بَدیع | badeeee
یاعلی نام تو بردم نه غمی ماند و نه همّی
گوییا هیچ نه همّی به دلم بوده، نه غمّی!
هدایت شده از بَدیع | badeeee
دوستت دارم ولی این ماه دی را صبرکن
فلذا کافهگردیها بماند بعد فصل امتحان!
در نمازم بين سجده، لحظهى عطرت رسيد
آنقدر در سجده ماندم تا قضا شد آن نماز
جان خواهر مادرت، در فکر و ذهن من نیا
امتحان دارم عزیزم، امتحان دارم بفهم!
سوالی دارم از حجاج بیتالله، و آن این است
مگر کعبه ندارد در؟ چرا دیوار ترک خورده؟