خب تا خمیر پیراشکیم ور بیاد میخوام درمورد آیهی زیر و رازی که در اونه براتون حرف بزنم:
قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَكَشَفَتْ عَنْ سَاقَيْهَا قَالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُمَرَّدٌ مِنْ قَوَارِيرَ قَالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمَانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ
در داستان سلیمان و بلقیس که قبلا قولشو دادهبودم بگم، عجایب زیادی هست. یکیش همین آیهست. در داستان بلقیس، ملکه تا قبل این آیه ایمان نیاورده بود و در انتهای این آیه ایمان میاره.
اما متاسفانه ترجمهای که از آیه شده ماجرا رو خیلی سطحی نشون میده.
چندتا نکته برای پیشزمینه:
🌼حکومت حضرت سلیمان یک نمونه کوچیک از حکومت ولیعصر(عج) روی زمین بوده. اجنه و حیوانات و باد و همه چی به فرمان ایشون بودن
همچنین ابزار عجیب و متفاوت و حیوانات عجیبی که قبل و بعد اون ماجرا دیده نشدن.
🌼ملکه سبا کسی بود که خارج از قلمروی سلیمان داشت مرتب بر بزرگی و جلال خودش می افزود و دم و دستگاه عظیمی داشت. تو قرآن درمورد ملک سلیمان گفته شده : از همه چی بهش دادیم! و در مورد ملک ملکه سبا هم همین گفته شده! این حاکی از عظمته.
🌼ملکه خورشیدپرست و مشرک بود اما صلحجو بود و ظالم نبود. در واقع تمدن سبا شیطانبنیان بود.
🌼ملکه اول ایمانی به خدا نداشت اما بعد از امتحان کردن سلیمان با یه ماجراهایی، متوجه شد ایشون واقعا پیامبره و درماجرایی که خواهم گفت کاملا ایمان میاره.
وقتی ملکه سبا به قصر سلیمان میرسه، عرش خودش رو میبینه! توجه کنین عرش، یه تخت ساده نبوده! یه دم و دستگاه عظیم بوده.
ماجرا اینجا برای ملکه سبا جالبتر میشه که اون به سلیمان خبر نداده بود که داره میاد! اما سلیمان هم میدونست اون میاد و هم تونسته بود تختش رو از اون فاصله عظیم بیاره و حتی تغییرشم بده!!
حالا حتی اینجا هم ملکه اظهارِ ایمان نمیکنه!
بعد از اون طبق ترجمهی فارسی سلیمان بلقیس رو به حیاط کاخ میاره! بلقیس حیاطو که میبینه فکر میکنه آبه! دامنشو میگیره بالا ک خیس نشه! سلیمان میگه بانو این که آب نیست! یه نوع شیشهست!
ملکه سبا میگه وااای پرهایم عجب چیز شاخی ساختین! خدا چقدر قدرت داره، من چقدر به خودم ظلم کردم! من به خدا ایمان میارم!
حالا فکر کنین، ملکه از علم غیب سلیمان از اومدنش و اومدن تخت عظیمش تو زمان کم از اون فاصله ایمان نمیاره، یه شیشه که شکل آبه میبینه و یهو ایمان میاره؟
بنظرتون غیرمنطقی نیس؟
توی اصلِ عربی این آیه، بلقیس وارد جایی به نام "صرح" میشه.
واژه صرح جاهای دیگهام تو قرآن به کار برده شده!
🌼فأوقد لی یا هامان علی الطین فاجعل لی صرحاً لعلی اطلع الی اله موسی
🌼و قال فرعون یا هامان ابن لی صرحاً لعلی ابلغ الاسباب. اسباب السماوات فاطلع الی اله موسی
فرعون از اون دسته از طاغوتا بوده که روایات ما تصریح میکنن ارتباط مستقیم با خود ابلیس داشته. وقتی حضرت موسی معجزههای متعددی میکنه که ساحرا نمیتونستن حتی شبیهشو بیارن، ابلیس به فرعون میگه چارهای نیست! باید صرح بسازی و از قدرت اون استفاده کنی!
فرعون ۷ سال رو صرف ساخت صرح میکنه. روایات میگن برجی بلند بوده که تماما از شیشه ساخته شده و طبق دستورالعملی که ابلیس میده ساخته میشه.
تو آیه رو نگاه کنین فرعون به هامان میگه اون از اسبابِ آسمونه که من با اون میتونم از خدای موسی اطلاع پیدا کنم(و از قدرت آسمونا استفاده کنم)
بعد از ۷ سال، خدا جبرئیل رو میفرسته و با بالش، صرح رو خراب میکنه طوری که ۳ بخش میشه و هربخشش یه جای دنیا میفته!
و میگه فشار بخور فرعون🦦
اینجا یه نکته هست که خدا جبرییل رو میفرسته که صرح رو خراب کنه!
یعنی اگر خراب نمیکرد، فرعون میتونست از اون دستگاه استفاده کنه. به عبارتی این دستگاه یک تکنولوژی بوده که علم ساختش تنها دست افراد خاصی که خبر از آسمان داشتن، مثل ابلیس بوده.
اما خدا به حضرت سلیمان اجازه ساختش رو میده و در واقع سلیمان، بلقیس رو وارد این دستگاه میکنه!
دستگاهی که طبق روایات با اون میتونسته در آسمانها سیر کنه!
سلیمان آسمانها و بزرگیشون رو به بلقیس نشون میده و میگه این تازه آسمون اول بود!
این میلیونها سیارات و ستارگان هرکدوم قدرت منحصربهفرد و هزاران ملک موکل دارن، هرکدوم ملکوتِ خاص خودشونو دارن! و این تنها یه گوشهست از چیزی که قدرت خداست!
اینجاست که بلقیس بعد مشاهده ی این قدرتها از خدا، ایمان میاره و میگه من به نفسم ظلم کردم، همراه سلیمان تسلیم خدای عالمین میشم.
عالمینی که تازه دیده بود!
حالا یه نکته جالب دیگه اینه که میگه بلقیس فکر کرد این صرح، لجهست!
ترجمه فارسی آبکی میگه فکر کرد آبه! در حالی که لجه به اون عمقی از دریا میگن که تمام آبا در هم پیچیدن! عمیقترین و متراکمترین نقطهی دریاست!
این که بلقیس فکر کرده صرح، لجهست نشون میده هم بلقیس آدمِ پرقدرتی بوده که چنین چیزیو دیده بوده و هم اینکه صرح یه شیشهی عادی نیست! حتی شکلشم پیچیدهست.
اول از همه بگم که منبع من برای این بحثا، کتابای شیخ بهاییه. پس در ادامه اگر خواستین بپرسین منبع چیه مجدد به این پیام ارجاعتون میدم:)
دوم اینکه همیشه میپرسین یادگیری علوم غریبه چطوریه و فلان
ببینین بچهها، یادگیری این علوم ایمانِ بسیار عظیمی میخواد، در حد امثال علامه حسن زاده آملی و شیخ بهایی
در غیر این فقط پای اجنه رو برا آزار و اذیت به زندگیتون باز میکنه، دیوونتون میکنه، به گناه میکشونتتون و کلا نابود میشید. سمتش نرید. همین فقط در حد اطلاع براتون کافیه.
علوم غریبه تاریخچهای به بلندای تاریخ دارن، در واقع خیلیا علوم غریبه (متافیزیک) رو منشا فلسفه میدونن. این علوم خودشون دسته بندی مختلف و مدلهای مختلف دارن.
اسم این علوم ایناس:
کیمیا
لیمیا
هیمیا
سیمیا
ریمیا
اگر حرف اول هر کلمه رو به هم وصل کنین، میشه
کُلُّهُ سِر
تمامش راز است!
حالا علم جفر که اون روز پرسیدین، زیرمجموعه لیمیا قرار میگیره.
در واقع دروازهی ورود به علم لیمیا، علم جفره.