میدونید چرا تو جنگ تحمیلی اول با وجود اینکه هیچ امکانی نداشتیم پیروز شدیم؟
چون ظریف اون موقع آمریکا بود🤝 لطفاً بازم بفرستینش همونجا. دم پیری بره پیش فک و فامیلش.
یکی بود، یکی نبود، یه تاجر یهودی بود به نامِ لوئیس دو سنتاجل!
این بابا، خیلی وضعش خوب بود و با پادشاه و ملکهی اسپانیا رفیقشیش بودن.
یه روز میره پیش ملکهی اسپانیا و میگه مایکوئین! میدونی اگر بریم هندوستان چقدرررر پول درمیاریم؟
ملکه گفت عه چقدر خوب! کی میره؟
کریستف کلمپ که سالها بود بهش فکر میکرد، گفت من!
پادشاه گفت خوبه ولی پول نداریم
تاجر یهودی گفت ای بابا، کاری نداره که، پولشو من میدم!
میگن کلمپ میخواست بره هندوستان. اون فکر میکرد زمین کوچیکتر از این حرفاست و اگر بره به سمت غرب، از اونور میرسه به آسیا و هند!
اما اینطور نبود و یهو دید عه! سر راهش یه سرزمین جدید هست! اینطوری بود که امریکا کشف شد!!!
اما قطر زمین قبل از اون اندازهگیری شده بود و شواهدی مبنی بر وجود یه سرزمین دیگه و سرخپوستا در اون سرزمین، مدتها قبل از کلمپ وجود داشت...
در واقع، این خیلی ابلهانهست که فکر کنیم کلمپ نمیدونسته سمت چی میره!
در واقع، خیلیا میگن که سنتاجل یهودی، میخواست یه سرزمین جدید پیدا کنه تا یهودیا از اروپا برن اونجا.
این قوم وحشی، حتی تو اروپا هم بخاطر کاراشون منفور بودن. نیاز داشتن جای جدیدی باشه که اونجا زندگی کنن!
بعد از کلی تحقیق، فکر کردن خب، کجا بهتر از یه جای دور که ساکنینش هنوز تجهیزات خاصی ندارن و میشه رفت اونجا؟
بهجز سنتاجل، یه یهودی دیگه هم همراه کلمپ بود. لوئیس د تورس، یهودیای بود که بعنوان مترجم با کلمپ رفت!
اما اون زبان هندی بلد نبود، عبری و عربی بلد بود!! معلوم نیست چرا برای سفر به هندوستان باید همراه کلمپ مترجم عبری و عربی میرفت اما بهرحال، اون یه یهودی بود که در قالب مترجم رفت!
کلمپ گزارش سفرش رو قبل از اینکه به دربار اسپانیا بده، به سنتاجل یهودی میداد.
شما ممکنه بگین خب پولشو سنتاجل داده بود! بله درسته، ولی در قالب وام داده بود به دربار اسپانیا!
این اسپانیا بود که باید وام رو با سودش به سنتاجل برمیگردوند؛
اما کلمپ نامههاشو قبل از پادشاه، به سنتاجل میداد! گزارش مالی سفر رو هم به اون میداد...
دوتا یهودی دیگه هم هستن که خرج سفر کلمپ رو دادن:
گابریل سانچز
اسحاق آبرابانل
جفت اینا، یهودیایی بودن که تو دربار اسپانیا، در خزانهداری بودن! اونا هم از حامیان مالی و سیاسی سفر کلمپ بودن.
تمام این افراد، یهودیان مسیحی شده بودن، جز اسحاق آبرابانل که هرگز قبول نکرد مسیحی بشه.
بهشون میگفتن کنورسو!
یعنی تغییر دین داده!
اما آیا واقعا مسیحی بودن؟ خیر!
اونا نوعی یهودی بودن به نام یهودی مارانوس! یهودیایی که برای مخفی کردن خودشون به آیینهای دیگه درمیان.
کنورسوها هم تو طول تاریخ، بارها و بارها توسط کلیسا مورد تفتیش عقاید قرار گرفته بودن و بهشون گفته شده بود شما دارید یهودیت رو تبلیغ میکنید!
حتی یکی از بستگان سنتاجل که ادعا میکرد مسیحیه، کشف شد و به جرم کار علیه مسیحیت و ایمان دروغین و یهودی موندن، اعدام شد!
اون موقع تو اروپا جو خیلی علیه یهودیا بود. مجبور بودن وانمود کنن مسیحی هستن تا نفوذ کنن! حتی اسحاق آبرابانل که قبول نکرد مخفی بشه، اخراج شد!