امسلمه تصمیم گرفته بود کار کنه و خرج ۴تا بچشو دربیاره
چرا که قبیلهش مکه بودن و چون مسلمون بود، ازش حمایتی نمیکردن.
تا اینکه حضرت محمد(ص) به خاستگاری امسلمه رفت!
اما در کمال تعجب، ام سلمه خاستگاریِ پیامبر(ص) رو رد کرد!
وقتی حضرت دلیل رد شدن خاستگاریو پرسید، امسلمه ۳ دلیل آورد:
۱_ من مسن هستم و بهتره شما همسر جوان داشته باشین
۲_ من زنی غیرتمندم و این برای شما خوب نیست(چون پیامبر قبل امسلمه هم همسر داشتن و خانومی که روی شوهرش غیرتمند باشه، نمیتونه بپذیره اینو)
۳_من عیالوارم و باید مخارج این ۴ تا بچهی کوچیک رو تامین کنم!
پیامبر(ص) گفتن:
اگر تو سنت بالاست، من از تو مسنترم(آقا بیش از ۵۵سال داشتن)
اگر غیرتمندی، من دعا میکنم خدا این ویژگیو از تو بگیره تا اذیت نشی
و اگر عیالواری، هزینهی اولاد تو رو خودم به عهده میگیرم!
اینطور بود که امسلمه، خاستگاریِ پیامبر رو قبول کرد و شد:
امالمومنین؛ امسلمه!
تو عقیدهی شیعه، بافضیلتترین و گرامیترین همسرِ رسولِ خدا(ص)، بعد از امالائمه حضرت خدیجه(س)، جناب امسلمه هستن!
امسلمه بعد از ازدواج با پیامبر(ص) به منزل ایشون رفت. یکی از همسران پیامبر به نام زینب، فوت شده بود و امسلمه در منزل اون جای گرفت.
عایشه نقل میکنه که من وصف زیبایی امسلمه رو خیلی شنیده بودم و باعث شده بود به شدت بهش حسادت کنم! خودمو دلداری میدادم که حتما یه زیبایی عادی داره، اما وقتی دیدمش، متوجه شدم این زیبایی واقعا افسانهایه و بیش از پیش بهش حسادت کردم🤝
امسلمه در جاهای بسیار زیادی حتی در غزوهها و جنگها همراه پیامبر بود.
ایشون حدود ۴۰۰ حدیث روایت کرده و راوی بسیاری از احادیثِ ارزشمندِ شیعه، امسلمه است!
ایشون البته معصوم نبود و اشتباهاتی هم داشت که جزیی بود،(مثل درخواست پارچه یمانی از پیامبر قبل از جنگ، در شرایطی که ایشون شرایطشو نداشتن) میخوام بگم معصوم نبود، اما خدمات و فضائلش بسیار بالا بود و عاقبتشم نیکو بود
وقتی روزهای آخر عمر شریف پیامبر(ص) بود، ایشون در منزل امسلمه بودن. در بستر بیماری بودن و به هوش اومدن و گفتن برادر و دوست من رو برام بیارید!
ابوبکر و عمر و عایشه اومدن، اما امسلمه گفت منظور پیامبر(ص) از برادر و دوستشون، کسی جز امیرالمومنین علی (ع) نیست!
شما چرا اومدید؟!
بعد از شهادت پیامبر(ص)، امسلمه از امیرالمومنین(ع) حمایت کرد.
ایشون خلیفهی بعد از رسول رو حضرت علی(ع) میدونست و با ابوبکر و عمر بیعت نکرد.
همچنین در جریانِ غصب فدک، ایشون همراه حضرت زهرا(س) بود، با ابوبکر و عمر درمورد فدک دعوا کرد و بر سر اونا فریاد کشید که در مورد زهرا(س) چنین حرف میزنی؟(چون ابوبکر توهینی به حضرت کرد) او حوریهای در لباس انسانه و جلیلهای که هموزن نداره! فدک ارث ایشونه و با آیهی قرآن بهش بخشیده شده!
در اثرِ این دفاعِ امسلمه از ولایت امیرالمومنین و حق حضرت زهرا(س)، ابوبکر یک سال حقوق همسر پیامبر رو قطع کرد و ایشون رو تحت محاصره و سختی اقتصادی قرار داد تا تضعیف بشه....!
وقتی عثمان کشته شد و امیرالمومنین(ع) خلیفه شد، طلحه و زبیر عایشه رو تحریک کردن که به خونخواهی عثمان، با امیرالمومنین(ع) بجنگه و جنگ جمل برپا شد!
در این شرایط، امسلمه پیش عایشه رفت و بارها و بارها باهاش حرف زد و گفت یادت نیست پیامبر گفت چنین روزی میاد و در چنین روزی چنان نکن؟ انقدر گفت که عایشه منصرف شد، اما متاسفانه پسر زبیر(همون رضاکیانیان تو فیلم مختار) هربار خالهی خودش عایشه رو دوباره میشوروند!
ام سلمه میگفت عایشه! تو خودت به یاد داری عثمان فاسد بود! عثمان از تو آب خواست و خودت دریغ کردی، حالا تهمت قتلش رو به علی(ع) میزنی؟
امسلمه گفت حرمتامیرالمومنین رو نگه دار که رسول خدا تو رو به این توصیه کرده!
اما در نهایت فایدهای نداشت و عایشه جنگ رو علیه امیرالمومنین(ع) شروع کرد!
امسلمه دست دو پسرش، سلمه و عمر رو میگیره و نزد امیرالمومنین(ع) میره و میگه من عایشه رو نصیحت کردم، اما فایده نداشت!
حالا این ۲ پسرم که از جانم شیرینتر هستن رو به تو میسپارم که در این جنگ، یار و یاورت باشن!
عمر، پسر امسلمه فرماندهی لشگر امیرالمومنین در جنگ جمل شد و بعد هم استاندار ایشون شد..
از فرزندان امسلمه، زینب هم از بزرگان زمان خودش شد. ایشون رو از فقیهترین مردم زمان خودشون دونستن که شاعر هم بوده و از پیامبر هم احادیثی نقل کرده.
امالمومنین امسلمه، با حضرت فاطمه(س) هم رابطه نزدیکی داشتن. بعد از ورود ایشون به منزل پیامبر، حضرت زهرا در کنار ام سلمه زندگی میکردن و ام سلمه کلی حدیث ازشون نقل کرده. در ماجرای فدک هم که همراه ایشون بودن.
ام سلمه امینِ پیامبر(ص) هم بودن. پیامبر(ص) کتابی رو به ام سلمه سپردن و گفتن وصی من اینو ازت میگیره! امسلمه نقل میکنه نه ابوبکر و نه عمر حتی از وجود کتاب خبر نداشتن، اما علی(ع) اومد و اونو از من گرفت...
همچنین پیامبر(ص) امسلمه رو از نحوهی شهادت امامحسین(ع) آگاه کرده بود و رموز غیبی زیادی به ایشون گفته بود.
ایشون تربت کربلا رو به امسلمه داده بودن و گفته بودن وقتی دیدی این خاک خونین شده، بدون شهادت حسین(ع) رخ داده ...
وقتی که امام حسین(ع) بچه بودن، خیلی وقتا جناب امسلمه از ایشون مراقبت میکردن. زمانی که حضرت قصد رفتن به کربلا رو میکنن، امسلمه میگن نرو پسرم، من میدونم که این راه به شهادتت ختم میشه. امام هم میفرمایند میدونم مادر!
جالبه که در روایت هم امسلمه، امامحسین(ع) رو "پسرم" خطاب میکنن و ایشون هم به امسلمه میگن "مادر"
و این نشونهی عظمت این بانوی بزرگ و محبت بین این دونفره. در تاریخ هم نقل شده محبوبترین فرد برای امسلمه، امام حسین(ع) بودن.
امام قبل از رفتن به کربلا، امانتهای خودشونو به امسلمه سپردن و حضرت سجاد(ع) اونارو تحویل گرفتن. امیرالمومنین(ع) هم امانات زیادی رو به امسلمه میدادن.
وقتی امام حسین(ع) شهید شدن، امسلمه در خواب حضرت پیامبر(ص) رو دیدن و این خبر رو از ایشون شنیدن. وقتی بیدار شدن، اون تربت رو هم دیدن که خون آلوده و متوجه شهادت امامحسین(ع) شدن و به بقیه هم خبر دادن...
ایشون در عزای اباعبدالله بسیار گریه کردن و در مسجد پیامبر(ص)، یه چادر سیاه برپا کردن و برای امامحسین(ع) اونجا مجلس عزاداری برپا کردن...
مدتی بعد هم در حالی که عزادار اباعبدالله بودن، در سن ۸۴سالگی چشم روی دنیا بستن💚
این بانوی بزرگ و بافضیلت، واقعا تو تاریخ کم بهشون پرداخته شده.
اهل سنت نمیپردازن چون اقداماتِ این امالمومنین، در تضاد با عقاید اوناست!
اما موندم چرا شیعه به ایشون نمیپردازه؟
خانومی که همسر شهید بود،
همسر پیامبر(ص) بود،
مراقبت از حضرت فاطمه(س) رو به عهده داشت،
حسنین(ع) رو پرورش داد،
امیرالمومنین(ع) رو وصی میدونست،
در جریان فدک همراه حضرت زهرا(س) بود،
بهخاطر ولایت امیرالمومنین(ع) تحریم اقتصادی شد،
در جنگ جمل طرفدار امیرالمومنین(ع) بود،
پسراش رو به جنگ جمل فرستاد،
دخترش رو طوری تربیت کرد که فقیه شد،
وقتی معاویه امیرالمومنین(ع) رو لعن میکرد، نامه مینوشت و مخالفت میکرد و از جایگاه امیرالمومنین نزد پیامبر یاد میکرد،
امانتدار اهل بیت بود،
برای امام حسین(ع) مادری میکرد،
برای ایشون خیمه عزاداری برپا کرد و نقش مهمی تو آگاهی مردم داشت،
طبق احادیث ما هم بافضیلتترین همسر پیامبر، بعد از حضرت خدیجه(س)، ایشونه!
من موندم چرا شیعه اصلا به این خانوم توجهی نداره؟!