میگن دخترا صورتی رو دوس دارن ولی من هیچوقت دوس نداشتم.
کلاس پنجم که بودم یاد گرفتم انواع مختلف ماهی رو بکشم و مورد علاقه ترینم عروس دریایی بود
از بچگی عاشق عروس شدن و لباس عروس پوشیدن بودم.
هنوز عاشق دامن پفی ام. بچرخی و بچرخی و پف کنه. ننه جانم برامون یه لباس کربلایی گلگلی نارنجی آورد.مامانم نگهش داشته برا بچه م.کو بچه ...خخخخ
تا جا داشت پوشیدمش حتی در تنگ ترین حالت ممکنش. این انصاف نیس که خشگل ترین لباسا رو تو درحالت رشد ترین موقع میشه پوشید.
کجا بودیم؟کلاس پنجم.
فرت و فرت عروس دریایی میکشیدم و یهو تو حیاط مدرسه یه صورتی خفن پررنگ پیدا کردم.ازون مداد خارجیا بود.کوچولو بود. با اینکه میدونستم صاحب داره و من اجازه ندارم اما وسوسه ی پررنگ بودنش بهم غالب شد و برش داشتم
یدونه عروس دریایی کشیدم.امیدوارم صاحبش منو ببخشه.
ای بابا.هعی.
خلاصه که بازم بخوام صادق باشم اون صورتی هم رنگ مورد علاقم نشد فقط چون پررنگ بود خوشم اومد
چون یاد آسمون می افتن
یاد دریا می افتن
منم تا ابد رنگم آبیه
با اینکه از دریا بدم میاد.و عاشق جنگلم.
ولی تا ابد آبی رنگمه
میدونم کمیم ولی اگه منت بذارین و بهم بگین چه رنگیو دوس دارین و چرا،اون وقت این قلب فشرده ی منو گوگول مگولی کردین و ثواب کردین😂
ناشناس می ذارم
ولی مامان
تا ابد امن و امان من خودتی
میدونم یه تایمی رهات کردم منو ببخش
ولی نیاز بود ازت دل بکنم تا ازم دل بکنی.
دل کندن برا آدم رهایی میاره