eitaa logo
خانۀ نویسندگان بهانش✒️
1.2هزار دنبال‌کننده
771 عکس
284 ویدیو
62 فایل
🎒اینجا یک «کوله‌پشتی» برای سفر نویسندگی‌ست!🏕️ ❃ زنگ نویسندگی و انتقال تجربه‌های ادبی ❃ رسالت اهل قلم و خوانش بیانات رهبری ❃ معرفی مجلات و پاره‌کتاب‌های خواندنی ❃ شبکه‌سازی خلاق میان نویسندگان متعهد @admin_bahanesh 🧑‍💻 📮ارتباط با دبیر: @m_shekaste
مشاهده در ایتا
دانلود
کتاب: در آغوش نیل نویسنده: مهران کریمی موضوع: بازخوانی سنت‌های الهی در اندیشه و بیانات آیت‌الله خامنه‌ای 👇🏻
📝 سهمِ خدا از علم پادشاهان 🔻هرودوت معتقد بود که «تاریخ، پادشاه علوم و علمِ پادشاهان است.» این گزاره، تاریخ را تنها عرصه‌ قدرت‌نمایی فاتحانی می‌بیند که گمان می‌کنند با نبضِ سیاست و زورِ شمشیر، مسیر جهان را به میل خود رقم می‌زنند. از این منظر، تاریخ چیزی نیست جز فهرست مطول پیروزی‌های مادی. 🔻اما وقتی عمیق‌تر به منطق قرآن نگاه می‌کنیم، به یک «هندسه غیبی» می‌رسیم که تمام معادلات مادی را به هم می‌زند. منطقی که می‌گوید تاریخ، یک «فراتاریخ» دارد که اراده‌اش بر تمام این محاسبات و قدرت‌طلبی‌ها می‌چربد. فراتاریخی که ما از آن به عنوان «سنت‌های الهی» یاد می‌کنیم. 🔻برخلاف تصور رایج که حوادث را تصادفی یا صرفا ناشی از اراده‌ قدرت‌مندان می‌داند، تاریخ دارای «قانون» است. سنت‌های الهی، روابط علّیِ ثابت، فرازمانی و فرامکانی هستند که جهان‌شمول و بدون استثنا عمل می‌کنند. این قوانینِ لایتغیر، چارچوبی هستند که حتی اراده انسان نیز در درون آن‌ها معنا می‌یابد و بر اساس آن‌ها، تاریخ مسیری هدفمند و غایت‌مند را طی می‌کند. 🔻این کتاب با استخراج چهل سنت الهی از بیانات رهبر شهید، به ما یادآوری می‌کند که تاریخ، بی‌آغاز و بی‌فرجام نیست. این قوانین به ما می‌گویند که اگر در مسیر حق باشی، حتی بن‌بست‌ها هم به شکافتنِ دریا ختم می‌شوند. 🔻نام کتاب خود بزرگ‌ترین استعاره برای تبیین این قوانین است؛ عصاره‌ی همان فریادِ «انّ معی ربّی» است. نیل برای فرعون ابزارِ مرگ و بلعیدن بود، اما در منطقِ وحی، به امرِ خدا تغییر یافت و به گهواره‌ای امن برای موسی بدل شد. این پارادوکس نشان می‌دهد که وقتی قانونی برتر -سنت نصرت الهی- وارد عمل شود، ماهیتِ ماده تغییر می‌کند. نشان می‌دهد که یک پدیده واحد، می‌تواند برای باطل ابزار نابودی و برای حق، آغوشی امن باشد؛ همه چیز بستگی به این دارد که شما کجای این هندسه ایستاده باشید. 🔻کتاب، یک نقشه راه برای امیدواری هدف‌مند است. کتاب به ما یادآوری می‌کند که اگر فرعون‌های زمانه با تمام توان مادی‌شان به میدان آمده‌اند، نباید هراسید؛ چرا که تاریخ نه در دست پادشاهان، که در دستِ قدرتی است که نیل را مأمور به حفاظت از حق می‌کند. در نهایت، این «سنت‌ها» هستند که فاتح واقعی تاریخ را تعیین می‌کنند و اگر با این سنت‌ها هم‌راستا باشیم، حتی امواج سهمگین هم ما را به مقصد می‌رسانند. ✍🏻 –تحریریه بهانش 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
دلم برای ماهیای خلیج فارس می‌سوزه اگه آمریکاییا رو بفرستیم‌ قعر دریا این آشغالا رو چطور بخورن… ✍🏻 –تحریریه بهانش 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
-هرشب میاید تجمع؟ +هرشب! -سختتون نیست؟! +ببین! معنای تجمع رو اگه بفهمی، سختی، آسون میشه… 📽 آرشیو جنگ 📝بهانش | بهاے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
📖 تفنگ بعد از بیست و اندی سال داخل زمین، زنگ زده بود. اما تفنگ خوب و حتی فوق‌العاده‌ای بود. پرسیدند: در مقابلش چه می‌خواهی؟ حاجی قیمتش چند است؟ اشک در چشم پیرمرد حلقه زد و گفت: قیمتش خیلی زیاد است! ابراهیم کلافه پرسید: چقدر می‌خواهی؟ پیرمرد همان‌طور که اشک می‌ریخت گفت: قیمتش این است که برای رضای خدا در راه مقاومت علیه رژیم اشغالگر از آن استفاده کنی. من بهای محافظت و تحویل ندادنش به سازمان اطلاعات را با گذراندن ماه‌های مدید در بازجویی لعنتی و سال‌ها زندان پرداخت کرده‌ام. ابراهیم سر پیرمرد را بوسید و گفت به اذن خدا همین کار را خواهند کرد. بعد از او خواست برایشان دعا کند و راه افتادند. مرد نگاهش را به سمت آسمان برد و گفت: اللهم انصرهم و سدد رميهم. ✍🏻 📔 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📌تلاش انگلیس برای کنار زدن زبان فارسی در هند از اوایل قرن نوزدهم ✍🏻 🗓 ۱۳۷۰/۱۲/۰۵ 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
🔻سروده تازه محمدمهدی سیار با عنوان «ارابه فرعون» ارّابه فرعون هرچه بیشتر می‌تاخت خود را چهار اسبه، به کام نیل می‌انداخت! هر قدر با هامان برای جنگ با یزدان فرعون آجر چید، برج مرگ خود را ساخت جزر و مدَش آهنگ غرق سرکشان دارد این تنگه را آن ناوگانِ دیوْگون نشناخت دریاست...هر دَم معجزی در آستینش هست دیدم شبی هر موج شمشیری دو دم می‌آخت غرب و غرورش را به غیرت غرق خواهد کرد این ساحل گلگون درفش انتقام افراخت قبل از سحَر آواز طوفان خواند دریا باز ماه و مِه و ماهی به این آواز دل می‌باخت... نزدیک می‌شد لحظه «إنّ معی ربّی» ارّابه فرعون هرچه بیشتر می‌تاخت! ✍🏻 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh