هدایت شده از یرالتی .
آخرش داد میزد میگفت یگانه خانوم بخدا قسم یه بار دیگه یه دستی دریافت کنی تو زمین رات نمیدم
امروز تمریناتمون سنگین بود دوستم تو رختکن نشسته بود ، منم رفتم پیشش نشستم و شروع کردیم به حرف زدن تا وقتی تمرینا تموم شه
تمرینا تموم شد وارد سالن شدم مربی داد زد یگانه تو رختکن بمون
من همینجوری مونده بودم که یعنی چیی
رفتم پیشش قشنگ قهوهایم کرد :))))
گفت نظم و قانون رو رعایت نکردی منم میتونم رات ندم و بازی نکنی.
تو زمین هم نزاشت بازی کنمم :))))
اخرش موقع رفتن به دوستم گفتم میترسم برم بهش خسته نباشید بگم تستس
صدام کرد رفتم پیشش با لحن خیلی اروم
و دوستانهای گفت تو که دختر به این
خوبی و موجهی و خانومی هستی چرا
بینظمی میکنی ؛ از تو انتظارم بیشتره.
دیگه تکرار نکن و گول بقیهرم نخور[اشاره به دوستم]
داوش فندک داری؟
آخرش داد میزد میگفت یگانه خانوم بخدا قسم یه بار دیگه یه دستی دریافت کنی تو زمین رات نمیدم
این برای شنبهس :))😭😂
حالا اینو میگفت تا بهتر دریافت کنم
ولی امروزو واقعا یهسدینس.