! الان می گویید این دو سطر که واضح است، من نیز می گویم بله واضح است عقلا اما سخت است عملا!
بگذارید به مصادقی مهمانتان کنم! آقایی از الفبای مسائل دینی بی اطلاع است در مواجهه با عالم دین سئوال از کنه اعتقادات می کند، وقتی به او گفته میشود گیر شما در الفبای بحث است، جایگزین پوزش و سعی بر آموختن شروع به لجبازی می کند.
او نمی داند که اگر قرار است مچ کسی را بخواباند، اهل فتوت اول او را فهم می کنند، سپس مکسول را برای مچ اندازی آماده می کنند.
🔺+باباآدم
🔻رسانه مردم
🔗 https://eitaa.com/babaadam
+باباادم نوشته ای برای جناب طاهرخانی نوشت، نوشته اینجاست کلیک کنید.
ایشان بذل محبت نمودند و پاسخی کوتاه برای ما فرستادند.
سلام علیکم، عرض ادب، هدف از حضور بنده اعلام نوکری برای انسانهای با اخلاص و تشکر از عزیزان که در دورترین نقطه شهرستان در عرصه تولید در حال فعالیت بودند ان شاالله نیازهای اولیه آنان تامین خواهد شد.
این ادبیات یعنی انقلاب خمینی زنده است.
🔺+باباآدم
🔻رسانه مردم
🔗 https://eitaa.com/babaadam