چهاردیواریِ کلاس، چند نیمکت و معلمی که در هجوم سیستمِ یکنواختساز، چراغی در ذهن روشن میکند…
زنگ میخورد و کادر هم میروند. در بزنگاههای زندگی تازه میفهمیم آن چراغهای کوچک زنگِ آخر، تا کجا مرزهای تاریکی جهان را عقب زدهاند.
✍🏻 #محمدحسین_نجفی
–تحریریه بهانش
#کوتاه_نوشت #روز_معلم
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🏷 دوازدهم اردیبهشت
دوازده اردیبهشت متعلق به روز گرامیداشت مقام شریف معلم است. معلمی، تداوم رسالتِ همان دوازده نور مقدس است.
من هم مانند سایر شاگردها هر سال در این روز به دنبال هدیهای درخور توجه برای معلمانم میگردم تا بلکه به گمان خود بتوانم قطرهای از زحمات بیکران دریای محبت اساتیدم را جبران کنم. اما آنچه مسلم است، ناتوانی منِ شاگرد در این امر است.
گمان میکنم که اگر درسهایم را خوب بخوانم، میتوانم رضایت آنها را کسب کنم؛ اما غافل از آنکه به دست آوردن رضایت آنان در گرو به جا آوردن حقوقشان میباشد. آنچه زینالعابدین علیهالسلام، _آن معلم طریق هدایت_ در رساله خود؛ به عنوان حقوق معلم ذکر میکند، بسی والاتر و مهمتر از پندارِ من است.
او در رساله حقوقش میفرماید: «حق استاد تو این است که به او احترام گذاری، با دقت به سخنانش گوش بسپاری، به او توجه نمایی، صدایت را بر صدای او بلندتر نکنی، هرگاه کسی از او سوالی کند، تو جواب ندهی، بلکه بگذاری خودش جواب دهد. اگر پیش تو از او بدگویی شود، از وی دفاع کنی. در محضر او با کسی سخن نگویی.
هرگاه این کارها را کردی، فرشتگان خدا دربارهات گواهی دهند که تو برای رضای خدای بلند نام، نه برای مردم؛ نزد آن استاد رفتهای و دانش او را فرا گرفتهای».
اینک باید بگویم که احترام اساتیدم را نگه نداشتم. یا اگر نگه داشتم، در نیت خود صادق نبودم. انگیزهای جدای از رضای الهی در قلب پروراندم. با دقت به سخنانشان گوش نسپردم، چرا که گهگاهی در افکار مشوش خود، غوطهور میشدم. به آنان توجه نداشتم. صدایم را بلندتر از صدای آنان میکردم.
برای اینکه خود را شاگرد فعالی جلوه دهم، بارها به جای آنان جواب پرسش دیگران را میدادم. بارها به یاد دارم که در حضور من، از آنان بدگویی شد، یا خود بدگویی کردم؛ اما در وقت دفاع، ساکت بودم.
بارها در محضر آنان بودم، اما محضرشان را درک نکردم. با دیگری مشغول صحبت شدم و تمرکزشان را سلب نمودم و در پی آن، وقفهای کوتاه در تدریسشان ایجاد کردم. اینک من با این وضعیت در پی رضایت آن خوبان میگردم؟
✍🏻 #مرضیه_اکبرزاده
–تحریریه بهانش
#یادداشت
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔻هشدار از افول علمی ایران؛ سقوط به رتبه ۱۸ جهان و سوم منطقه
رئیس کارگروه علم و فناوری مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به کاهش تولیدات علمی کشور هشدار داد که ایران با افت جایگاه علمی از رتبه ۱۵ به ۱۸ جهانی، نه تنها از صدر کشورهای اسلامی پایین آمده، بلکه روند رشد منفی تولید علم را تجربه میکند؛ آن هم در شرایطی که رقبای منطقهای، جهشی خیرهکننده داشتهاند.
به گفته زاهدی، نکته تأملبرانگیز، سبقت گرفتن سه کشور هلند، ترکیه و عربستان از ایران در سال ۲۰۲۵ است. همچنین اندونزی به عنوان رقیب جدی جدید، با رشد ۲۱ درصدی (از ۵۵ هزار و ۵۴۴ به ۶۷ هزار و ۱۱۶) در حال نزدیک شدن به جایگاه ایران است و کارشناسان هشدار میدهند در صورت ادامه روند نزولی، نه تنها رتبه ۱۸ فعلی نیز از دست خواهد رفت، بلکه خروج از جمع ۲۰ کشور برتر علم جهان دور از انتظار نیست.
🔗 ادامه خبر
#پاتوق_خبری_نویسندگان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
📖 #پاره_کتاب
گفتم: هیچوقت هم عاشق نشدهای؟ گفت: راستش را میخواهی؟ گفتم: بله. گفت این مسأله پیچیده و طولانی است.
تقریباً پنج سال پیش دختری را دیدم که فکر میکردم از او خوشم میآید. رفتوآمدش را زیر نظر گرفتم و حس کردم دوستش دارم و او هم مرا دوست دارد، اما فقط در همین حد. وقتی شروع کردم به نماز خواندن و مسجدی شدم، فهمیدم قبل از اینکه فکر جدی برای ازدواج داشته باشی این روابط ممنوع است.
برای همین دیگر برای اینکه او را ببینم سر راهش نرفتم، ولی حس میکردم دلم هنوز پیش اوست و فکر نمیکردم از نظر دینی مشکلی داشته باشد.
✍🏻 #یحیی_السنوار
📔 #خار_و_میخک
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
چک کردن پیامهای ناشناس رو پاک فراموش کرده بودیم😅
اگه نظر و نکتهای هست، میتونید ناشناس باهامون در میون بذارید:
📮https://abzarek.ir/service-p/msg/3254123
سلام. ببخشید که الان دیدیم😓
به روی چشم. یه زنگ نویسندگی بهش میپردازیم بهزودی…
#ناشناس
📌الأمان از سهنقطه!
✍🏻 #سایه_اقتصادینیا
📔 از کتاب «له و علیه ویرایش»
قسمت اول از سوم
#راهنمای_نویسندگی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh