eitaa logo
باغچه🇮🇷| آموزش روابط بین‌فردی
1.7هزار دنبال‌کننده
494 عکس
147 ویدیو
7 فایل
🌿اینجا یاد می‌گیری رابطه‌‌ات‌ با خونواده‌ا‌ت👨‍👩‍👦 اصولی و صمیمی باشه درست گفت‌وگو کنی حالِت خوب باشه توی همه ارتباطات✌️ خوش‌ اخلاقی می‌شه ویژگیت💚 🔰هاجر بنائی،دکتری علوم قرآن و حدیث،مدرس، پژوهشگر اینجام👇 @Ha_banaei
مشاهده در ایتا
دانلود
👧🏻خاله، چرا دانش‌آموزت جلوی «دانشکُده» و گروه آموزشی چیزی ننوشته؟ 🧕🏻دانشکَده. خاله‌جون نیازی نیست اینجا چیزی بنویسن. 👧🏻چرا باید بنویسن. 🧕🏻شما بنویس... . پ‌ن: سعی کردم کلماتی رو بگم که نوشتنش براش آسون باشه.😊
باغچه🇮🇷| آموزش روابط بین‌فردی
👧🏻خاله، چرا دانش‌آموزت جلوی «دانشکُده» و گروه آموزشی چیزی ننوشته؟ 🧕🏻دانشکَده. خاله‌جون نیازی نیست ا
🌿🌿🌿 خواهرجونم این پیامم رو بازفرستی کرد و از تأثیر عمییییق تعامل من با دخترش سر این برگه‌ها گفت.😍❤️ اندازه دو روز یا بیشتر مطلب دارم بنویسم درباره تصحیح برگه‌ها با علی‌جون و عسل‌جون، به‌ویژه علی.📝 و‌ بعد پیام‌های خواهرم رو باهاتون به اشتراک می‌گذارم. خودم و‌خواهرم که شگفت‌زده شدیم.😍
سلام سلام هم حلول ماه شعبان باشه و هم آغازدهه فجر، دیگه خیلی مبارکه.🌿 🌸🌿 بیاین با خودمون عهد ببندیم توی این ماه شریف، همین قواعد ریزریز رو توی زندگی‌مون پیاده کنیم و رابطه‌مون رو با بنده‌های خدا بهبود ببخشیم.✌️🏻 @baghche_1403
باغچه🇮🇷| آموزش روابط بین‌فردی
🌿🌿🌿 تصحیح زمان‌بر برگه‌های امتحان روبه‌پایانه. بخشی از مراحل تصحیح همراه شد با حضور و همراهی و همکار
🌿🌿🌿 دیشب درحالی‌که خواب از چشمانم ربوده شده بود🥸 تا ساعت ۴:۱۵ بامداد، متن پیام‌های مربوط به این موضوع رو نوشتم.🥱🥱 بریم که ببینیم بخشی از روند تصحیح برگه‌ها🥵 چطور گذشت.🚶‍♀🚶 @baghche1403
🌿🌿🌿 برادرزاده‌م، علی، پیش‌دبستانیه و خواهرزاده‌م، عسل، کلاس دوم.👦🏻👧🏻 @baghche1403
🌿🌿🌿 روز جمعه هفته گذشته که علی خونه ما بود، من قصد داشتم چند ساعتی رو هم صرف تصحیح برگه‌ها کنم. حسابی که برای برادرزاده‌جان وقت گذاشتم، رفتم سراغ کار خودم. اما گل‌پسر همچنان به حضور من در کنار خودش و به بازی نیاز داشت و می‌گفت: «بیا پیش من.» خودش هم نمی‌یومد تو اتاق من.🥸 @baghche1403
🌿🌿🌿 من هم برنامه‌م رو‌ تغییر دادم. برگه‌ها رو از کیفم🎒 درآوردم و رفتم کنار علی و علی رو با خودم همراه کردم.👻 چطوری؟!👇🏻 @baghche1403
🌿🌿🌿 من هر سؤالی رو به‌ترتیب توی تمام برگه‌ها پیش می‌رم و بعد، می‌رم سراغ سؤال بعدی. برگه‌ها رو بهش سپردم و ازش خواستم برگه‌ها رو یکی‌یکی بده بهم.📄📄📄 @baghche1403
🌿🌿🌿 هر دانشجو دست‌کم سه تا برگه داشت که به هم منگنه شده بود. علی که از دیدن این‌همه برگه تعجب کرده بود😳، می‌گفت: 👦🏻 اینا که تا شب طول می‌کشه. .... 👦🏻 اینا که تا صبح طول می‌کشه. ... 👦🏻 اینا تا فردا طول می‌کشه. @baghche1403
🌿🌿🌿 بین کار هم هر دفعه خودکار🖊 رو از من می‌گرفت و خودکار یا مداد دیگه‌ای رو به انتخاب خودش بهم می‌داد✏️✒️ یا برگه‌های منگنه‌شده به همدیگه رو بررسی می‌کرد که الان نوبت کدوم یکی از این ورقه‌هاست که بررسی شه. و ایشون👦🏻 بسیااار خوش‌حال بود. @baghche1403
🌿🌿🌿 به این ترتیب، برگه‌ها صد باری ردوبدل شد.😁 و 👦🏻 از شدت خوش‌حالی در پوست خود نمی‌گنجید.☺️ 👦🏻عمه هفته دیگه کارهات رو انجام بدیم. @baghche1403
🌿🌿🌿 خلاصه به همین شیوه، ۴ سؤال بخش نظری امتحان، سی‌واندی دانشجو تصحیح شد. پ‌ن: آیا همه‌چیز به همین خوشگلی پیش رفت؟! ابداً. 😅وسط کار می‌‌خواست فیلم‌های محبوبش رو ببینه و به من برگه نمی‌داد. خودم هم اجازه نداشتنم‌ بردارم.😐🤦🏻‍♀️ من هم با ترفندی برگه‌ها رو برمی‌داشتم و آقاپسر رو راضی می‌کردم که به پر قباش برنخوره و قشقرق به پا شه.😱😫 @baghche1403