رو سر همه میچرخونم و اینجورین که یگانه خفمون کردی
من : چشم بد ازتون دور میشهه🤏🏻
انقدر محبت بین منو یارا زیاده که بیشتر اوقات مامان صدام میزنه
و قلبم اون لحظه :✨✨✨✨
کلاس بودم نمیدونستم اومده خونمون
بعد دیدم چارتا پله رو اومده پایین دستاشو باز کرده تا بغلش کنم طتسدتطدسن :))))
هردو دقیقه یه بار هم میاد بغلم بوسم میکنه میره.
هدایت شده از یرالتی .
آخرش داد میزد میگفت یگانه خانوم بخدا قسم یه بار دیگه یه دستی دریافت کنی تو زمین رات نمیدم
امروز تمریناتمون سنگین بود دوستم تو رختکن نشسته بود ، منم رفتم پیشش نشستم و شروع کردیم به حرف زدن تا وقتی تمرینا تموم شه
تمرینا تموم شد وارد سالن شدم مربی داد زد یگانه تو رختکن بمون
من همینجوری مونده بودم که یعنی چیی
رفتم پیشش قشنگ قهوهایم کرد :))))
گفت نظم و قانون رو رعایت نکردی منم میتونم رات ندم و بازی نکنی.