روح نواز بعد چند ماه دو شب و یه روز خونه ما بود.
شب براش لازانیا درست کردم، فرداییش یه ناهار مشتی گیلانی زدیم، اشرف رویا دیدیم و اسکمو خوردیم.
ساعت شیش اینا هم راه افتادیم سمت شهرداری و تقریبا همه کتاب فروشی هارو گشتیم.
معمولا غروب دست فروشا بساط شونو تو شهرداری پهن میکنن و ماهم با کلی عشق و جیب خالی محصولاتی که اکثرا دست ساز بود و نگاه کردیم و رد شدیم💅🏻.
شبم برگشتیم خونه، فوتبال دیدیم، شام خوردیم و امروز صبحم باهم برگشتیم روستا.
خیلی خوش گذشت خدایی.
آقا یه چیزی بگم
من یه فیلم ترکی شروع کردم به دیدن و هرکی میفهمه اینجوریه که:
توووووو؟؟؟؟؟؟
تو فیلم ترکیییییی؟؟؟؟؟
هدایت شده از سـو
بچه ها برید از اون چیزی که لایفلاینتونه ،محصول ، اشیا یا حالا هر چیز دیگه ای که بدون اون حس میکنید زندگیتون لود نمیشه و واقعا جزو نیازمندی هاتونه رو ، عکس بگیرید*
پستش کنید توی چنلتون، لینک این پیام رو هم کنارش بذارید یا فورواردش کنید، بعد تگتون رو برام بفرستید تا توی چنل منتشرش کنم. ⭐
- @Mahaii_i
بزن بریم ببینیم هرکی به چی وصله!