امروز با خانواده همسر رفتیم گردش.
اول رفتیم حرم سید جلال الدین اشرف زیارت و یکمم بادوم خریدیم و بعد رفتیم سمت پارک ساحلی.
ناهار جوجه داشتیم و تو راه کلی جیغ و داد زدیم.
تا رسیدیم بعد پهن وردن زیلو و گذاشتن وسایل رفتیم اطراف بچرخیم و من بعد دیدن تاب و سرسره از کالبد خودم خارج شدم و به سمتش پرواز کردم.
یکم سرسره بازی کردیم و چرخ زدیم و بعد رفتیم ناهار خوردیم.
بعد ناهار یه خورده استراحت کردیم، (این بین متاسفانه خواهر شوهرم زمین خورد و مجبور شد کل لباسش و عوض کنه) و رفتیم سمت شهربازی. از اونجا که وسایلش ایمن نبودن(الحمدالله) وسیله خطرناک ننشستیم و رفتیم سمت اتاق بازی و اونجا یه دست تیر اندازی، دو دست بسکتبال و یه دست تیر اندازی با بچه ها بازی کردیم که خیلی چسبید.
آخرش هم یه دست پانتومیم زدیم و اومدیم خونه.
جدی خیلی خوش گذشت واقعاا چسبید.
۱۴۰۵/۶/۸