بعد از ۲ هفته رفتم کلاس و واکنش تیچرم :
به به چه عجب ما شمارو سرکلاس دیدیم
بچهها : جات خالی بود یگانه+بغل🫂
کلاسم ساعت ۵/۳۰ تعطیل شد و قرار بود ساعت ۶ پیش بچهها باشم.
خیلی ریلکس داشتم راهمو میرفتم که اشنا دیدم و گفت بیا برسونمت منی که از خدام بودد :
رفتم پیش بچهها[فاطمه و مبینا] و کافهش خیلی وایب خوبی داشت برام✨
اینشم خیلی خوب بود که فقط ما تو کافه بودیم و تا تونستیم عکس گرفتیم.
فاطمه به مبینا یه کادوی خوشگل داد🥲
بعد مبینا دوربینو داد دست فاطمه و بهم یه کادوی ناناز داد :))))))))
تا حالا همچین کادوی نانازی نگرفته بودم از کسی
حالا مودم : قرار بود چیزی نخریم واسه هم
چرا خریدیی ، من هیچی نخریدممم😭😭