🔰 حکایتِ یک خانه
راست و حسینیاش، بنا کردن «خانه» برای نویسندگان، با یک دست آجر گذاشتن پیش نمیرود. اینجا یک هیئت تحریریه قبراق داریم که بار اصلیِ کلمات روی دوش آنهاست. گهگداری رفقای گرافیک، خط و ربطی میکشند و عکسنوشتهای میزنند. و ادمین عزیزی که چراغ این حجره را روشن نگه میدارد.
بنده در این میانه تقریباً هیچکارهام. گیرم نام «دبیر» روی ما گذاشته باشند؛ اما کارم فقط جفتوجور کردن این جمع است، شاید در حکم نخ تسبیحِ دانههای خوشتراش.
خلاصه که این سفره، حاصل یک تیم است با دغدغهای روشن: قد کشیدن نویسندگان جبهه انقلاب. به این امید که فردا روزی، همین قلمها باری از روی زمینِ فرهنگ بردارند. من این پادویی برای کلمات را دوستتر دارم.
#ناشناس_با_دبیر
#روایت_بهانش
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰 با گُل به ملاقاتِ تو آمد دل من
دوبار در مترو ایستگاهها را اشتباه رفتیم، پیاده شدیم و باز سوار شدیم؛ نه برای آنکه بلد نباشیم یا از روی نقشه ندیده باشیم. نقشهها عوض شده بودند. روی زمینِ تهران، خیلی چیزها دیگر سر جایشان نبودند. هنوز باور نکردهام که او هم سرِ جایش، در کشوردوست نیست. به خیالم دارم به یک دیدارِ واقعی میروم.
از روی نقشه نزدیکترین گُلفروشی، دورِ میدان پاستور است. پیاده از میدان حُر به پاستور میرسیم. با وسواس، تمامِ سلیقهام را به کار میبندم که چندشاخه گُل پسند کنم. نیمساعت طول میکشد تا دو مریم و دو زنبق انتخاب کنیم که بشوند خوشبختترین شاخههای آن گلفروشی. کاغذ پستهای با تور سفید میبندیم دورشان. به زیباترین رسمِ دیدار، گل میبریم به خانهی یار.
جمهوری را سخت بالا میروم. قدمهایم سنگین است؛ انگار که به پاهایم وزنهی دهکیلویی بسته باشند. موقع راهرفتن، قدمهایم به زور از روی آسفالت کنده میشود. وجببهوجب از دیوارنوشتههای خیابان عکس میگیرم. گل در بغل دارم و بوی مریم را به سینه میکشم. همهی عطرِ خانه، به صاحبخانه است. مهمانْ کِی به دیدنِ خانهی خالی از حضورِ صاحبخانه میرود.
با خودم تکرار میکنم که او به وعدهی کتابِ حق، حی و حاضر است. شاید آنجا دیگر خانهاش نباشد، اما در شریانهای کشوردوستِ قلبمان، خانه دارد. او زنده است و من به دیدارِ زندهترین عزیزِ جانِ ازدسترفتهام میروم.
«با گل به ملاقات تو آمد دل من
گل نیز دلش برای تو تنگ شده است»
✍🏻 #فاطمه_مصطفوی
–تحریریه بهانش
#روایت
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
اِنفَجَرَ _ یَنفَجِرُ _ اِنفِجار
چیزی نیست، نیروهای مسلح هستن؛
دارن تمرین میکنن ادبیات عرب یاد بگیرن.
✍🏻 #پردیس_قاسمیان
–تحریریه بهانش
#کوتاه_نوشت
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ریل
«انسان با انس با قرآن،
در درون رشد پیدا میکند.»
امامشهید ۱۳۹۲/۴/۱۹
📽آرشیو جنگ
#میدان_توحید #قم
📝بهانش | بهاے نوشتن✿
✏️@bahanesh
📌کنشگری رسانهای ایران از منظر رسانههای بینالمللی
🔻رسانههای بینالمللی با اذعان به پیروزیهای رسانهای ایران در جنگ اخیر، دستاوردهای آن را ذیل راهبردهای ذیل صورتبندی کردهاند:
▫️ یکپارچگی میدان و رسانه
▫️توزیع گسترده محتوا
▫️بهرهگیری از اختلافات رقیب
▫️انتشار پیشدستانه روایت
▫️استفاده از طنز و سرگرمی
▫️به کارگیری ابزارهای ارزان
▫️تسلط بر ذائقه بصری مخاطب جهانی
🔻برخی از مصادیق مورد اشاره:
▫️ساخت انیمیشنهای لگویی
▫️پیوند جنگ با پرونده اپستین
▫️انتشار توییتهای عبری و انگلیسی
▫️خلق ژانر اسلاپاگاندا (تبلیغات ضربتی)
#پاتوق_خبری_نویسندگان
#روایت_پیشرفت
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
بچههای سپاه با قایقهای تندرویی که دارند باید بهفکر اسنپ دریاییِ خط_هرمز بیافتند؛ حیفه این همه سرباز آمریکایی دست خالی برگردند:
مبدأ: تنگه هرمز
مقصد: اعماق آبهای نیلگون خلیج فارس
✍🏻 #مهدی_تقیلو
–تحریریه بهانش
#کوتاه_نوشت
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh