توی اهل بیت، امام جعفر صادق اسمِ منحصر به فردی دارن. ایشون خودشون فرمودن که جعفر اسم رودی در بهشته!
لقب ایشون رو هم صادق گذاشتن به خاطر اینکه با جعفر کذاب اشتباه نشه.
قسّ بن ساعده یکی از معمرین(کسایی که زیاد عمر میکنن) عرب بود. اون از جمله افرادی بود که قبل از بعثت از روی نشونهها به پیامبر ایمان آورده بود و شرح حال ائمهی مارو تو کتب آسمانی قبلی خونده بود.
وقتی خدا رو قسم میداد میگفت به حق محمد(ص) و سه محمدِ همراهش و چهار علی و دو نوهی دنبالهروی او و آن بزرگوار منتسب به نبی و آن ارجمند درخشان و آن همنام موسی و فروتن!
که منظور از ارجمند درخشان، امام جعفر صادق هستن.
بعد شهادت امام محمد باقر (ع) مردم میگفتن بدبخت شدیم! چرا که دیگه کسی نیست که بتونه به صورت مستقیم بگه رسول خدا چنین فرمود یا چنان فرمود!
فرداش رسیدن نزد امام صادق(ع) ایشون که از پریشونی مردم آگاه بودن، شروع کردن به صحبت کردن، اما به جای اینکه بگن رسول خدا فرمود، مستقیما میگفتن خداوند فرمود! که این باعث شد دل مردم آروم بگیره که هنوز معدن علم در کنارشونه و منشا ربانی داره.
یه نکتهی جالب دیگه در مورد امام صادق اینه که ایشون نسب ایرانی دارن.
جدا از اینکه مادرِ امام سجاد(ع) ایرانی بودن، مادربزرگِ ام فروه ام ایرانی بودن. در واقع مادربزرگشون، خالهی امام سجادن، خواهرِ شهربانو!
بانو حدیث یا بانو سلیل، مادربزرگ امام زمان(عج)، در زمان غیبت نوهی بزرگوارشون وصی امام حسن عسکری عنوان شدن و در روایات شیعه از ایشون به عنوان مَفْزَعُ الشّیعه، یعنی پناهگاه شیعه یاد شده! همچنین ایشون واسطه بین امام و شیعیان هم بودن.
ایشون وصیت میکنن که تو منزل خودشون دفن شن. در زمان تشییع، جعفر کذاب حاضر میشه و میگه اینجا خونه ی منه، حق ندارید دفنش کنید اینجا!
اختلافات جعفر با مادرش به دلیل این بوده که بانو حدیث هرگز نپذیرفتن جعفر امام بعدیه.
در این زمان که جعفر داشته هیاهو به پا میکرده، امام زمان (عج) از بین جماعت تشییع کننده بیرون میان و میگن یا جعفر! دارک هی ام داری؟
اینجا خونهی توست یا خونهی من؟
اینجا جعفر به همراه سربازای خلیفه به میون جمع میرن تا حضرت رو دستگیر کنن ولی موفق نمیشن و بانو حدیث هم در منزلشون دفن میشن.
بزارید از تاریخ براتون بگم، تو طول تاریخم زیاد بوده ازین چیزا.
معروفه که امام حسن عسگری بخاطر شرایط امنیتی شدید اون دوران نتونستن حج برن.
خب رفتن به حج که یک رویداد مهم بوده خیلی برای شبکه اهل بیت مهم بود. از سراسر دنیا همه میومدن و جمعیت زیاد فرصت میداد ملاقاتهای مخفی بین اهل بیت و یارانشون در سراسر دنیا پیش بره و یه سری دستورات جدید ابلاغ بشه، توی همون مراسم کار فرهنگی شکل بگیره و غیره.
امام حسن عسکری به جای خودشون که تقریبا تحت بازداشت خانگی بودن، مادرشونو میفرستادن حج!
و بله همون زمانم یه عده میگفتن چرا یه زن از سامرا پاشه بیاد حج؟!
و البته به همینجا هم ختم نشد
امام حسن عسکری برای اینکه جان امام زمان و به قولی نرجس خاتون رو حفظ کنن، مادرشون رو وصی خودشون معرفی کردن.
برنامه این بود بعد شهادت امام، تا قبل از اینکه حکومت عباسی درگیر جنگ داخلی بشه، وجود حضرت مهدی (عج) به صورت رسمی از بیت امام اعلام نشه و فقط یه عده از نزدیکان میدونستن و یه عده ام موقع نماز بر پیکر ایشون دیده بودن حضرت رو.
وقتی حضرت به شهادت میرسن، بانو حدیث علم وصایت رو برمیدارن و به امور شیعه رسیدگی میکنن.
همینجا کلی از مردم احمق آل علی(ع) رو مسخره میکنن که زن رو چه به وصایت؟!
حتی شیعیان هم بخشیشون دچار تزلزل میشن!
تو تاریخ هست که یکی از شیعیان میره پیش حکیمه خاتون، دختر امام جواد و عمهی امام حسن عسکری که از بانوان بزرگ اهل بیت بودن و شاهد تولد امام زمان.
یه مردی از شیعیان بعد شهادت امام حسن عسکری، میرن به گله و شکایت که من چطور از امامی تبعیت کنم که یک زن رو وصی خودش کرده؟! زن که نمیتونه وصی باشه!
که حکیمه خاتون میگن همین طور که از امام حسین(ع) تبعیت کردین که وصایت خودش رو به دست یک زن یعنی زینب(س) سپرد تا از جان امام اون زمان حفاظت کنه و امور شیعیان رو بعد ایشکن رتق و فتق کنه!
میشنوم که بعضیا، تو روضهها میگن رباب خاتون، تازه عروس بودن.
اینطور نیست.
پدر ایشون نصرانی بودن و تو زمان خلیفه دوم مسلمون شدن
بعد اسلام، با امام علی آشنا شدن و از شیعههای خیلی معتقد شدن
بعضیا میگن خواب دیدن و بعضیام میگن نذر کردن، که دختراشونو به وصلت پسرای امیرالمومنین دربیارن.
سومین دختر، حضرت رباب بود.
اولین فرزند ایشون و امام حسین، دختری به نام آمنه بود که حضرت رباب به ایشون لقب سکینه دادن. امام حسین هم دخترشون رو سکینه صدا زدن و ایشون همون سکینه خاتونی هستن که میشناسیم و تو کربلا ۱۳ ساله بودن.
امام حسین (ع) اینقدر این همسر و دخترشون رو دوست دارن که براشون شعر گفتن!
مضمون شعر اینه: خانهای که رباب و سکینه در اون هستن رو دوست دارم، میخوام تمام اموالم رو فداشون کنم و سرزنشی در این عمل بر من نیست!
جای دیگه ام درمورد بانو رباب تو تاریخ اومده انها ام السکینه بنت حسین و کان الحسین یحبها حبا شدیدا...
همچنین ایشون درمورد سکینه خاتون، دختر بانو رباب عبارت خیره النسوان یعنی بهترین زنان رو به کار بردن.
جای دیگه هم درمورد ایشون میگن ان السکینه مستغرق فی ذات الله...
که اینا همه نشونهی تربیت بی نظیر حضرت رباب در مورد دخترشونه