نردبان ميخواست يا انديشه دينار داشت
نفع خود ميديد تنها، هركه با ما كار داشت
گر لباس پاره میبينی تنم، از فقر نيست
آستينم را بريدم بسكه در خود مار داشت!
زدم فالی به نام عشق تا حافظ چه میگوید
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
بَدیع | badeeee
-
عیسی خودش آخر به همه فاش بگوید
بی ذکر علی(ع) مُردهای احیا شدنی نیست