eitaa logo
برگ زیتون🌿
13.4هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
209 ویدیو
49 فایل
✨کانها کوکب درّی یوقد من شجره مبارکه زیتونه لاشرقیه و لاغربیه 💌من آن درخت مبارکم، فاطمه(س)شاخه آن و علی(ع)پیوند آن، حسنين(ع) ميوه‌های آن و شيعیان ما برگ‌های آن🌿 ✍یادداشت‌های یک زن مهندس دانشجوی خانه‌دار صاحب‌کسب‌وکار عاشق تاریخ 📢تبلیغات: @tab_zeitoon
مشاهده در ایتا
دانلود
تکذیبای معروف فارس سابقه طولانی داره:)))
تأسیسات هسته‌ای نطنز، بخشیش یادگار ایشونه. موقع تست محصولات مهم،‌ چفیه مینداختن. ایشون خانوادشون مذهبی به معنی رایج نبود، خواهرشم ضد انقلابه! از همسر اولشونم جدا شدن بخاطر همین تضاد اعتقادات. اما خودشون همه وجودشون رو وقف رشد کشور کردن.
۲ تا نکته دارم درمورد این شهید؛ 1⃣ظرفیتامونو بشناسیم و شکوفا کنیم! خیلیا میان میگن نه ببین تو یا باید این رشته رو بخونی یا این یکیو! نمیشه که هردو! ایشون ظرفیت داشته، توان داشته، تو ارشد که ماها ۳۲واحد پاس میکنیم، ۲۵۰ واحد پاس کرده! اگر میخواست درگیر این کلیشه‌ها بمونه، یه کشور از یه استعداد پرورش یافته عقب میموند! توام همینطوری🤝شاید چندتا استعداد داری! شاید تو چند زمینه میتونی به کشور خیر برسونی! چرا گیر دادی فقط به یکیش؟ مثلاً فکر میکنی اگر مامان شدی دیگه یه مهندس خوب نمیتونی باشی یا اگر مهندس شدی دیگه دور شاعر شدنو باید خط بکشی؟!
2⃣ خانواده شهدا الزاماً خوب نیستن! شما کلی فرزندشهید، همسرشهید و سایر بستگان شهید می‌بینی که خلاف اسلام عمل میکنن، نه حتی خلاف اسلام! پس نمیشه گفت فلانی صرفاً چون همسر/مادر/فرزند شهیده پس همه‌ی کاراش و انتخاباش و... درسته. احترام داره ولی ملاک نیست🌸
اگر شرایط ناامیدتون کرده و اعصاب‌روان ندارین، امشب اینجا یه سری مطلب گذاشتم فکر کنم خوب باشه:) بخونید https://eitaa.com/nooreduir/244
میدونید این جمله از کیه؟ +بک‌گراند گوشیمه
بله از آقای شهیده:)
سلام😍 امروز منو ندیدین خوشین؟😁
نبودم چون خییییییییلی کار داشتم آما اومدم با ادامه‌ی مبحث فراماسونری😌 امشب ان شاالله این قصه رو میگم🤝
گفتیم ماسون‌ها وقتی به درجه سوم میرسن، براشون رازهایی فاش میشه! قبل از اینکه رازها رو فاش کنن، پیمان عدم افشا میگیرن یه جورایی:) و این کار، یه روندی داره. با اجرای داستان فردی به نام هیرام ابیف!
ماسونا میگن وقتی حضرت سلیمان داشت معبد رو میساخت، یه معمار حرفه‌ای داشت! اون بنا رو پادشاهِ صور‌ به نام هیرام بهش داده بود. اسم خود بنا هم هیرام بود! هیرامِ بنّا، استادکارِ سلیمان بود و‌ رازی رو میدونست که در ساخت معبد موثر بود! رازی که نیروی جادویی داشت. این راز رو کسی نمیدونست جز حضرت سلیمان، هیرامِ پادشاه و هیرامِ بنّا! رازی بسیار قدرتمند!
بقیه‌ی بناها هم دوست داشتن این راز براشون فاش بشه و به مقام استادی برسن. بخاطر همین، ۳ تا از زیردستاش سرراه هیرام کمین میکنن و بهش میگن «کلمه‌ی جادویی» و مقدسی که راز رو افشا میکنه، بگه! هیرام مقاومت میکنه و نمیگه. اون ۳ نفر هم میکشنش: با گونیا، پرگار و پتک(ابزار معماری)