پای سگ بوسید مجنون
خلق گفتند این چه بود؟!
گفت: این سگ گاه گاهی
کوی لیلی رفته بود!
به من گفتش که خواهم رفت از یادت بهزودی
برفت از یادم اسمم را، ولی او در خیالم هست!
تا صبح میخوابند و من
تا صبح بیدارم
تازه بهغیر از درد و دل
من درد هم دارم