📌اگر این ویژنامــــه روزانه را مفید میدانیــــد در معرفی و توزیــــع آن همراهی کنیــــد.
همچنین برای کمک به تولید و چاپ مســــتمر این نشــــریه با نیت نذر فرهنگی حمایتهای مالی خود را از این طریق به دست «سوره» برسانید:
6104338800730448
بانک ملت
فرهنگیهنری سلوک سوره
#نذر_فرهنگی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
💞 مَعشوقهات باید مُعلِّمِ جامعهشناسیِ دبیرستان باشد!
📷 سارا زینلی
✍🏻 محمدحسین نجفی
از مجموعۀ «پیامبری مطرود»
⏳زمان مطالعه: ۴,۵ دقیقه
#عاشقانههای_جنگ
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
784.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ریل
🤲🏻 و به همین ترتیب جنگ ایران با صدامیزیدِ عزیز، ۸ سال طول کشید.
📽️سینمایی بمب، یک عاشقانه
#دیالوگ_نویسی
#عاشقانهها
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰 شعار
انگشتانم پلاستیک میوه را به کش گرفته بود تا وا نرود. خواب و دهانخشکی هم، با این بار سنگین، مرا همراهی میکردند. ابروانم کمر شکسته بود و اگر کسی با آن قیافه مرا میدید، حتماً از چند صد قدمیام راهش را کج میکرد و میرفت.
با همین حال و هوا، سنگینی بار میوه و پلاستیک خوراکیها، آسفالتِ کوچه، پاهایم را بهزحمت نگه داشته بود تا از حال نروم؛ آخر سحر خواب مانده بودم.
لبهای بههمچسبیدهام ذکر روز را زمزمه میکردند. سر و صدای آشنایی گوشهایم را قلقلک داد و ابروانم کمر راست کردند. چشمانم پسرانی را میدید که هفت یا هشت سال را بیشتر نگذرانده بودند.
پاهایشان چنان توپ را به چپ و راست کوچه هدایت میکرد که انگار سالهاست این کار را میکنند. با هر شوت، کلماتی مهمان دهانشان میشد که دل هر شنوندهای را قنج میکرد و انگار دوست داشت او هم همزبانشان شود.
دهانم تا بناگوش باز شد و چنان خندهای از گلویم پرتاب شد که همگی با خندهی من گمان بردند مدال جام جهانی را گرفتهاند. دوباره دستانشان را لوله کرده بر لبها فریاد زدند: «تو رستم، تهمتنی بزن که خوب میزنی.»
✍🏻 #راضیهسادات_زرقانی
#روایت
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh