eitaa logo
برگ زیتون🌿
12.7هزار دنبال‌کننده
790 عکس
135 ویدیو
45 فایل
✨کانها کوکب درّی یوقد من شجره مبارکه زیتونه لاشرقیه و لاغربیه 💌من آن درخت مبارکم، فاطمه(س)شاخه آن و علی(ع)پیوند آن، حسنين(ع) ميوه‌های آن و شيعیان ما برگ‌های آن🌿 ✍یادداشت‌های یک زن مهندس دانشجوی خانه‌دار صاحب‌کسب‌وکار عاشق تاریخ 📢تبلیغات: @tab_zeitoon
مشاهده در ایتا
دانلود
دیدین الان مثلا دولت سن ازدواج تعیین میکنه و میگه مثلا ازدواج دختر زیر x سال ممنوعه و ثبت نمیکنیم و فلان؟ اون زمانم همینطور بوده. دخترایی که دیگه آماده ازدواج بودن باید لباساشون یه ویژگی خاص میداشت. تعیین این سن و این ویژگی و اینا هم به عهده رییس دارالندوه یعنی جناب قصی بود این مثالو زدم که مطابق با جامعه امروز بسنجین و ببینین چه میزان جزیی حکمرانی میکردن
بقیه اقدامات جناب قصی اینا بودن: ساخت مشعرالحرام که الانم کسایی که میرن طواف کعبه اونجارو میبینن و تو قرآنم اومده خدا رو در این مکان یاد کنید خونه کعبه در اون زمان، سقف نداشت. جناب قصی برای خونه کعبه سقف ساخت (خلاف خرافه‌ها) و دیوارهای کعبه رو دوبرابر طول داد. در واقع یکی از افرادی که بازسازی کرد کعبه رو ایشون بود. بعد حضرت اسماعیل، حدود حرم از بین رفته بود، کار دیگه‌ای که جناب قصی کرد، بازسازی این حدود و علامت گذاری بود تا مشخص باشه تا کجا حرمه و کارهای مربوط به حرم انجام بشه. جناب قصی بعد ۸۰ سال از دنیا رفتن و توی قبرستان حجون، که اولین قبرستان مکه بود و بعدها به قبرستان ابوطالب معروف شد دفن شدن.
جالبه بدونین که جناب قصی، هم جد حضرت پیامبر (ص) و هم جد حضرت خدیجه(س) محسوب میشن:) ایشون مردم رو به خصوص از بت پرستی، خیانت و شراب خوردن پرهیز میدادن و میگفتن خویشتن واقعی خودتون رو گرامی داشته باشین! یکی از جملات حکیمانه ایشونم اینه؛ هر کس فرومایه‌ای را بزرگ دارد، شریک پستی او گشته است و هر کس کار زشتی را نیکو پندارد، شریک زشتی آن شده است و هر که بزرگواری شما اصلاحش نکند، پس خواری‌اش را به او بنمایانید، که دارو ریشۀ درد را می‌کند.
بعد از درگذشت ایشون که پایه گذار حکومت قریشیان در مکه و اون قدرتی که بعدها برای حمایت از منجی و موعود یعنی پیامبراکرم استفاده شد، بودن، میراثشون به فرزندشون رسید و اون کسی نبود جز عبدمناف. اسم اصلی عبدمناف، مغیره بود و انقدر زیبا بود که قمرالبطحاء نامیده میشد...
میخواستم امروز ماجرای جناب عبدمناف رو بگم، اما قبلش بیاین یه چیزی رو باهم بررسی کنیم! احتمالا شما تاحالا شنیدین که وقتی یه نفر خیلی کار خوب میکنه یا حرفای خوبی میزنه، میگن باور نکنین بابا اینا بخاطر اینه نماینده مجلس بشه! اینا همش بخاطر قدرته! و با این که طرف دنبال قدرته، سعی میکنن حرفاشو بی اثر کنن. قطعا منظورم افرادی که سواستفاده و ریا میکنن نیست!
جناب عبدمناف جد سوم پیامبر اکرم به حساب میان اسم ایشون مغیره بود و به دلیل شدت زیبایی، به قمر البطحاء شهره بودن. بطحاء اسم سرزمین‌هایی بود که اون زمان اونل ساکنش بودن. اصلا به قریش میگفتن قریش البطایح! بعد از وفات جناب قصی بن کلاب که ماجراشون رو گفتیم، بین عبدمناف و عبدالدار، فرزندان ایشون در مناصب مکه اختلاف پیش اومد. حالا بعضیا میگن نه پیش نیومد ولی تاریخ روایت میکنه که اومد! و جالب اینکه بیشتر خانواده‌های حنفی طرف عبدمناف بودن و میگفتن تمام این مناصب رو عبدمناف باید به ارث ببره‌. در این که جناب قصی واقعا چه وصیتی کرده بود شک هست. بعضیا میگن مسائل مربوط به جنگ و پرده داری خونه خدا به عبدالدار رسید و الباقی به عبدمناف و بعضیا میگن همه چی به عبدالدار و بعضیا میگن نصف نصف شد. بهرحال دو برادر قبول نداشتن و سر این مناصب دعواشون شد.
ی چیزی بگم؟ خیلی جالبه که بعضی منابع سنی میگن بهره هوشی عبدلدار کم بود ولی قصی فقط چون دوسش داشت بهش منصب داد😐😐 خب غیرمنطقیه دیگه بخصوص که ما میدونیم جناب قصی چه قدر حکیم بودن. بهرحال بحث شد و مناسب بین عبدالدار و جناب عبدمناف تقسیم شد. بیشتر فرزندان عبدالدار هم بعدا مقابل پیامبر ایستادن و در نقشه‌های قتل ایشونم نقش داشتن ریاست دارالندوه و تصمیم گیری امور نظامی رسید به عبدالدار و مسائل مربوط به حاجیا، کعبه، ریاست قریش و ... رسید به عبدمناف!
حالا جالبه ما بعدا میبینیم که فرزندان عبدمناف بسیار از نفوذ بیشتری برخوردار بودن و به آقایی عرب رسیدن. حالا میرسیم به اونجاها. یکی از کارای جناب عبدمناف اجرای پیمان احابیش بود‌. پیمانی که به موجب اون قریش متحدتر شدن و قول دادن در برابر اونچه که رخ میده از هم دفاع کنن. این پیمان اتحاد داخلی رو مستحکم تر کرد. در مورد خود جناب عبدمناف چیز زیادی من پیدا نکردم، اما نام فرزندان ایشون برای شما آشناست! عبدمناف علاوه بر یکتاپرستی و تشویق مردم به این راه و ادامه‌ی مسیر پدرش قصی، به سخاوت و صله‌ی رحم مشهور بود، طوری که به ایشون لقب فیاض دادن. اسم فرزندان ایشون عمرو، عبدشمس، مطلب و نوفل بود. اما عمرو بعدا ملقب میشه به اسمی که برای ما خیلی آشناست: هاشم! و بنی هاشم از اینجا شروع میشن!
بعضیا میگن هاشم و عبدشمس دوقلو بودن. موقع دنیا اومدن، انگشت هاشم به پیشونی عبدشمس چسبیده بود. بعضیا میگن با شمشیر جدا کردن و بعضیا میگن رفتن یه جادوگر یهودی جدا کرد! بعد گفت بین این دو فرزند تا ابد، خون جاریه! و به همین دلیل بنی هاشم و بنی عبدشمس، یا بهتر بگیم، بنی امیه همیشه با هم در جنگ بودن! چون امیه در واقع پسر شمس بود و دشمنی ابدی بین بنی هاشم و بنی امیه یا بنی عبدشمس از اینجا شروع شد
داستان جالب و هیجان انگیزیه نه؟ ولی دروغه!
اولا هرگز خاندان رسول الله به یهودیان و جادوگران مراجعه نکردن (بجز یک مورد که هاشم، به اصرار امیه میره و امیه خیط میشه و دراینده تعریف میکنم) دوما امیه اصلا بچه‌ی عبدشمس نیست! در واقع نسب یکی مثل یزید اینطوری بیان شده: یزید بن معاویه بن ابوسفیان بن حرب بن امیه بن عبدشمس اما این نسب غلطه! امیه هرگز فرزند عبدشمس نبوده بلکه غلام یهودی‌ای بوده که در سفری که عبدشمس به شام داشته، به اون هدیه میشه!
جالبه بدونین مادر امیه یهودی بوده مادر یزید هم یهودی بوده! اینجای تاریخ بود که شجره‌ی ملعونه اومد و دقیقا در کنار شجره مبارکه‌ لونه کرد!