eitaa logo
برگ زیتون🌿
12.7هزار دنبال‌کننده
778 عکس
132 ویدیو
45 فایل
✨کانها کوکب درّی یوقد من شجره مبارکه زیتونه لاشرقیه و لاغربیه 💌من آن درخت مبارکم، فاطمه(س)شاخه آن و علی(ع)پیوند آن، حسنين(ع) ميوه‌های آن و شيعیان ما برگ‌های آن🌿 ✍یادداشت‌های یک زن مهندس دانشجوی خانه‌دار صاحب‌کسب‌وکار عاشق تاریخ 📢تبلیغات: @tab_zeitoon
مشاهده در ایتا
دانلود
ولی مریم که در اون مرتبه بوده، میتونسته متوجه بشه که رزقش دقیقا چیه؟ برا همین دقیق جواب میده: قالت هو من عند‌الله! ان الله یرزق من یشاء بغیر حساب توی قرآن همه‌چی دقیقه، مریم در جوابِ هذا(اشاره به بی‌جان) که زکریا میگه، از هو (اشاره به یک مرد) استفاده میکنه در واقع رزق مریم بالاتر رفتن سطحش و بهره‌برداری از معلمی بود فراتر از زکریا که داشت بهش درس یاد میداد و به همین علت، زکریا دیگه به مریم درس نداد! بلکه توی این آیه زکریا از مریم یادگرفت! یادگرفت که "خدا به هرکس بخواد بی حساب رزق میده، یعنی زکریا، توهم برو از خدا بخواه که بهت بده"
اما اون معلم کی بود؟ یه خطبه هست از امیرالمومنین به نام خطبه البیان که برخی از علمای شیعه اونو منسوب به امیرالمومنین نمیدونن و میگن سندش ضعیفه اما اونجا امیرالمومنین میگن انا موضح مریم! من توضیح دهنده‌ی مریمم! یعنی همون کسی که به مریم آموزش میداد
به جز این دلیل، یه دلیل دیگه‌ام هست. توی آیه ۴۳ سوره آل عمران خدا به مریم(س) میفرماد و ارکعی مع الراکعین همراه رکوع کنندگان، رکوع کن! خب این آیه خیلی بحث برانگیزه چون نماز بنی‌اسراییل مثل نماز ما رکوع و سجود نداشته اما در تفسیر آیه ۴۳ سوره بقره که اونجا هم به بنی‌اسراییل گفته شده همراه راکعین رکوع کنید، گفته شده منظور از را‌کعین پیامبر(ص)، حضرت امیرالمومنین(ع) و حضرت خدیجه‌ی کبری(س) هستن! در واقع زمانی که مریم (س) میخواد فرزندشو ببره پیش بنی ‌اسراییل، خدا بهش میگه از این افراد تبعیت کن و همراهشون عبادت کن. پس با این موید قرآنی میتونیم نتیجه بگیریم حضرت مریم(س) تحت تعلیم نور مقدس محمد و آل محمد(ص) بودن و زکریا هم بعد میره دنبال همین رزق..‌!
حضرت زکریا وقتی میبینه مریم به چنین سطحی از معرفت رسیده میره به محراب خودش تا رزق خودش رو از خدا بگیره. اون از خدا ملاقات کلمات و خمسه طیبه رو میخواد وقتی به درک عالی از اهل بیت رسید، از خدا خواست که سوالی رو جواب بده، اینکه چرا وقتی اسمِ محمد، علی، فاطمه، حسن رو میاره شاد میشه ولی با نام حسین بغض گلوش رو فشار میده؟ و اینجا خدا با چند حرف جوابِ زکریا رو میده: کهیعص زکریا در مرحله‌ای از ذوب در حق بوده که با همین ۵ حرف، درکِ اتفاقاتی که قراره بیفته پیدا کرد و متوجه شد چرا با نام حسین(ع) بغض می‌کنه. کهیعص، آیه‌ی اول سوره‌ی مریمه! همون آیه‌ای که به زکریا راز مهم رو گفت. هزاران سال بعد دونفر این آیه رو به یک شکل تفسیر کردن؛ یکی امیرالمومنین برای حضرت زینب، که فرمودن دخترم این آیه قصه‌ی توست و دیگری امام مهدی(عج) در سن کودکی برای سعد‌بن عبدلله قمی این تفسیر به این شکل بود؛
ک: کربلا ه:هلاکت عترت (اهل بیت پیامبر) ی: یزید ع: عطش ص: صبر و خداوند با این کلمه‌ی مخفف، تمام اتفاقات کربلا رو به قلب زکریا نشون داد و زکریا متوجه شد چرا با نام حسین(ع) غمگینه! زکریا از شدت غمی که بهش وارد شده تا چند روز در داخل بیت المقدس میمونه و برای اباعبدالله الحسین(ع) عزاداری میکنه...
بعد از اون، زکریا باز دعا میکنه ولی دعاش فرق داره این بار، دعای یه عاشقه عاشقِ اباعبدالله این بار از خدا میخواد فرزندی بهش بده که شبیهِ حسین باشه:) حتی شبیهِ حسین به شهادت برسه زکریا میخواست تو چشیدن داغ فرزند، کمی حالِ حضرت محمد(ص) و امیرالمومنین و فاطمه(س) رو درک کنه... پس خدا رو قسم میده: اللهم یا حمید به حق محمد یا عالی به حق علی یا فاطرالسماوات و الارض به حق فاطمه یا محسن به حق حسن و یا قدیم الاحسان به حق الحسین ... که وقتی قسمش به نام مبارک امام حسین(ع) میرسه فوج فوج فرشته به بشارت نازل میشن که خدا دعای تورو مستجاب کرد و به برکت حسین، پسری در سن پیری به تو و همسرت میده که آقا و سید قومت خواهد بود و تصدیق کننده‌ی کلمه‌ی الهی :)
خداوند به زکریا مژده میده که قراره فرزندی به نام یحیی داشته باشه حضرت یحیی که زنده‌کننده‌ی کالبد بی‌جانِ بنی‌اسراییل بود، اولین کسی بود که به این نام نامیده شد امروز اسم "جان" که بین انگلیسیا رایجه از یحیی گرفته شده مثل امام حسین ۶ ماهه دنیا اومد مثل ایشون به شهادت رسید و مثل ایشون بیدار‌کننده بود.
اما تولد یحیی هم به همین زودی نبود در واقع بعد از بشارت دادنِ زکریا به تولد یحیی، ۵ سال طول کشید تا ایشون دنیا بیان میبینین چقدر امتحانِ انبیای الهی سخته؟! :) نشونه‌ی این تولد هم این بود که زمانی که نزدیک شد، زکریا نمیتونست تا ۳ روز با مردن حرف بزنه، الا به زبون رمز! و بعد از ۵ سال انتظار، بعد از ۶ ماه بارداری یحیای وعده‌داده‌شده که قراره مصدّقِ مسیح و یادآور عهد به بنی‌اسراییل باشه، دنیا اومد.. امام صادق(ع) میفرمان اهل آسمون مشتاق‌تر از اهل زمین بودن و به محض دنیا اومدن ایشون رو برای زیارت فرشته‌ها به بالا بردن، کامشون رو با آب نهر‌های بهشتی برداشتن و شادی کردن، چرا که یحیی نمونه‌ی کوچکی از حسین(ع) بود:)
برید داستان تولد پیامبر(ص) رو از لیست کانال بخونید مرور کنید. من خودم هروقت یادم میادش پر ذوق میشم چرا که خدا، یحیی و مریم و عیسی و ...‌ همه رو آورده‌ تا مژده‌ی اومدن احمد(ص) رو بدن:) خب چون دیروقته، فکر کنم تا اینجا کافی باشه بازم به داستان بارداری مریم(س) و تولد عیسی(ع) نرسیدیم😅 اونم به نوبه‌ی خودش پر‌ از چیزای جالبه اما بزارید به عنوان حسن ختام امشب، به یه حدیث نورانی و کارگشا از حضرت امام صادق(ع) مهمونتون کنم: "کلنا سفن النجاة ولکن سفینة جدی الحسین أوسع وفی لجج البحار أسرع" همه‌ی ما اهل بیت کشتی‌های نجاتیم، ولی کشتی جدّم حسین علیه السلام وسیع‌تر و در عبور از امواج سهمگین دریاها سریعتر است. هر کس که روی عشق تو محکم حساب کرد درد جهان غم زده را کم حساب کرد... السلام علیک یا اباعبدالله الحسین❤
شش ماه بعد از تولد حضرت یحیی(ع)، نوبتِ تحققِ وعده‌ای که خدا به عمران داده بود رسید! یعنی تولد عیسی مسیح(ع) کسی که آخرین امید خدا به هدایت بنی‌اسراییل و بازگشت اونا به عهدی که با خدا بسته بودن(یعنی زمینه‌سازی ظهور محمد و آل محمد(ص)) بود! زکریا میدونست که مادرِ منجی بنی‌اسراییل مریمه اما مریم شوهر نداشت! یهودیا که عیسی (ع) رو دشمن درجه ۱ خودشون میدونستن، هرکاری کردن که این پاکی رو از مادرش یعنی مریم بگیرن! اونا بارها به مریم تهمت زدن که با یوسف نجار کار نامشروع کرده و بچه‌دار شده و حتی تهمت ارتباط نامشروع با زکریا رو هم زدن! ولی معجزه‌های مسیح باعث میشد تیرشون به سنگ بخوره
قرآن هم از حضرت مریم بارها با عبارت احصنت فرجها یاد میکنه که بدونن ایشون پاکدامن بود و از بسیاری از امتحانات الهی هم سربلند بیرون اومده بود. ولی خب یهودیا کار خودشونو میکردن و هنوزم با تحریفاشون ایشونو پیامبری جلوه دادن که نیست!
بهرحال؛ زمان تولد عیسی(ع) نزدیک شد:) این داستان رو همتون میدونین که روح القدس به مریم نازل شد و به ایشون پسری بخشید. بعد مریم از معبد بیرون رفت و به مکان شرقی رفت. عیسی رو به دنیا اورد و از زیر پاش آب روان و از نخل خشکیده خرما براش خرما ریخت. اما میخوام به روایت دیگه‌ای براتون این قصه رو بگم:)