eitaa logo
خانۀ نویسندگان بهانش✒️
1.2هزار دنبال‌کننده
771 عکس
284 ویدیو
62 فایل
🎒اینجا یک «کوله‌پشتی» برای سفر نویسندگی‌ست!🏕️ ❃ زنگ نویسندگی و انتقال تجربه‌های ادبی ❃ رسالت اهل قلم و خوانش بیانات رهبری ❃ معرفی مجلات و پاره‌کتاب‌های خواندنی ❃ شبکه‌سازی خلاق میان نویسندگان متعهد @admin_bahanesh 🧑‍💻 📮ارتباط با دبیر: @m_shekaste
مشاهده در ایتا
دانلود
دلم برای ماهیای خلیج فارس می‌سوزه اگه آمریکاییا رو بفرستیم‌ قعر دریا این آشغالا رو چطور بخورن… ✍🏻 –تحریریه بهانش 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
-هرشب میاید تجمع؟ +هرشب! -سختتون نیست؟! +ببین! معنای تجمع رو اگه بفهمی، سختی، آسون میشه… 📽 آرشیو جنگ 📝بهانش | بهاے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
📖 تفنگ بعد از بیست و اندی سال داخل زمین، زنگ زده بود. اما تفنگ خوب و حتی فوق‌العاده‌ای بود. پرسیدند: در مقابلش چه می‌خواهی؟ حاجی قیمتش چند است؟ اشک در چشم پیرمرد حلقه زد و گفت: قیمتش خیلی زیاد است! ابراهیم کلافه پرسید: چقدر می‌خواهی؟ پیرمرد همان‌طور که اشک می‌ریخت گفت: قیمتش این است که برای رضای خدا در راه مقاومت علیه رژیم اشغالگر از آن استفاده کنی. من بهای محافظت و تحویل ندادنش به سازمان اطلاعات را با گذراندن ماه‌های مدید در بازجویی لعنتی و سال‌ها زندان پرداخت کرده‌ام. ابراهیم سر پیرمرد را بوسید و گفت به اذن خدا همین کار را خواهند کرد. بعد از او خواست برایشان دعا کند و راه افتادند. مرد نگاهش را به سمت آسمان برد و گفت: اللهم انصرهم و سدد رميهم. ✍🏻 📔 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📌تلاش انگلیس برای کنار زدن زبان فارسی در هند از اوایل قرن نوزدهم ✍🏻 🗓 ۱۳۷۰/۱۲/۰۵ 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
🔻سروده تازه محمدمهدی سیار با عنوان «ارابه فرعون» ارّابه فرعون هرچه بیشتر می‌تاخت خود را چهار اسبه، به کام نیل می‌انداخت! هر قدر با هامان برای جنگ با یزدان فرعون آجر چید، برج مرگ خود را ساخت جزر و مدَش آهنگ غرق سرکشان دارد این تنگه را آن ناوگانِ دیوْگون نشناخت دریاست...هر دَم معجزی در آستینش هست دیدم شبی هر موج شمشیری دو دم می‌آخت غرب و غرورش را به غیرت غرق خواهد کرد این ساحل گلگون درفش انتقام افراخت قبل از سحَر آواز طوفان خواند دریا باز ماه و مِه و ماهی به این آواز دل می‌باخت... نزدیک می‌شد لحظه «إنّ معی ربّی» ارّابه فرعون هرچه بیشتر می‌تاخت! ✍🏻 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
ما را از هراسِ جنگ، واهمه‌ای نیست؛ ما که سال‌هاست سرنوشتِ خویش را در قنوتِ نمازهایمان به آسمان گره زده‌ایم و مدام تمنا می‌کنیم: «اللهمَ ارزُقنا توفیقَ الشهادة فی سَبیلک» ✍🏻 –تحریریه بهانش 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh