بعضیا میگن هاشم و عبدشمس دوقلو بودن.
موقع دنیا اومدن، انگشت هاشم به پیشونی عبدشمس چسبیده بود.
بعضیا میگن با شمشیر جدا کردن و بعضیا میگن رفتن یه جادوگر یهودی جدا کرد!
بعد گفت بین این دو فرزند تا ابد، خون جاریه!
و به همین دلیل بنی هاشم و بنی عبدشمس، یا بهتر بگیم، بنی امیه همیشه با هم در جنگ بودن!
چون امیه در واقع پسر شمس بود و دشمنی ابدی بین بنی هاشم و بنی امیه یا بنی عبدشمس از اینجا شروع شد
اولا هرگز خاندان رسول الله به یهودیان و جادوگران مراجعه نکردن (بجز یک مورد که هاشم، به اصرار امیه میره و امیه خیط میشه و دراینده تعریف میکنم)
دوما امیه اصلا بچهی عبدشمس نیست!
در واقع نسب یکی مثل یزید اینطوری بیان شده:
یزید بن معاویه بن ابوسفیان بن حرب بن امیه بن عبدشمس
اما این نسب غلطه!
امیه هرگز فرزند عبدشمس نبوده
بلکه غلام یهودیای بوده که در سفری که عبدشمس به شام داشته، به اون هدیه میشه!
جالبه بدونین مادر امیه یهودی بوده
مادر یزید هم یهودی بوده!
اینجای تاریخ بود که شجرهی ملعونه اومد و دقیقا در کنار شجره مبارکه لونه کرد!
امیه شر به تمام معنا بود
در مورد پدرش من هرچی گشتم هیچی پیدا نکردم، ولی احتمالا ولدالزنا بوده.
اون همراه عبدشمس، برادرِ هاشم، به قریش میاد و اونجا بزرگ میشه و پسرخوندهی عبدشمس میشه.(نمیدونم چرا عبدشمس اینکارو میکنه!)
و این سنت غلط اعراب بوده که پسرخونده رو مثل پسر حساب میکردن و پیامبرم با این رسم جنگیدن(داستان ازدواج زید و زینب)
امیه از بچگی از کاروانای حاجیا که به مکه میومدن دزدی میکرد!
زن خودشو به ازدواج پسرش دراورد و اونا بچه دار شدن!! از شراب و انواع زنای کثیفم چیزی رو رد نمیکردن
معاویه که دیگه معروف بود به اینکه ابن الجماعته! ابوسفیان گردنش گرفته فقط!
میگن وقتی رسول الله خواب دیدن بنی امیه قراره بر منبر ایشون قرار بگیرن، ناراحت شدن و کسی ایشونو خوشحال ندید.
تا اینکه این آیه که لیله القدر خیر من الف شهر نازل شد و ناراحتیشون برطرف شد
تو روایات اومده، لیلهالقدر به مادرِ ما، هستیِ ما، فاطمهی زهرا(س) اشاره داره و الف شهر، هزارماه، دقیقا طول خلافت بنیامیهست!
اونا کلا هزارماه روی منبر رسول الله نشستن.
خدا گفت یه فاطمهای ظهور و بروز میکنه که اثرش در طول تاریخ از ۱۰۰۰ ماه فرمانروایی اینا پر خیر و برکت تره!
خب حالا این چیش مهمه که بنی امیه قریشی نیستن؟
چون از پیامبر روایت و حدیث داریم که اهل سنتم قبولش دارن، که ائمه بعد پیامبر ۱۲ نفرن و همه از قریش!
خب، عثمان(بله عثمانم از بنی امیه بوده)، معاویه، یزید و الباقی بنی امیه هیچکدوم از قریش نیستن!
پس چطور میفرمایین اینا خلیفهان؟!
و اما شخص جناب هاشم:)
از اینجا به بعد، روایت ما بسیار پیچیدهتر و طولانیتر میشه!
و بسیاااررر جذابتر!
صرفا یه مقدمه میگم و انشاالله ادامش فردا.
سوره قریش رو خوندین دیگه!
ایلافهم رحله الشتاء و الصیف
بنیانگذار این رحله الشتاء و الصیف کسی نیست جز شخص جناب هاشم، جد دوم پیامبر!
#پیام_شما
سلام
چرا لقب یکی از اجداد پیامبر عبد مناف بوده؟ میدونم اسمشون چیز دیگه بوده ولی مگه لقب رو بر اساس شهرت به کسی نمیدن؟
اول اینکه درسته اسمشون چیز دیگهای بوده
دوم اینکه نه بر اساس شهرت نمیدن صرفا، گاهی بر اساس علاقهشون لقب میدادن!
مثلا فکر کنین ما با یکی خیلی حال کنیم بگیم یارو انگار بچهپیغمبره! یا طرف انگار امامزادس! از بس خوبه! حالا واقعا هست؟ خب نه!
تو جاهلیتم اینطوری بوده. با یکی خیلی حال میکردن میگفتن یارو انگاری بندهی فلان بته!
روش دیگه مثلا جناب عبدلمطلب اسمشون شیبه الحمد بوده!
ولی چون تظاهر میکردن غلام عموشونن، به این نام عبدالمطلب معروف شدن!
درمورد جناب عبدمناف اصلا اینطور چیزی نیومده و ما نمیدونیم چرا و به چه دلیل معروف شدن به عبدمناف، برا همین خیلیا این القابو ساختگی میدونن صرفا برا ضربه زدن به اون شجره پاکی که شیعه عقیده داره.
وگرنه القاب اصلی ایشون فیاض و قمرالبطحاء ذکر شده. دلیلشم فیض و بخشش بالا و صله رحم و زیبایی زیادشون بوده.
برخی میگن اصلا عبدمناف نمیگفتن تو زمان خودشون بهشون. بعدا رایج شده. الله اعلم!