هدایت شده از داوش فندک داری؟
یه وقتایی که همه جا ساکت و آرومه ، میام رو تختم دراز میکشم و از پنجره به آسمون خیره میشم. به خودم میام میبینم تو خیالا و افکار خودم غرق شدم و یه لبخند ملیح هم رو لبمه، آخرش به خودم میگم: روزی برسه که این خیالا و افکارای ذهنم بشن اتفاقات واقعی زندگیم.
۲ سال پیش همین موقع در تکاپو و استرس و دعا بودیم تا اون خبری که انتظارش رو نداشتیم بهمون نرسه.
مغزم بزرگ و بزرگ و بزرگتر میشود، جمجمهام را در هم میشکند، پوست سرم را میشکافد و سرانجام، تمام تنم را از هم باز میکند.
مغزم از من بیرون میآید، شروع میکند به دویدن و اصلاً به پشت سرش نگاه نمیکند.
SemicenkSemicenk - Unutmak Öyle Kolay Mı Sandın.mp3
زمان:
حجم:
5.8M
Can Candan Ayrı Kalmaz♡