eitaa logo
خانۀ نویسندگان بهانش✒️
1.8هزار دنبال‌کننده
989 عکس
401 ویدیو
76 فایل
🎒اینجا یک «کوله‌پشتی» برای سفر نویسندگی‌ست🏕️ ❃ زنگ نویسندگی و انتقال تجربه‌های ادبی ❃ رسالت اهل قلم و خوانش بیانات رهبری ❃ معرفی مجلات و پاره‌کتاب‌های خواندنی ❃ شبکه‌سازی خلاق میان نویسندگان متعهد 🧑‍💻ادمین: @admin_bahanesh
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔰 کاپیتالیسم شناختی؛ مصادره کلمه در خدمت الگوریتم 🔢 بخش ۸/۹ ▫️در عصر حاضر، کلمه تنها ابزاری برای بیان و معناسازی نیست؛ بلکه به خودی خود، به منبعی از سرمایه بدل شده است. ما در مواجهه با هوش مصنوعی ناخواسته درگیر الگوی جدیدی از استثمار قرار می‌گیریم که شوشانا زوبوف آن را «سرمایه‌داری نظارتی» می‌نامد. در این نظام، تجربیات زیسته ما – از جمله هر کلمه‌ای که می‌نویسیم، هر ایده‌ای که پرورده‌ایم، و هر روایتی که خلق می‌کنیم – به «داده‌های رفتاری» قابل استخراج تبدیل می‌شوند. این داده‌ها خوراک اصلی الگوریتم‌های هوش مصنوعی هستند که مدل‌های زبانی را آموزش می‌دهند و پیش‌بینی‌های دقیقی از رفتارهای آینده ما ارائه می‌کنند. 🔖 زوبوف و منطق استخراج داده زوبوف معتقد است که سرمایه‌داری نظارتی، منطق بازار را از مبادله کالا و خدمات به پیش‌بینی و دستکاری رفتار انسانی تغییر داده است. در این فرآیند هوش مصنوعی به عنوان موتور محرکه جمع‌آوری، تحلیل و فروش این داده‌ها به‌کار می‌رود. هر بار که ما متنی تولید می‌کنیم یا از ابزارهای هوش مصنوعی بهره می‌بریم، ناخواسته به غنی‌تر شدن این «منابع ذخیره» زبانی کمک می‌کنیم که در نهایت به سود شرکت‌های بزرگ و توسعه مدل‌های زبانی آن‌ها تمام می‌شود. کلمه، که زمانی ابزاری برای آزادی بیان بود، اکنون به کالایی تبدیل شده که برای سودآوری به تاراج می‌رود. 🔖 فوکو و معادله «دانش/قدرت» میشل فوکو به ما آموخته بود که دانش و قدرت به صورت جدایی‌ناپذیری با یکدیگر گره خورده‌اند؛ هر دانشی، شکلی از قدرت را به همراه دارد و هر قدرتی، دانشی را تولید می‌کند. در عصر هوش مصنوعی، این معادله «دانش/قدرت» شکلی نوین به خود می‌گیرد. الگوریتم‌ها از طریق تحلیل حجم عظیمی از متون، دانشی بی‌سابقه از الگوهای زبانی، ساختارهای گفتمانی و حتی جهت‌گیری‌های فکری تولید می‌کنند. این «دانش الگوریتمی»، به نوبه خود، قدرتی عظیم برای شکل‌دهی به افکار عمومی، جهت‌دهی به محتوای تولیدی و حتی استانداردسازی زبان به ارمغان می‌آورد. 🔹وقتی نویسنده‌ای از هوش مصنوعی برای تولید متن استفاده می‌کند، نه تنها به تقویت این سیستم قدرت‌مدار کمک می‌کند، بلکه خود را در مقام «کارگر خط تولید داده» قرار می‌دهد. خروجی‌های هوش مصنوعی نیز، اگرچه ظاهرا اصیل به نظر می‌رسند، اما در حقیقت بازتابی از همان داده‌هایی هستند که پیش‌تر توسط انسان‌ها تولید شده‌اند. این چرخه، به نوعی مصادره و همگون‌سازی کلمه در خدمت منطق الگوریتمیک است. 🔖 هان و نجات روایت از چنگ اطلاعات بیونگ-چول هان، تفاوت بنیادینی میان «اطلاعات» و «روایت» قائل است. اطلاعات فاقد زمینه، معنا و بُعد انسانی است؛ صرفا داده‌های پردازش‌پذیر و قابل اندازه‌گیری. هوش مصنوعی در بهترین حالت، ماشین تولید اطلاعات است. اما روایت، از دل تجربه زیسته، حافظه جمعی و فردیت برمی‌آید؛ آن کلمه است که روح دارد و معنا خلق می‌کند. 🔸در این نبرد میان «اطلاعات» و «روایت»، رسالت مؤلف چیزی جز صیانت از اصالت روایت نیست. این یعنی: 1⃣ نگاه انتقادی به منابع: پرسش از اینکه چه داده‌ای، توسط چه کسی و با چه انگیزه‌ای به هوش مصنوعی خورانده شده است؟ 2⃣ حفظ عاملیت و صدای مؤلف: مقاومت در برابر وسوسه تولید انبوه و بی‌هویت. امضای مؤلف صرفا نام وی پای نوشته‌اش نیست. امضای مؤلف عبارت از رویکرد، جهان‌بینی و لحن منحصر به فرد اوست. 3⃣ تأکید بر تجربه زیسته: دمیدن روح واقعیت، مشاهده و تجربه شخصی در متن، به جای اتکا به میانگین‌های آماری. 4⃣ بازتعریف ارزش زمان: خلق یک اثر اصیل نیازمند زمان، تأمل و رنج است؛ کیفیاتی که با سرعت و کارایی الگوریتم در تضادند. ✅ مدیریت هوش مصنوعی در ساحت کلمه، نه تنها یک چالش فناورانه، بلکه حتی یک کشمکش فلسفی و اقتصادی برای حفظ انسانیت زبان و استقلال فردی در برابر مدل‌های تجاری و قدرت‌های الگوریتمیک است. این جنگ بر سر بازپس‌گیری «کلمه» از چنگال «داده» است. ✍🏻 –مدیر خانهٔ بهانش 🗂 پرونده 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
16.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛤️ شـــــــاعـــــــر نــــمـــــــا ؛) 📝بهانش | بهاے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📌نقش هنر در نشان دادن قبض و بسط عارفانه ▫️این قبض و بسطی که عرفا می‌گویند، یک واقعیت است. انسان گاهی قبض دارد، اصلاً گرفته و بسته است، همه‌ی حقیقت هم جلوی اوست؛ اما از آن حقیقت و معارف، ترشحی به او نمی‌شود. گاهی هم انسان باز و مبسوط است و همه‌ی شُعاع‌ها و انوار به او می‌تابد. در آن لحظه، انسان گاهی مثل خورشید نور می‌دهد. خود انسان هم نورانیت خویش را احساس می‌کند. انسان بایستی این لحظه‌ها را در کلمات و فرمایش‌های امام حسین(ع) جست‌وجو کند و برای خودش به وجود بیاورد. این کلمات، چنان لحظه‌هایی را در انسان ایجاد می‌کند. 🔹ما در این هشت سال فداکاری داشتیم؛ شوخی که نیست. همین برادران جانباز و آزاده‌‌ای را که ملاحظه می‌کنید، هر حادثه‌ای که برایشان اتفاق افتاده، و هر تجربه‌ی مخلصانه‌ای که این‌ها یا خودشان نشان دادند یا در دیگران دیدند، به نظر من کافی است تا انسان‌هایی را هدایت کند. این حادثه‌ها و تجربه‌ها، ماها را واقعاً هدایت می‌کند. 🔸من کتاب‌هایی را که می‌خوانم، معمولاً بیشتر یادداشت یا تقریری می‌نویسم؛ یعنی اگر چیزی به ذهنم آمد، بیشتر آن را یادداشت می‌کنم. این کتاب «فرمانده‌ی من» را که خواندم، بی‌اختیار پشتش بخشی از زیارت‌نامه را نوشتم: «السلام علیکم یا اولیاءالله و احبائه» واقعاً دیدم که در مقابل این عظمت‌ها انسان احساس حقارت می‌کند. من وقتی این شکوه را در این کتاب دیدم، در نفس خودم حقیقتاً احساس حقارت کردم. 🔻چه کسی می‌تواند این شکوه را به ما نشان بدهد؟ این شکوه وجود دارد، ولی کسی می‌تواند این شکوه را به ما نشان بدهد؟ این شکوه وجود دارد، ولی یک نفر باید آن را به ما نشان بدهد. او، چه کسی است؟ او، شمایید. یعنی اگر شما قدر خودتان را بدانید، می‌توانید حامل آن چنان نورانیتی باشید که انسان‌ها را تکان می‌دهد. آن طور حقیقی واقعاً ماها را منقلب می‌کند. آن حقیقت اتفاق افتاد و یک لحظه از بین رفت. البته در ملكوت واقعی است؛ اما در عالم ناسوت و در مادّیت و حساب زمان و مکان ما، در یک لحظه حادثه‌ای اتفاق افتاد و تمام شد رفت. 🔺چه چیزی می‌تواند این حادثه را ماندگار کند؟ چه چیزی می‌تواند آن را به گونه‌ای که حتی چشمِ عادی در حضور نمی‌بیند، در غیاب آن حادثه، به دل و بصیرت انسان تفهیم بکند؟ آن، هنر است. هنر این نقش را دارد و می‌تواند این کار را انجام بدهد. 🗓 بیانات در دیدار با مسئولان، نویسندگان و هنرمندان «دفتر هنر و ادبیات مقاومت» 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛤️ حالا ۲۳۶ روز شد آقاجونم…💔🩹 📝بهانش | بهاے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔰 کلمه، سکوت و عصیان 🔢 بخش ۹/۹ (پایانی) ▫️این هشت منزل را دویدیم تا سرانجام نقاب از چهره این وضع جدید بیفتد: ما با بحران تکنولوژی طرف نیستیم؛ در میانه یک «فتنه وجودی» ایستاده‌ایم. هوش مصنوعی نیامده است تا بار دست‌های ما را سبک کند؛ آمده است تا دست‌ها را بی‌خاصیت و اراده‌ها را خلع سلاح کند. در جهان ماشین، کلمه که روزگاری نَفَس قدسی، آستانه تجلی حقیقت و خون‌بهای زیستن بود، حالا به «توکن»، «کسر احتمال» و «کالای نظارتی» تنزل یافته است. ماشین، وراج‌ترین پدیده‌ای است که تاریخ به خود دیده است؛ خستگی‌ناپذیر، بی‌لکنت، شیک، اما عمیقا «کر و لال» نسبت به حقیقت. 🔹اگر قرار باشد در زمین ماشین بازی کنیم، پیشاپیش مغلوبیم. او از ما سریع‌تر سطر می‌زند، خوش‌ساخت‌تر نحو می‌چیند و انبار اطلاعاتش ته ندارد. اما درست در همین نقطه است که باید ایستاد و خط کشید. سنگر نجات اهل قلم، مسابقه دادن در تولید متن نیست؛ سنگر ما، پناه بردن به «کُندی»، تقدیس «سکوت» و بازیابی «رنج اصیل اندیشیدن» است. 🔸والتر بنیامین از زوال «هاله» اثر در عصر بازتولید مکانیکی می‌گفت؛ اما هاله متن کجاست؟ هاله متن، همان عرق‌ریزان روح نویسنده است روی سفیدی بی‌رحم کاغذ. هاله متن در لرزش قلم است، در آن شبی که نویسنده تا سحر با یک فعل دست به یقه می‌شود و سرانجام تسلیم سفیدی کاغذ نمی‌شود. متن ماشین بی‌اصل‌ و نسب است؛ نه مادری دارد که برایش درد کشیده باشد و نه خاکی که در آن ریشه دوانده باشد. متقارن و بی‌نقص است، درست مثل گل‌های پلاستیکی گورستان؛ هیچ‌گاه پژمرده نمی‌شود، چون هیچ‌گاه زنده نبوده است. ◾️اصالت انسان، دقیقا در همین «ناکاملی شریف» است. در کلمه‌ای غریب که ناگهان از عمق جان فوران می‌کند؛ در لکنتی که حاصل شرم و هیبت نویسنده در برابر امر متعالی است؛ در زاویه‌های تندی که میانگین‌های خنثای الگوریتم را به آتش می‌کشد. برای مؤلف ماندن در عصر هوش مصنوعی، به‌گمانم باید دست به این سه عصیان زد: 1⃣ غصب‌ناپذیری هسته تفکر حتی خاک‌روبه‌ها و طرح‌های اولیه را نباید به ماشین سپرد. چارچوب اولیه، همان زندانی است که ماشین برای اندیشه شما می‌سازد. نویسنده باید اجازه دهد ایده در تاریک‌خانه ذهن خودش، در خلوت، در انزوا و در رنج ندانستن شکل بگیرد. تفکری که پیش‌نویسش را کدها بسازند، پیشاپیش اخته شده است. 2⃣ پناه بردن به سکوت و عمق در برهوتی که میلیون‌ها صفحه متن استرلیزه در ثانیه تولید می‌شود، ارزش در پرگویی نیست؛ در «گزیده‌گویی و درنگ» است. نویسنده‌ی فردا کسی نیست که دیوان‌ها می‌نویسد، بلکه کسی است که جرات می‌کند دیر بنویسد؛ اما وقتی نوشت، متنش تاریخ را تکان دهد و از جهان واقعی خبر بیاورد، نه از شبیه‌سازی‌های مجازی. 3⃣ مسئولیت و شهادت وجودی ماشین تقاص پس نمی‌دهد؛ نه شرمسار می‌شود، نه پای چوبه‌دار می‌رود، نه برای عقیده‌اش رنج می‌کشد و نه از سر غیرت و درد می‌نویسد. متن اصیل، متنی است که امضای خونی پای آن باشد؛ یعنی نویسنده‌اش پای صدق آن ایستاده باشد. کلمه، ناموس تفکر انسانی است و نمی‌توان آن را بی‌هزینه خرج کرد. 🔖 این پرونده، مرثیه‌ای برای تسلیم نبود؛ تلاشی –هرچند ناچیز– برای هشیاری بود. هوش مصنوعی بماند و کوه داده‌ها را الک کند، اما خلوت آفرینش، محراب انسان است. تا زمانی که انسان می‌تواند بغض کند، مرگ را مزمزه کند، به امیدهای محال لبخند بزند و پرتاب‌شدگی خود را در این جهان تاب بیاورد، کلمه زنده است. 🔻کاغذهای چرک‌نویس را دور نریزید؛ قلم را محکم‌تر بفشارید؛ به سفیدی کاغذ خیره شوید؛ رنج زایش را با افتخار به جان بخرید؛ و فراموش نکنید: در روزگار همسان‌سازی سیلیکون‌ها، «خط زدن و مکث کردن»، باشکوه‌ترین شکل انسان بودن است. والسلام. ✍🏻 –مدیر خانهٔ بهانش 🗂 پرونده 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
980K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛤️ هر بروئی که معناش برو نیست یه موقع‌هایی هم، یعنی بمون… 📝بهانش | بهاے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
هدایت شده از سایه روشن
🌀 معرفی کتاب: سیاست‌های خیابانی 🖋 نویسنده: آصف بیات 🌍 با توجه به اتفاقات فرانسه و شکل‌‌گیری جنبش‌های اعتراضی در اروپا، خواندن این کتاب را به دانش‌‌پژوهان توصیه می‌کنم. 📌 متن یادداشت در فرسته‌ی بعدی... 🗂 🆔@Sayeh_Rooshan
هدایت شده از سایه روشن
🌀 معرفی کتاب: سیاست‌های خیابانی 🖋 مهدی تقیلو؛ نویسنده و سیاست‌پژوه 📜 آصف بیات با نگاهی بوم‌شناسانه به دنبال تحلیل تحولات اجتماعی در خاورمیانه است. وی برای توضیح سیاست هویت در جوامع خاورمیانه‌ای اصطلاحاتی مانند سیاست‌های خیابانی، ناجنبش‌های اجتماعی و پیشروی آرام را به کار می‌گیرد. وی سپس می‌گوید فرودستان شهری، تهیدستان و سرخوردگان در این جوامع از رهگذر پیشروی آرام و مبارزات ساده هر روزه، زندگی و جامعه جدیدی برای خود و واقعیت‌های شهری متفاوتی در شهرهای خاورمیانه رقم می‌زنند. ✅ از نظر وی، سیاست مخالفت به‌طور عمده در ساز و کار شهری ایجاد می‌شود و بروز می‌یابد. وقتی مردم از قدرت انتخابات برای تغییر امور محروم می‌شوند، ممکن است به قدرت نهادی متوسل شوند (اعتصابات دانشجویی یا کارگری) تا از طریق واردکردن فشار بر مقامات، آن‌ها را به ایجاد تغییر وادارند؛ اما برای دیگر اتباع شهری (همچون بیکاران، زنان خانه‌دار و آدم‌های بی‌نام و نشان) که به‌طورساختاری از قدرت نهادینه در ایجاد اختلال بی‌بهره‌اند، خیابان قلمرو اول و آخر مبارزه است. 🎯 از نظر بیات، در حال حاضر حتی مردم عادی، تهیدستان شهری، زنان و جوانان در حال آشنایی با جهان‌اند. این آشنایی در هنگامه نارضایتی از وضع موجود جامعه، افراد را به سمت تغییر در جوامعشان از رهگذر مطلوبیت‌های جهانی سوق می‌دهد. آنان از طریق فضاهای جدید تلاش می‌کنند نارضایتی خود را بر زبان آورند و به منظور دستیابی به زندگی بهتر ابراز وجود کنند. ابزارهای تغییر جوامع صرفاً به تظاهرات و انقلاب توده‌ای محدود نمی‌شود. آن‌ها بازتاب بسیج مردمی‌اند؛ اما مردم بیشتر به آن‌چه وی «ناجنبش» می‌نامد، روی می‌آورند. از نظر او، سیاست مبارزه و «ناجنبش‌های اجتماعی» ابزار فهم تغییرات معنادار در خاورمیانه است. 🔸 ناجنبش‌های اجتماعی به کنش‌های جمعی فعالان غیرجمعی گفته می‌شود. آن‌ها برآیند رفتارهای یکسان تعداد کثیری از مردم عادی‌اند که کنش‌های پراکنده اما یکسانشان تغییرات اجتماعی گسترده‌ای را به وجود می‌آورد؛ حتی اگر این رفتارها تابع هیچ ایدئولوژی یا رهبری و سازماندهی مشخصی نباشند. سیاست‌های خیابانی ظرف ناجنبش‌هاست. در سیاست خیابانی علاوه بر منازعه میان مقامات و گروه‌های غیررسمی و فاقد نهاد، منازعه بر سر کنترل فضا و نظم عمومی در جریان است. خیابان‌ها به عنوان فضاهای جنبش نه‌تنها مکان‌هایی هستند که مردم نارضایتی خود را در آن‌ها به زبان می‌آورند، بلکه هویت خود را می‌سازند، همبستگی‌ها را گسترش می‌دهند و اعتراض خود را فراتر از محافل دم‌دست می‌کشانند. وی این فضا را خیابان سیاسی و سیاست عمل در آن را سیاست خیابانی می‌نامد. 🔹 دست‌فروشانی که فعالانه بساط خود را در خیابان پهن می‌کنند و کسانی که پارک‌های عمومی، زمین‌ها یا پیاده‌روها را اشغال می‌کنند، امتیازات انحصاری دولت را به چالش می‌کشند و ممکن است با تلافی آن مواجه شوند. زنانی که مدیریت مردسالارانه در جامعه را نمی‌پذیرند و دعوای برابری جنسیتی دارند و به قوانین تبعیض جنسیتی اعتراض می‌کنند نیز شکلی از ناجنبش‌ها را می‌سازند. آنان تلاش می‌کنند از طریق کمپین‌ها به بسیج زنان معمولی در سطح ملی ضد قوانین تبعیض‌آمیز مبادرت ورزند؛ به فعالیت‌های بیرون از خانه به‌ویژه فعالیت‌های مردانه، ورزش، تحصیلات عالیه، موسیقی و اشتغال روی آورند. در پارک‌های عمومی با پوشش‌های نامناسب ظاهر شوند و در جنگ فرسایشی با مأموران امر به معروف و نهی از منکر، حجاب اجباری را در انظار عمومی به چالش بگیرند و با عادی‌کردن بیرون‌گذاشتن موها از روسری مبارزه کنند. جوانان جهانی‌شده نیز از طریق سبک زندگی متفاوت به این کارزار وارد می‌شوند. ⚠️ اما منطق کنش در ناجنبش‌ها چیست؟ در پاسخ، بیات معتقد است که قدرت ناجنبش‌ها در اتحاد عاملان آن‌ها نیست (کما اینکه جنبش‌های اجتماعی این‌گونه‌اند)، بلکه در قدرت «بی‌شماران» است؛ یعنی بسیاری از مردم که همزمان کارهای مشابهی را هر چند به صورت‌های گوناگون انجام می‌دهند. حال که ناجنبش‌ها کنش جمعی تابع منافع و هویت‌های مشترک در داخل گروه منفرد و اَتمیزه است، پرسش این است که چگونه باید گرد هم آیند و به همراه یکدیگر عمل کنند؟ درحالی‌که هویت‌های مشترک اساس عاملیت‌های ناجنبش‌ها برای کنش جمعی‌اند؛ اما این هویت‌ها چگونه در میان سوژه‌های پراکنده و اَتمیزه ساخته می‌شوند؟ در پاسخ باید گفت: این همبستگی‌ها در فضاهای عمومی، گوشه و کنار خیابان، در محل کار و مانند آن، به صورت شبکه‌های انفعالی ساخته می‌شوند. افراد همدیگر را می‌شناسند و با استفاده از صداهای مشترک، نمادها (مثل: رنگ، دستبندها و تی‌شرت‌ها) و هر آن‌چه به همبستگی آنان در زمانه عسرت یاری رساند، به مقاومت در برابر دولت می‌پردازند. 〰️〰️〰️〰️〰️ 🆔@Sayeh_Rooshan
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا