eitaa logo
خانۀ نویسندگان بهانش✒️
1.2هزار دنبال‌کننده
771 عکس
284 ویدیو
62 فایل
🎒اینجا یک «کوله‌پشتی» برای سفر نویسندگی‌ست!🏕️ ❃ زنگ نویسندگی و انتقال تجربه‌های ادبی ❃ رسالت اهل قلم و خوانش بیانات رهبری ❃ معرفی مجلات و پاره‌کتاب‌های خواندنی ❃ شبکه‌سازی خلاق میان نویسندگان متعهد @admin_bahanesh 🧑‍💻 📮ارتباط با دبیر: @m_shekaste
مشاهده در ایتا
دانلود
📖 اندوهی که از اعماق تفکر سرچشمه نگیرد، اندوه نیست، عزای باطل و بی‌اعتباری به‌خاطر سرکوبیدن امیال فردی‌ست؛ و انسان متفکری که گهگاه گرفتار اندوه نشود، علیل و ناقص است: دور از دریا، دور از طوفان، دور از پرواز، دور از شکفتن روح است. ✍🏻 📙 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🧩 انفصال نسلی شعر امروز و دیروز؛ مسئله «شاعر بی‌بدیل» شما از انفصال شعر کنونی و نثر کنونی با شعر دوره قبل از خود صحبت می‌کنید. ما در همان دوره‌ای که آن شاعرِ فرضاً برجسته این شعر را گفته، ممکن است ده نفر شاعر دیگر داشته باشیم که همان برجستگی را، یا بهتر از آن را داشته باشند. حالا آن شاعری که مورد نظر من بوده - که نمیخواستم اسمش را بیاورم و نمی‌آورم - شعرش در دانشگاه نیاید، اما شعر «اخوان» بیاید. که فکر نمی‌کنم از لحاظ نشان دادن رتبه شعر دوره قبل، بالاتر از همه باشد. «اخوان» با من دوست بود. هم زمان ریاست جمهوری با من یک نوع ارتباط رقیق داشت و هم بعد از ریاست جمهوری - این آخری که از یک سفرِ ظاهراً یکساله به اروپا، برگشته بود - نامه‌ای به من نوشت و شعری گفت و بعد هم از دنیا رفت. بنابراین، «اخوان» اشکالی ندارد. واقعاً چه لزومی دارد که ما به سراغ این‌که کاملاً می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد، نرویم؟ یعنی این‌طور می‌خواهم بگویم که الان ضرورتی وجود ندارد؛ اگرچه من هیچ ایرادی نمی‌بینم که اگر حقیقتاً ما الان شاعر بزرگی داریم، شعرش مورد استفاده دانشجو قرار گیرد و از لحاظ علمی رویش کار شود. من هیچ این را ممنوع نمی‌دانم؛ لااقل از نظر من ممنوع نیست. این‌که برنامه‌ها چگونه است، اطّلاعی ندارم؛ لیکن چنین شاعری به این شکل واقعاً من سراغ ندارم. 🗓 ۱۳۷۷/۰۲/۰۷ 📝بهانش | بهاے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
سلام چون مطالب زنگ نویسندگی زیاده، هشتگ ثابت براش قرار ندادیم. اینطور دسته‌بندی کردیم:
📮 ناشناس در خدمتیم👇🏻 https://abzarek.ir/service-p/msg/3254123
🔰 حکایتِ یک خانه راست و حسینی‌اش، بنا کردن «خانه» برای نویسندگان، با یک دست آجر گذاشتن پیش نمی‌رود. اینجا یک هیئت تحریریه‌ قبراق داریم که بار اصلیِ کلمات روی دوش آن‌هاست. گه‌گداری رفقای گرافیک، خط و ربطی می‌کشند و عکس‌نوشته‌ای می‌زنند. و ادمین عزیزی که چراغ این حجره را روشن نگه می‌دارد. بنده در این میانه تقریباً هیچ‌کاره‌ام. گیرم نام «دبیر» روی ما گذاشته باشند؛ اما کارم فقط جفت‌وجور کردن این جمع است، شاید در حکم نخ تسبیحِ دانه‌های خوش‌تراش. خلاصه که این سفره، حاصل یک تیم است با دغدغه‌ای روشن: قد کشیدن نویسندگان جبهه‌ انقلاب. به این امید که فردا روزی، همین قلم‌ها باری از روی زمینِ فرهنگ بردارند. من این پادویی برای کلمات را دوست‌تر دارم. 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
شاید متن قبلی، به نوعی جواب این پیام هم باشه. متنِ سنجاق شده هم هست… حل شد؟
🔰 با گُل به ملاقاتِ تو آمد دل من دوبار در مترو ایستگاه‌ها را اشتباه رفتیم، پیاده شدیم و باز سوار شدیم؛ نه برای آنکه بلد نباشیم یا از روی نقشه ندیده باشیم. نقشه‌ها عوض شده بودند. روی زمینِ تهران، خیلی چیز‌ها دیگر سر جایشان نبودند. هنوز باور نکرده‌ام که او هم سرِ جایش، در کشوردوست نیست. به خیالم دارم به یک دیدارِ واقعی می‌روم. از روی نقشه نزدیک‌ترین گُل‌فروشی، دورِ میدان پاستور است. پیاده از میدان حُر به پاستور می‌رسیم. با وسواس، تمامِ سلیقه‌ام را به کار می‌بندم که چندشاخه گُل پسند کنم. نیم‌ساعت طول می‌کشد تا دو مریم و دو زنبق انتخاب ‌کنیم که بشوند خوشبخت‌ترین شاخه‌های آن گل‌فروشی. کاغذ پسته‌ای با تور سفید می‌بندیم دورشان. به زیباترین رسمِ دیدار، گل می‌بریم به خانه‌ی یار. جمهوری را سخت بالا می‌روم. قدم‌هایم ‌سنگین است؛ انگار که به پاهایم وزنه‌ی ده‌کیلویی بسته باشند. موقع راه‌رفتن، قدم‌هایم به زور از روی آسفالت کنده می‌شود. وجب‌به‌وجب از دیوارنوشته‌های خیابان عکس می‌گیرم. گل در بغل دارم و بوی مریم را به سینه می‌کشم. همه‌ی عطرِ خانه، به صاحب‌خانه است. مهمانْ کِی به دیدنِ خانه‌ی خالی از حضورِ صاحب‌خانه می‌رود. با خودم تکرار می‌کنم که او به وعده‌ی کتابِ حق، حی و حاضر است. شاید آنجا دیگر خانه‌اش نباشد، اما در شریان‌های کشوردوستِ قلبمان، خانه دارد. او زنده است و من به دیدارِ زنده‌ترین عزیزِ جانِ ازدست‌رفته‌ام می‌روم. «با گل به ملاقات تو آمد دل من گل نیز دلش برای تو تنگ شده است» ✍🏻 –تحریریه بهانش 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
اِنفَجَرَ _ یَنفَجِرُ _ اِنفِجار چیزی نیست، نیروهای مسلح‌ هستن؛ دارن تمرین می‌کنن ادبیات عرب یاد بگیرن. ✍🏻 –تحریریه بهانش 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«انسان با انس با قرآن، در درون رشد پیدا می‌کند.» امام‌شهید ۱۳۹۲/۴/۱۹ 📽آرشیو جنگ 📝بهانش | بهاے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
📌کنشگری رسانه‌ای ایران از منظر رسانه‌های بین‌المللی 🔻رسانه‌های بین‌المللی با اذعان به پیروزی‌های رسانه‌ای ایران در جنگ اخیر، دستاوردهای آن را ذیل راهبردهای ذیل صورت‌بندی کرده‌اند: ▫️ یکپارچگی میدان و رسانه ▫️توزیع گسترده محتوا ▫️بهره‌گیری از اختلافات رقیب ▫️انتشار پیش‌دستانه روایت ▫️استفاده از طنز و سرگرمی ▫️به کارگیری ابزارهای ارزان ▫️تسلط بر ذائقه بصری مخاطب جهانی 🔻برخی از مصادیق مورد اشاره: ▫️ساخت انیمیشن‌های لگویی ▫️پیوند جنگ با پرونده اپستین ▫️انتشار توییت‌های عبری و انگلیسی ▫️خلق ژانر اسلاپاگاندا (تبلیغات ضربتی) 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh