بتها و کاهنا و تمام نیروهای شیطانی جمع میشن و قرار میشه یک گاو قربانی کنن
اون زمان قربانی کردن با سوزوندن قربونی بوده. الیاس میگه اگر خدای شما قادره، این قربانی رو بپذیره! یعنی آتش بیاره و بسوزونتش. اونام میپذیرن چون آیین قربانی اونام به همین شکل بوده. کاهنا مدت زیادی دعا میکنن و اتفاقی نمیفته
کاهنا برای جلب توجه بت ها، به خودشون لطمه میزدن. اینجا هم با خنجر و نیزه و فلان کلی زخم ب خودشون میزنن ولی طوری نمیشه! نهایتا رها میکنن و میگن نمیتونیم
الیاس دستور میده روی گاو، آب بریزن. اینقدر آب میریزن که دورش پر آب میشه. این کارو میکنه تا همه بدونن معجزهست نه جادو و شعبده. بعد با یک بار درخواست از خدا، آتیش میاد و قربانی رو میبره!
مردم بنی اسراییل مجدد ایمان میارن و فریاد میزنن یهوه خداست!
اخاب توبه میکنه، ایزابل رو میکشه و بت هارو سرنگون میکنه و تمام معبدا رو نابود میکنه.
جالبه حتی درموردش گفته شده که پشمینه پوش میشه و عبادت میکنه.
اما حکومت رو به الیاس واگذار نمیکنه!!!
برا همینه که میگن آخرین چیزی که از دل انسان خارج میشه، حبِ جاهه!
الیاس (ع) معجزات دیگهای مثل شکافتن آب، راه رفتن روی دریا و... هم داشته. به عقیده ما ایشون هنوز زندهست و همراه خضره. پس از الیاس، حضرت الیسع به پیامبری میرسه. الیسع کودکی بوده که الیاس در زمان غیبتش از یک بیماری لاعلاج نجاتش میده.
بعد از حضرت سلیمان، حکومت ایشون توسط سردارش به نام یربعان تجزیه شد
دو حکومت شدن یکی حکومتی به مرکزیت اورشلیم به نام یهودیه و حکومت دیگه ای که وسیع تر بود به نام افرائیم
اگر یادتون باشه تو یوسف پیامبرم اسم پسر حضرت یوسف افرائیم بود
یهودیه شامل دو سبط از بنی اسراییل بود
و حکومت افراییم شامل ده سبط دیگه
حکومت افراییم کلا از همون اول بتپرستی بود! یعنی از بیخ😂از همون اول معبد درست کردن برا اجنه و پرستیدنشون
و خب اسم پایتختشونم سامره بود و پادشاهانشم از نسل سامری ملعون!
خب این سامریزم که تا الان تو بدنه بنیاسراییل پنهان بود، اینجا دیگه حکومت تشکیل داد و قوی تر شد.
شاید چیزی درمورد جریان سامریزم ندونین، بطور خلاصه میشن همون نسل سامری و پیروانش که به پرستیدن اجنه و شیاطین و مخالفت جدی با جبهه حق مشغول بودن.
یهودیه به مرکزیت اورشلیم وضعش بهتر بود. اونجا هم جن میپرستیدن و جن خطرناکی هم، اما در گوشه کنار و به صورت مخفیانه! تو کتاب اشعیای نبی داستان وضع فجیع بنیاسراییل تو اون دوره اومده که زن به طور رسمی کارگر جنسی میشه و بچهها برای اجنه قربانی میشدن.
حالا ما کاری به انبیای این دوره نداریم و صرفا به لحاظ تاریخی بررسی میکنیم.
این دو حکومت بنیاسراییلی، علیرغم همخون و همدین بودن به شدت دشمن هم بودن و مدام به هم میپریدن! منتها هردو تحت حکومت آشوریان بودن و بهشون باج میدادن
زمانی قبل از ظهور حکومت مادها و در اوج آشور، حکومت افراییم با چند حکومت تحت سلطهی دیگه از آشور تصمیم گرفتن دیگه خراج ندن و از زیر سلطه آشور بیرون بیان و برن مستقل شن!
حکومت یهودیه از این تصمیم باخبر شد و فکر میکنین چیکار کرد؟
پادشاهشون اخاذ، رفت پیش پادشاه آشوریا و گفت من به دین توام!(اونا بتپرست بودن) و برات خبری اوردم به رسم همکیش بودن!
حکومت افراییم میخواد علیه شما بجنگه!! یعنی داداشای خودشو لو داد!! حتی جلوی بت اونا قربانی کرد و تمام طلای یهودیه رو بهش داد!
پادشاه آشور اول در نتیجهی این خبر به اون حکومتها حمله کرد و اسباط دهگانه در حکومت افراییم رو بعد سه سال محاصرهی سامره با خاک یکسان کرد!
مردمش چی شدن؟ همه برده شدن!
توسط کی؟ کی این اسباط دهگانه رو به بردگی گرفت؟! خود بنیاسراییلیا در حکومت یهودیه!!!!
کی میگه فامیل گوشتتو میخوره استخونتو دور نمیندازه؟😐
از اینجا به بعد دوتا اتفاق افتاد
۱_ تنها جایی که باقیموند، یهودیه بود و از اینجاس که ما به جای واژهی بنیاسراییل، از واژهی یهودیان استفاده میکنیم!
۲_اسطورهی اسباط گمشدهی بنیاسراییل از اینجا پیش اومد
الان هرچی میشه و یهودیا سمت هر ملتی که میخوان برن، میگن اینا اسباط گمشدهی مان! اینا از ما هستن! و اینو درمورد چینی و کرهای گفتن تا امریکایی! یعنی هرجا نفعشون بچربه! درحالی که خودشون اونارو به بردگی گرفتن و خودشون نابودشون کردن. این ادعاشونم درحد یه افسانه و اسطوره نیست بلکه واقعا در جوامع بینالمللی امروزی به عنوان یک ادعای موثق جا انداختنش!
حالا یه کمی میریم جلوتر و میرسیم به بعد از حکومت آشور، اوج حکومت ماد و تضعیف یهودیه!
نظم نوینی در جهان شکل گرفته بود و چند قدرت سرکار بودن. ماد، بابل، مصر و اونوریا.
در بابل بختالنصر سرکار بود و در ایران هوخشتره حاکم ماد. هوخشتره دختر خودش آمیتیس رو داد به بختالنصر حاکم بابل و یک قطب در دنیا به وجود اومد
اونور هم مصر با شرکای خودش قطب دیگهی ابرقدرتی رو در دنیا تشکیل داد.
همیشه در نظمهای جهانی حکومتای کوچیکتر باید طرف یکی از دوقطب رو میگرفتن( اینجاست که شعار نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی معنای تاریخی خودشو خوب نشون میده😂)
یهودیه همیشه به خاطر اون گذشتهی یهودیا در مصر و علاقشون به ابهت مصر، به مصر پیوستن علیرغم اینکه از جهت جغرافیایی به بابل نزدیکتر بودن!
در اون برحه حساس تاریخی، قدرت ماد و بابل بر قدرت مصر چربید. بختالنصر مصر رو شکست داد و سودای فتح پادشاهیای کوچیک طرفدار مصر به سرش افتاد، از جمله؛ یهودیه.
تو کتابای یهودیا بختالنصر طوری جلوه داده شده که همهی اورشلیم رو به خاک و خون کشیده، اما در واقع اینطور نبود! یعنی خیلی ماجرا ملوتر از روایت یهودیاس. بخت النصر دوسال اورشلیم رو محاصره کرد و وقتی حکومت از درون فلج شد، شکستش داد و اشیای قیمتیش رو با خودش برد.
یهویاقیم، پادشاه یهودیه فرار کرد و بخت النصر، برادرش صدقیا ( و یا به روایتی پسرش) رو به پادشاهی اورشلیم تحت نظارت بابل رسوند
اما صدقیا باز هم نپذیرفت و خواست با دست خالی بجنگه که این بار بختالنصر کلا حکومت اونجارو نابود کرد و خانوادهی سلطنتی رو همراه خودش به بابل آورد!
خونواده سلطنتی برخلاف سرپیچی، عزت و احترام داشتن و بختالنصر در بابل بهشون سخت نگرفت(به خود یهودیا چرا)
اما بختالنصر تنها خونواده سلطنتی رو نیاورد! اون تمام کاهنان معابد یهودیه رو آورد! معابدی که در اون ها به جای یهوه، خدای بنیاسراییل، اجنه و شیاطین پرستیده میشدن! به همراه مادر و همسر پادشاه که دو زن قدرتمند و مغز متفکر جریان پرستش اجنه بودن!
بختالنصر، خطرناکترین ویروس تاریخ حکومتهای شرقی رو با خودش اورد
در واقع نفوذ یهود در حکومتهای شرقی و به ابتذال کشیدن ادیان شرقی از اینجا شروع میشه!
اونا حتی تا چین و کرهی امروزی رفتن و آیینهای جنپرستی رو وارد مناسک اونا کردن، در حکومتهاشون وارد شدن و قدرت گرفتن، تحریفهای بزرگ برجای گذاشتن و داستان خودشون رو به خورد دنیا دادن...