کاشکی حالم خوب شه، هربار که تلاش میکنم خوب شم اتفاقی میفته که دوباره حالم بد میشه
من زیاد تورو ندیدم مامانجون، اینم بخاطر جبر بود، اما امروز تورو دیدم. قاب عکست رو گرفته بودن دستشون "بیاید عکس بگیریم" دور هم جمع شده بودن از همه طرف صدام میزدن " گلسا گلسا بیا این بالا بشین" میخندیدن، بلند بلند، هیچوقت خونت رو اینطوری ندیده بودم مامانجون "عین آدم بشینید تا عکس بگیریم" عکس گرفتن "بگیر بگیر بازم بگیر" اره عمو بگیر بگیر این عکس فرق داره این عکس فرق داره..
همیشه همین رو میخواستی مامانجون، من تورو دیدم امروز، قاب عکست رو گرفته بودن دستشون، دیگه گریه نمیکردن، میخندیدن بلند بلند، قبل از این که بری گفتی میخوام یه مهمونی بگیرم همه رو دعوت کنم. چه مهمونی گرفتی مامانجون چه مهمونی ای.